آموزش نکات مهم شیمی3 فصل اول

هرفرمول شیمیایی بیانگر 2مطلب است-نوع عنصرهای تشکیل دهنده

2-تعداد هر عنصر در آن

واکنش شیمیایی

 

            فرایند ی است که طی آن یک یا چند ماده شیمیایی(عنصر/ترکیب)

بر هم تأثیر می گذارند و مواد شیمیایی تازه ای ایجاد می کند که همراه با مبادله انرژی

می باشد

معادله شیمیایی بر دو نوع هستند

—                       -نوشتاری

•     2-نمادی

معادله نوشتاری

            تنها نام واکنش دهنده ها و فر آورده های واکنش را مشخص می کند

به عنوان مثال چند معادله نوشتاری در زیر آمده است.

 هیدروژن + روی کلرید                     هیدروژن کلرید + روی

اطلاعاتی که معادله نوشتاری به ما می دهد1 - نام واکنش دهنده ها

2 - نام فرآورده ها

—                       معادله نمادیافزون بر نمایش فرمول شیمیایی و حالت فیزیکی واکنش دهنده ها

—         اطلاعاتی درباره ی شرایط لازم برای انجام واکنش نیز می دهد

—         ولی درمورد چگونگی انجام کار و نکات ایمنی  اطلاعاتی نمی دهد.

—         به مثال های زیر توجه کنید

—                        2Na(s)+2H2O            2NaOH(aq)+H2+Q

                   اطلاعاتی که معادله نمادی به ما می دهد:     1-فرمول شیمیایی واکنش دهنده ها و فراورده ها

2- حالت فیزیکی آنها

3- شرایط واکنش از قبیل دما ،فشار، کاتالیزگر

4- نسبت مولی واکنش دهنده ها و فراورده ها

5- گرماده یا گرما گیر بودن آنها

        اطلاعاتی که از معادله نمادی نمیتوان گرفت

            1- نحوه مخلوط شدن واکنش دهنده ها

2-چگونگی انجام واکنش

3-نکات ایمنی

4- سرعت واکنش

وجه(نکات مهم)

- فلزات گروه 1و2و3و عناصر واسطه همگی در حالت آزاد جامدند

استثنا:

تنها فلز مایع جیوه می باشد1-

2 – نافلزاتی که به صورت دو اتمی هستند همگی گاز اند

استثنا :

برم مایع و ید جامد است

 نظیر گوگرد ،کربن و فسفر جامد اند  بقیه نافزات تک اتمی

 

 

—                                   ترکیبات یونی شامل اسید ها – بازها و نمک ها همگی به صورت محلول

هستند

نکات مهم در واکنش:

1-هرگاه در یک واکنش یکی از مواد اولیه نمک باشد و ماده دیگر مایع یا محلول باشد نمک میتواند در واکنش در این حالت به صورت جامد شرکت کند.

2.اگر در قسمت محصول نمک داشته باشیم همیشه به شکل محلول است

مثالهایی برای تغییر فیزیکی

مثالهایی برای تغییر فیزیکی

 

·         مغناطیسی شدن آهن در مجاورت آهن ربا یک پدیده فیزیکی است. زیرا اولا اثری بر خواص شیمیایی آهن ندارد و ثانیا با دور کردن آهن ربا و یا با استفاده از روش‌های فیزیکی می‌توان این خاصیت را از بین برد.

 

·         اغلب فرایندهای انحلال از فسیل ، حل شدن قند یا نمک در آب ، حل شدن بنزن در تولوئن و حل شدن ید در تتراکلریدکربن.

 

·         ملغمه شدن فلزات (آلیاژ فلزات).

 

·         تصعید نفتالین در دمای اتاق.

 

·         مخلوط کردن گرد کات کبود آبی رنگ و پودر زرد رنگ گوگرد و تولید گرد سبز رنگ نیز صرفا یک پدیده فیزیکی است و تغییر رنگ آن ناشی از انجام یک پدیده شیمیایی نیست.

 

آسیاب کردن مواد نیز یک پدیده فیزیکی می‌باشد. زیرا هیچگونه تغییری در ساختار مواد صورت نمی‌گیرد.

 

انحلال

 

پدیده انحلال نیز یک پدیده فیزیکی می‌باشد و بطور کلی ، حل شدن یک ماده حل شونده در یک حلال ، شامل مراحل زیر می‌باشد:


 

·         جدا شدن ذرات تشکیل دهنده ماده حل شونده از یکدیگر.

 

·         جدا شدن مولکولهای حلال از یکدیگر و پخش شدن ذرات ماده حل شونده در بین مولکولهای حلال.

 

·         بوجود آمدن نیروی جاذبه بین ذرات جسم حل‌شونده و مولکولهای حلال.

 

در مرحله اول و دوم‌ ، برای غلبه بر نیروهای جاذبه بین مولکولی مواد حل‌شونده و حلال ، باید انرژی جذب شود و در مرحله سوم با بوجود آمدن نیروهای جاذبه بین ذرات حل‌شونده و حلال ، انرژی آزاد می‌شود. بدین ترتیب اگر انرژی جذب شده بیشتر از انرژی آزاد شده باشد فرایند حل شدن ، گرماگیر است و برعکس اگر انرژی جذب شده کمتر از انرژی آزاد شده باشد، فرایند انحلال ، گرماده است. برای مثال ، حل شدن اسید سولفوریک و هیدروکسید سدیم در آب ، گرماده و حل شدن اوره در کلرید آمونیوم در آب ، گرماگیر می‌باشد.

 

 

 

 

 

تقطیر

 

اجزای سازنده محلولی از یک ماده حل شده غیر فرار را می‌توان با تقطیر ساده از هم جدا کرد. برای این کار ، محلول را می‌جوشانیم تا حلال فرار ، تبخیر و از ماده حل‌شده جدا شود. با سرد کردن بخار ، حلال مایع جمع آوری می‌شود و ماده حل شده غیر فرار بصورت باقیمانده تقطیر باقی می‌ماند و اجزای سازنده محلول ، حاوی چند جزء فرار را می‌توان با فرایند تقطیر جزء به جزء با استفاده از اختلاف دمای جوش از هم جدا کرد، مانند تقطیر جزء به جزء نفت خام.

 

تبلور

 

تبلور معمولا در موقع تبدیل یک حالت فیزیکی به حالت فیزیکی دیگر صورت می‌گیرد. این تبدیل به سه صورت زیر انجام می‌شود:


 

·         تبلور در هنگام تبدیل حالت مایع به جامد: این نوع تبلور به دو صورت زیر انجام می‌گیرد:

 

o        انجماد مواد مذاب: در اثر سرد کردن ماده مذاب ، اتمها یا مولکولها با هر موقعیتی که دارند، متراکم و بی‌حرکت می‌شوند و ماده منجمد می‌شود. در این صورت ، جسمی جامد بدون داشتن نظم ذره‌ای تشکیل می‌شود. ولی اگر سرد شدن به آرامی و کندی انجام گیرد، اتمها و مولکولها با توجه به نیروی جاذبه و اطاعت از شبکه تبلور کنار هم چیده شده و بلور منتظمی را تشکیل می‌دهند.

 

o        تبلور مواد محلول: در این نوع تبلور ، باید محلول به حالت فراسیر شده باشد. در چنین محلولهایی ، بلورها تشکیل و ته‌نشین می‌شوند. رشد بلورها از طریق اتصال منظم یونها ، اتمها و یا مولکولهای معلق در محلول به نطفه های بلور صورت می‌گیرد.

 

·         تبلور در هنگام تبدیل حالت بخار به جامد (سوبلیماسیون): در این حالت تبلور بلورها مستقیما از تبدیل بخار به جامد حاصل می‌شوند. مثال بسیار روشن ، تشکیل قشرهای بلور یخ ناشی از انجماد مستقیم بخار آب اطاقها بر روی شیشه پنجره‌ها در سرمای زمستان می‌باشد.

 

·         تبلور مواد جامد: تشکیل بلورهای دانه درشت از بلورهای کوچکتر که تحت تاثیر فشار و حرارت و در مدت زمان طولانی صورت می‌گیرد، مانند تشکیل بلورهای دانه درشت کلسیت از بلورهای ریز کربنات کلسیم.

 

 

 

 

انجماد

 

فرایندی که درآن ، تبدیل فاز مایع به جامد صورت می‌گیرد، انجماد نامیده می شود و نقطه انجماد یک محلول ، دمایی است که در آن ، مایع و جامد در فشار 1atm، در حال تعادلند. در نقطه انجماد ، دمای سیستم مایع - جامد ثابت می‌ماند تا اینکه تمام مایع منجمد شود.

با سرد شدن مایع ، حرکت مولکولهای آن ، بیش از پیش کند می‌شود و سرانجام ، در دمای انجماد ، انرژی جنبشی تعدادی از مولکولها به اندازه ای کم می‌شود که جاذبه‌های بین مولکولی می‌توانند آنها را در ساختار بلورین نگه دارند. در این حال انجماد آغاز می شود و مولکولها بتدریج در مواضع طرح بلورین قرار می‌گیرند تا این که تمام مایع به جامد تبدیل شود. برای مثال ، انجماد آب در اثر سرما.

 

تبخیر

 

فرایندی که در آن ، تبدیل فاز مایع به بخار صورت می‌گیرد، تبخیر نامیده می‌شود. تبخیر یک مایع ، شامل جدا شدن مولکولها از سطح مایع و پراکنده شده آنها در فضای بالای مایع است. با افزایش دما ، فشار بخار مایع افزایش می‌یابد و موقعی که فشار درون مایع با فشار خارجی برابر می‌شود (در دمای جوش) ، عمل تبخیر در تمام مایع روی داده و بخار در محیط پخش می‌گردد. مانند تبخیر آب یا هر مایع دیگر در اثر جذب گرما.

 

تصعید

 

فرایندی که در آن ، جامد بدون عبور از حالت مایع مستقیما به بخار تبدیل می‌گردد، تصعید نامیده می‌شود. این فرایند ، برگشت پذیر است. برای مثال ، اگر یخ خشک (دی‌اکسید کربن جامد) را تحت فشار 1atm ، گرم کنیم، در دمای 78,5- درجه سانتی‌گراد ، مستقیما به گاز تبدیل می‌شود. آنتالپی مولی تصعید ، مقدار گرمایی است که بایستی به یک مول از ماده جامد داده شود تا مستقیما به گاز تبدیل گردد.

 

میعان

 

فرایندی که در آن ، فاز بخار به فاز مایع تبدیل شود، میعان نامیده می شود. در این فرایند ، با کاهش دما انرزی جنبشی مولکولهای بخار کاهش یافته و نیروی جاذبه بین مولکولها افزایش می‌یابد و در نتیجه ، در دمای خاصی مولکولهای بخار به مایع تبدیل می‌شود. در واقع ، وقتی یک مول بخار بر اثر تراکم به مایع تبدیل می‌شود، انرژی آزاد می‌شود. این تغییر آنتالپی را آنتالپی میعان مولی می‌نامیم.

آنتالپی میعان مولی ، از نظر عددی برابر با گرمای تبخیر مولی در همان دما است، با این تفاوت که این کمیت دارای علامت منفی است. نمونه‌ای از فرایند میعان ، سرد کردن بخار آب و تبدیل آن به مایع می‌باشد.

 

 



 



 

 

مفهوم فاز

 

یک فاز ، بخشی از ماده است که تمام آن ، از نظر ترکیب شیمیایی و خواص فیزیکی یکسان باشد. در شرایط معینی از فشار و دما بسیاری از مواد خالص می‌توانند بصورت گاز ، مایع یا جامد باشند. بعنوان نمونه ، آب با توجه به فشار و دما می‌تواند بصورت بخار ، مایع یا جامد باشد. به هر کدام از این شکل‌های فیزیکی ، یک فاز می‌گویند.

وقتی که تغییر فازی انجام می‌شود، ماهیت شیمیایی ماده تغییر نمی‌کند، بنابراین تغییر فاز ، یک تغییر فیزیکی است. برای مثال ، ذوب یخ یک تغییر فیزیکی است که در آن فاز جامد به فاز مایع تبدیل می‌شود و بطور کلی ، هر کدام از تبدیل‌های جامد به مایع ، مایع به بخار ، بخار به جامد ، مایع به جامد و جامد به بخار یک تغییر فاز بشمار می‌آیند. فرایندهایی که در آنها ، تغییر فیزیکی صورت می‌گیرد، در زیر آمده است.

 

ذوب

 

فرایندی که در آن فاز جامد به فاز مایع تبدیل می‌شود، ذوب نامیده می‌شود و نقطه ذوب یک محلول ، دمایی است که در آن ، مایع و جامد در فشار کل 1atm، در حال تعادلند. در نقطه ذوب ، دمای سیستم مایع - جامد ثابت می‌ماند تا اینکه تمام فاز جامد به فاز مایع تبدیل شود. در حالت جامد ، نیروهای جاذبه بین مولکولی ، مولکولها را در مواضع مشخص از شبکه بلورین ثابت نگه می‌دارد و با افزایش دما ، انرژی جنبشی مولکولها افزایش می‌یابد و این افزایش حرکت مولکولی برخلاف نیروی جاذبه عمل کرده و باعث می‌شود ساختار بلورین از بین برود و مایع جاری شود.

بهمین جهت ، مایعات شکل مشخصی ندارند، ولی دارای حجم معینی هستند. برای مثال آب شدن یخ در اثر جذب گرما ، نمونه‌ای از فرایند ذوب می‌باشد.

 



 

تغییر فیزیکی

 

 

 

 

 

 

 




 

 

 

 



 

فرایندهایی که در آنها ، تنها حالت فیزیکی ماده تغییر می‌یابد و ماده ای به ماده دیگر تبدیل نمی‌شود، تغییر فیزیکی نامیده می‌شود.

 

 

 

 



 




 

 

فرایند تبخیر ، نوعی از تغییر فیزیکی

 

 

 

دید کلی

 

بطور کلی ، تغییراتی که در هر واکنش بر روی مواد واکنش‌دهنده صورت می‌گیرد، به دو نوع تغییر فیزیکی و تغییر شیمیایی تقسیم بندی می‌شوند. در تغییر شیمیایی ، ساختار ذره های تشکیل‌دهنده ماده دچار تغییر می‌شود و ماده ای به ماده دیگر تبدیل می‌شود، مانند فرایند سوختن ، زنگ زدن و فاسد شدن و... . ولی در تغییر فیزیکی تغییری در آرایش الکترونی اتم‌ها در مولکولها صورت نمی‌گیرد. یعنی ماهیت شیمیایی ماده تغییر نمی‌یابد و فقط حالت فیزیکی ماده تغییر می‌یابد.

بنابراین در تعادل‌های فازی ، تغییر حالت فیزیکی را خواهیم داشت. بنابراین تغییر کلیه حالات ماده نظیر ذوب ، انجماد ، تبخیر ، میعان ، تصعید ، تقطیر و... و نیز انحلال نمک‌ها، بازها و مواد آلی نظیر قند و الکل در آب ، پدیده‌های فیزیکی محسوب می‌گردند

 

 

واکنش‌های برگشت پذیر

 

این واکنش‌ها در شرایط مناسب در هر دو جهت رفت و برگشت پیش می‌روند، مثلا اگر بخار آب را از روی گرد آهن داغ عبور دهند، اکسید آهن همراه با گاز هیدروژن پدید می‌آید.

 

(3Fe(s) + 4H2O(g) ? Fe3O4(s) + 4H2 (g

 


و اگر گاز هیدروژن را بر اکسید آهن ( Fe3O4 ) عبور دهند، آهن و بخار آب تولید می‌شود. واکنش برگشت:


 

Fe3O4 + 4H2 ? 3Fe + 4H2O


واکنش رفت و برگشت در مجموع یک واکنش برگشت پذیر را تشکیل می‌دهند و در نتیجه ، واکنش اثر بخار آب بر آهن داغ ، برگشت پذیر است. در زندگی روزانه با موارد زیادی از واکنش‌های برگشت پذیر برخورد می‌کنیم، مانند شارژ مجدد باطری اتومبیل. مواد شیمیایی موجود در باطری خودرو هنگام تولید جریان برق بتدریج مصرف شده و به مواد دیگری تبدیل می‌شود. با شارژ مجدد باطری ، واکنش‌های برگشت انجام می‌گیرند و مواد اولیه پدید می‌آیند

نوشته شده توسط alimohammadpoor | نظرات دیگران [ 0 نظر] 

تغییرات مواد5

سه شنبه 9 مهر 87 , ساعت 3:9 عصر

مثالهایی از فرایندهای شیمیایی

 

همانظور که قبلا ذکر شد، در تغییر شیمیایی ، ماهیت شیمیایی مواد تغییر می‌یابد و فراورده‌های جدید با خواص متفاوت از مواد اولیه تولید می‌شود. بنابراین پدیده های زیر نمونه هایی از تغییرهای شیمیایی محسوب می‌شوند:


 

·         سوختن انواع سوخت‌ها. مانند بنزین ، نفت ، گاز طبیعی و... در مجاورت هوا

 

·         زنگ زدن فلزات

 

·         گوارش غذا

 

·         رسیدن میوه

 

·         پختن غذا

 

·         فساد مواد

 

·         محکم شدن تدریجی سیمان.

 

·         انحلال آمونیاک در آب. زیرا در اثر انحلال ، قسمتی از مولکولهای آمونیاک با مولکولهای آب ترکیب شده و ماده جدیدی به نام هیدروکسیدآمونیوم تولید می‌نمایند. بهمین دلیل که واکنش شیمیایی بین حلال و حل شونده رخ می‌دهد، حل شدن بیشتر جنبه شیمیایی دارد.

 

·         لخته شدن مواد کلوئیدی. در اثر لخته شدن ، پیوندهای جدیدی تشکیل می‌گردد که باعث تجمع مولکولهای یک محلول کلوئیدی می‌شود.

تشکیل بخارات در اثر حرارت دادن اکسید جیوه

واکنش‌های شیمیایی برگشت پذیر و برگشت ناپذیر

 

واکنش‌های برگشت ناپذیر

 

در این قبیل واکنش‌ها ، محصولات واکنش بر هم اثر شیمیایی ندارند. به همین دلیل واکنش فقط در جهت رفت انجام می‌گیرد و تا مصرف شدن کامل واکنش‌دهنده پیش می‌رود. مثلا اگر تکه‌ای نوار منیزیم را در ظرف محتوی HCl وارد کنیم، واکنش شدیدی میان منیزیم و اسید رخ می‌دهد و فلز بتدریج در اسید ، حل و ناپدید می‌شود و همزمان با ناپدید شدن فلز ، حباب‌های گاز هیدروژن درون اسید به چشم می‌خورند که از ظرف خارج می‌شوند.

بنابراین این واکنش یک‌طرفه است و فقط در جهت رفت پیش می‌رود. یعنی اگر مقداری گاز هیدروژن را در محلول کلرید وارد کنیم، هیچگونه واکنشی انجام نمی‌گیرد.


 

Mg + 2HCl ? MgCl2 + H2


علاوه بر واکنش فوق ، سوختن انواع سوخت‌ها مانند بنزین ، نفت ، گاز طبیعی و... در مجاورت هوا ، محکم شدن تدریجی سیمان ، پختن تخم مرغ ، مچاله شدن نایلون در برابر شعله ، نمونه‌هایی از واکنش‌های برگشت ناپذیرند

 

تغییر گرماگیر و تغییر گرماده

 

مطابق قانون پایستگی انرژی ، در هر واکنش ، باید انرژی کل ثابت بماند. بنابراین در واکنش‌ها ، اختلاف انرژی میان فراورده‌ها و واکنش‌دهنده‌ها به صورت گرما ظاهر می‌شود. از این رو ، واکنش‌هایی نظیر واکنش‌هایگرماده می‌گوییم و در مقابل ، واکنش‌هایی که در آنها سطح انرژی شیمیایی فراورده‌ها بیشتر از واکنش‌دهنده‌ها باشد، واکنش‌هایتجزیهجامد که با گرم کردن ، به دو گاز آمونیاک و کلرید هیدروژن تبدیل می‌شود.

بنابراین در اندازه گیری و محاسبه انرژی واکنش‌های شیمیایی ، چیزی که همیشه محسوس و قابل اندازه‌گیری است، تفاوت محتوای انرژی یا بعبارتی سطحH1: سطح انرژی مواد واکنش دهنده



 



H2: سطح انرژی مواد حاصل



 



H2 < H1



 



H2-H1< 0




به این ترتیب تغییر آنتالپی ?H در یک واکنش انرژی‌ده ، منفی است.

در یک واکنش گرماگیر خواهیم داشت:




H2>H1?H2-H1>0??H>0



 






 

 

انواع فیض

انواع فيض

براي روشن شدن بحث توجه به اين نكته لازم است كه فيض بر چند قسم است.

1. فيض وجود

آن چه كه در عالم وجود دارد از اتم تا كهكشان‌ها از ماديات تا مجردات همه و همه مخلوق خداست اما سخن در اين است كه به خاطر نقص در ناحيه قابليت قابل، فيض وجود، به واسطه انوار طيّبه معصومين علیهم السلام صورت گرفت و همچنان فيض وجود از اين طريق افاضه مي‌گردد و تداوم و استمرار مي‌يابد.

 2. فيض هدايت و معنويت

در فيض هدايت نيز، قطعاً نياز به واسطه است زيرا همه نمي توانند محل نزول وحي الهي قرار گيرند و مستقيماً هدايت شوند و پيوسته بايد بين خالق و مخلوق واسطه اي باشد تا فيض هدايت و معنويت شامل حال آنان گردد.

 

3. فيض نعم مادي

لزوم وجود حجت خدا در هر عصر و زمان كه در بخش آيات مهدويت و همين طور در بخش امام مهدي علیه السلام در سنت گذشت ناظر به همين مطلب است. يعني اگر حجت خدا در روي زمين نباشد همه اين فيض‌ها قطع خواهد شد، لذا در هر زمان حجتي از طرف خداوند كه گاهي به عنوان نبي است و گاهي به عنوان وصي اين مسؤوليت را بر عهده دارد و تمام فيض‌هاي مادي و معنوي از طريق او به مخلوقات مي‌رسد به گونه اي كه اگر اين حجت برداشته شود نظام آفرينش نابود خواهد شد.

امام سجاد علیه السلام مي‌فرمايد:

(در پرتو وجود ماست كه خداوند، آسمان را از فروپاشي نگه مي‌دارد، در پرتو وجود ماست كه خداوند زمين را از لرزش و سلب آرامش از ساكنانش حفظ مي‌كند باران به وسيله ما نازل و رحمت به وسيله ما منتشر و بركات زمين به خاطر ما خارج مي‌گردد و اگر از ما (حجت خدا) كسي روي زمين نباشد زمين اهلش را در خود فرو خواهد برد.1

وقتي جابر از رسول گرامي اسلام صلی الله علیه و آله در مورد فائده امام غائب سؤال نمود حضرت اين حقيقت را در قالب مثالي بسيار زيبا و گويا براي او بيان نمود و فرمود:

(اي و الذي بعثني بالنبوه انهم ليستضيئون بنوره و ينتفعون بولايته في غيبته كانتفاع الناس بالشمس ان سترها سحاب)2;

(بله قسم به آن خدايي كه مرا به نبوت برانگيخت همانا پيروانش در زمان غيبتش از نور او روشني مي‌گيرند و از ولايتش بهره مي‌برند همانند بهره مندي مردم از خورشيد آن گاه كه ابر آن را پوشانده باشد.

تشبيه امام و حجت خدا به خورشيد پشت ابر نكات بسيار زيادي را دربر دارد از جمله اين كه فوائد خورشيد منحصر در شعاع مستقيم آن نيست و زماني كه پشت ابر پنهان مي‌گردد مردم همچنان از فوائد سرشار خورشيد بهره مند مي‌گردند به گونه اي كه اگر لحظه اي اين خورشيد نباشد منظومه شمسي در هم مي‌ريزد. در تشبيه لطيف ديگري حضرت به آب مثال زده شده است و از او به عنوان (ماء معين) يعني آب نمايان ياد شده است.3 اين دو تشبيه بيانگر ضرورت وجودي حضرت است كه همان گونه كه حيات همه موجودات به نور خورشيد و آب بستگي دارد حيات مادي و معنوي تمام موجودات به وجود امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ بستگي دارد و در دعاي عديله اين حقيقت به بياني زيبا به چشم مي‌خورد.

(ببقائه بَقيت الدنيا و بيُمنِه رُزِقَ الوري و بوجوده ثبتتِ الارض و السماء و به يَمْلاءُ الله الارض قسطاً و عدلا بعد ما ملئت ظلماً و جوراً)4;5

دنيا به واسطه او باقي است و مخلوقات از بركت او روزي داده مي‌شوند و زمين و آسمان به سبب او قرار و ثبات دارند و خداوند زمين را به وسيله او پر از عدل و داد مي‌كند پس از آن كه از ظلم و ستم پر شده است.

 


1. كمال الدين، ج 1، ص 238، باب 21، حديث 22 ر.ك: كافي، ج 1، ص 179، حديث 11، باب ان الارض لا تخلو من حجة و كتاب الغيبة مرحوم نعماني، باب 8.

2. منتخب الاثر، ص 144 الفصل الاول الباب الثامن، حديث 4.

3. در بحث آيات مهدويت ذيل آيه 30 ملك بحث آن گذشت.

4. مفاتيح الجنان، دعاي عديله، در زيارت جامعه كبيره فرازهاي «بكم فتح اللّه» به بعد ناظر به همين مسأله مي باشد.

5. براي مطالعه بيشتر در مورد واسطه فيض مراجعه كنيد به:

اصول كافي، كتاب الحجة، باب الاضطرار الي الحجة و باب ان الارض لا تخلو من حجة، كمال الدين، باب العلة التي من اجلها يحتاج الي الامام و باب اتصال الوصيه، خورشيد مغرب، فصل نهم، رقم 6، ص 178.


Copyright

قدمه

هدايت انسان داراي دو رتبه است.

هدايت تشريعي:

كه به صورت ارائه طريق و نشان دادن راه مي‌باشد.

(انا هدينا السَّبيل اما شاكراً و اما كفوراً) (انسان 76: 3) به حقيقت ما راه (سعادت و نجات) را به انسان نشان داديم حال خواهد هدايت پذيرد و شكر اين نعمت گويد و هر كه خواهد آن را كفران نمايد.

هدايت باطني:

(شاخه اي از هدايت تكويني) كه به صورت ايصال الي المطلوب و رساندن به خواسته و هدف مي‌باشد.

رسالت اصلي همه انبياء و اوصياء علیهم السلام هدايت تشريعي و ارشاد و راهنمائي مردم مي‌باشد اما سخن در اين است كه هدايت باطني چه جايگاهي دارد و كار كيست؟

مرحوم علامه طباطبائي(رحمه الله) در تفسير گرانسنگ الميزان ذيل آيه 124 بقره و آيه 73 سوره انبياء و 24 سوره سجده به تبيين اين مسأله پرداخته است از ديدگاه ايشان، هدايت باطني و ايصال الي المطلوب از شؤون امامت كه فوق رسالت است مي‌باشد.


مطلب

ابراهيم خليل در اواخر عمر خود در حالي كه هم نبي بود و هم رسول بعد از پشت سر گذاشتن امتحانات سنگيني مثل انداخته شدن در آتش، ذبخ فرزندش اسماعيل و سربلندي در اين ابتلاءات ، مفتخر به مقام شامخ و رفيع امامت گرديد و خداوند متعال به او فرمود: (اني جاعلك للناس اماماً) (بقره: 124) همانا من تو را براي مردم امام قرار دادم.

حضرت ابراهيم در حالي كه هم نبي بود و هم رسول اين مژده به او داده شد كه ما تو را امام قرار مي‌دهيم و اين حاكي از عظمت و بزرگي مقام امامت مي‌باشد.

نكته جالب اين كه در قرآن مجيد هر كجا متعرض امامت شده است در كنار آن هدايت به امر خدا به عنوان تفسير آمده است (آيه 73 انبياء و 24 سجده)

نتيجه اين كه امامت از ديدگاه قرآن مطلق هدايت نيست بلكه هدايتي است كه به فرمان الهي صورت مي‌گيرد و به حَسَب باطن نوعي ولايت بر مردم است كه با نفوذ و تأثير در نفوس قابل و لايق، آنان را در سلوك و پيمودن منازل و مراتب سير الي الله دستگيري و راهنمايي مي‌كند.

مقام رسالت در فيوضات ظاهري يعني شريعت الهي رابط بين مردم و خداست ولي مقام امامت در فيوضات باطني رابط بين عابد و معبود است.1

نكته مهم اين كه گاهي اين دو مقام در يك نفر جمع مي‌شود مثل رسول گرامي اسلام صلی الله علیه و آلهو حضرت ابراهيم علیه السلام و برخي ديگر از انبياء عظيم الشأن «صلوات الله عليهم اجمعين» و گاهي از نبوت جدا مي‌گردد و شخص، داراي مقام رفيع امامت است مثل ائمه طاهرين علیهم السلام.

جان كلام اين كه امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ رسالت اصليش هدايت و دستگيري باطني افراد لايق و شايسته مي‌باشد و هم اكنون قافله سالار كاروان انسانيت در سير الي الله مي‌باشد و غيبت حضرت هيچ مانعي براي إعمال اين هدايت نيست بر خلاف هدايت تشريعي كه لازمه آن ظهور و حضور امام ميان مردم مي‌باشد و ان شاءالله با ظهور حضرت، مردم از آن بهره مند خواهند شد.

 

فلسفه هدايت باطني

با وجود هدايت تشريعي و آيات نوراني قرآن و سنت حيات بخش معصومين علیهم السلام چه ضرورتي براي هدايت باطني مي‌توان در نظر گرفت؟!

در پاسخ اين سوال بايد گفت انسان‌ها در درجات و مراتب مختلفي از عقل و فهم قرار دارند بسياري از افراد (از مؤمنين) به بهشت قانع و راضيند و نسبت به درجات بالاتر، يا اطلاعي ندارند يا همت وصول به آن را ندارند اينان در پرتو هدايت تشريعي مي‌تواند به مقصود و خواسته خود نائل شوند و نيازي به هدايت باطني براي آنان نيست.

اما در طول تاريخ پيوسته انسان هايي بوده و هستند كه به بهشت قانع نيستند و با شناخت استعدادهاي عظيم بالقوه خود به بهشت و جهنم به عنوان ابزار و وسيله اي براي نيل به درجات بسيار عالي مي‌نگرند نه هدف يكي عامل تشويق و ديگري عامل تهديد و بازدارنده از آلودگي و سستي.

اينان با همّتي بلند و عزمي راسخ طالب سلوك سير الي الله و طي عالي ترين درجات رشد و تعالي هستند و خداوند حكيم شرائط و راهكارهاي لازم براي اين دسته از انسان‌هاي والا همت را فراهم نموده است از جمله ضرورت وجود يك انسان كامل كه خود در اوج معنويت و بر فراز اين قله قرار دارد تا دستگير و رهنماي چنين افراد لايق و شايسته اي باشد و در پرتو هدايتهاي باطني او درجات رشد و تعالي را يكي پس از ديگري طي كنند. با توجه به اين نكته كه در فيض هدايت نياز به واسطه است با بياني كه در بخش واسطه فيض گذشت.

فائده سوم: اميد بخشي

نقش حياتي و شگفت انگيز اميد در سعادت و موفقيت فرد و جامعه بر كسي پوشيده نيست و در يك جمله مي‌توان گفت: «بشر به اميد زنده است» رسول گرامي اسلام صلی الله علیه و آله مي‌فرمايد: «اگر اميد نبود مادري فرزند خود را شير نمي داد و كسي درختي نمي كاشت».1

قدرت و توان يك سپاه به روحيه و اميد او بستگي دارد يكي از مهمترين علتهاي شكست سپاه اسلام در جنگ احد با شايعه كشته شدن رسول خدا و همينطور شكست لشگر احزاب در جنگ خندق از دست دادن اميد و روحيه، بود.

و هم اكنون نيز دشمن براي دست يافتن بر همين هدف يعني سلب اميد از طرف مقابل قبل از جنگ نظامي، ماهها دست به جنگ شديد رواني مي‌زند.

و شيعه با اعتقاد به امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ پيوسته اميد خود را حفظ نموده و با انتظار ظهور او موجوديت خود را حفظ نموده است.

آري آن چه كه در طول تاريخ تشيع، رمز پايداري شيعه بوده است با آن همه دشمني، توطئه مكر و نيرنگ عليه اين فرقه ناجيه، چيزي جز اميد و ثمره آن انتظار نبوده و نيست.

گر چه اهل سنت نيز اعتقاد به حضرت مهدي علیه السلام دارند اما اعتقاد به مهدي موعود موجود، با اعتقاد به يك مهدي كه هر وقت خداوند بخواهد به دنيا مي‌آيد و در وقت مناسب ظهور خواهد نموده هرگز قابل مقايسه نيست و اين امر با مقايسه جوامع شيعي نشين كه داراي انتظاري زنده، نيروآفرين و تحرك بخش هستند و جوامع سني نشين كه داراي انتظاري سرد و خاموش مي‌باشند به خوبي مشهود است كه علت آن دو نكته اساسي است:

1 ـ شيعه با اعتقاد به وجود امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ و قدرت و علم بي‌نهايت او، خود را از يك پشتوانه قوي و فولادين برخوردار مي‌داند كه عنايات و توجهات او پيوسته يار و ياور آنان است لذا همانند كوهي استوار در برابر دشمن مي‌ايستد و هراسي به دل راه نمي دهد.

2 ـ با اعتقاد به نقش و تأثير مردم در زمينه سازي و تعجيل ظهور و پايان يافتن غيبت به سعي و تلاش خود براي تحقق اين امر، ادامه مي‌دهد كه نمونه بارز آن انقلاب اسلامي ايران مي‌باشد كه با همين هدف به رهبري امام راحل(قدس سره) شكل گرفت.2

 


1. مهدي تجسم اميد و نجات، عزيز الله حيدري، ص 19 به نقل از نهج الفصاحة، ص 189، كلمه 936.

2. براي آشنايي با تلاش دشمن در از بين بردن اين اميد مراجعه نماييد به كتاب تهاجم يا تفاوت فرهنگي از دكتر حسن بلخاري، ص 92 و مجله انتظار، شماره 5، ص 268.


فائده چهارم: امنيت بخشي

با اين همه گناه و معصيت، ظلم و فسادي كه در عالم وجود دارد اگر به خاطر وجود امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ نبود تاكنون بارها و بارها مردم گرفتار عذاب الهي شده و همه نابود شده بودند. اما امام، امان براي اهل زمين است و خداوند به احترام او، به مردم مهلت مي‌دهد تا شايد به خود آيند و با توبه، خود را از شقاوت ابدي رهايي بخشند.

رسول گرامي اسلام صلی الله علیه و آله به حضرت علي علیه السلام فرمودند: «... خداوند متعال به واسطه ائمه از فرزندان تو، باران بر امتم نازل مي‌كند و دعاي آنان را به اجابت مي‌رساند و بلا را از آنان برطرف مي‌كند»1

و امام محمد باقر علیه السلام مي‌فرمايند:

«نحن الذين بنا يُصرَفُ عنكم العذاب» ما كساني هستيم كه خداوند بواسطه ما عذاب را از شما برطرف مي‌گرداند.2

و در جاي ديگر فرمودند: اگر يك روز زمين از امام و حجت خدا خالي بماند «لعذَّبهم الله باشدّ العذاب» خداوند آنان را (مردم) به شديدترين عذابها مبتلا مي‌نمايد.34

 

فائده پنجم: حفظ كيان شيعه

امام زمان(عج) در توقيعي به مرحوم شيخ مفيد مي‌فرمايد:

(ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم و هيچ چيز از شما بر ما پوشيده و مخفي نمي ماند).

(ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي و اهمال نكرده و شما را از خاطر نبرده ايم كه اگر جز اين بود دشواريها و مصيبت‌ها بر شما فرود مي‌آمد و دشمنان شما را ريشه كن و نابود مي‌نمودند.1

در دوران جنگ جهاني اول و اشغال ايران توسط قواي انگليسي و روسي، حملات و هجوم آنان به ملت مظلوم ايران به اوج خود رسيده بود. به همين جهت مرحوم آيت الله العظمي نائيني(قدس سره)بسيار پريشان و نگران اوضاع شيعه بود.

شبي به امام عصر ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ متوسل گرديد و در حال گريه و توسل به خواب رفت، در عالم رؤيا ديوار بزرگي به شكل نقشه ايران را ديد كه در حال سقوط است و عده اي زن و بچه زير آن نشسته اند وضعيت به قدري هولناك بود كه در خواب فرياد كشيد... در اين حال ديد حضرت ولي عصر علیه السلام تشريف آوردند و انگشت مباركشان را به طرف آن ديوار گرفته و آن را سر جاي خودش قرار دادند و فرمودند:

(اين جا شيعه خانه ماست، مي‌شكند، خم مي‌شود، خطر هست، ولي ما نمي گذاريم سقوط كند نگهش مي‌داريم).2

 


فائده ششم: فريادرسي

امام فريادرس بي‌پناهان، و پناه بي‌كسان است چه بسيار درماندگان و گمشدگان كه با لطف و عنايت حضرت تجات يافتند كه ثبت و نقل آن‌ها نيازمند به دهها جلد كتاب مي‌باشد.

امروز اميرالامراء جز تو كسي نيست

بــر نالــه دل غير تو فرياد رسي نيست

در كعبه و بت خانه و دير و كليسا

جز نغمه ناقوس تو بانك جرسي نيست1

مي گويد:

در يكي از كشورهاي اروپايي براي ادامه تحصيل درس مي‌خواندم، در فاصله بين محل سكونت و دانشگاه يك اتوبوس بيشتر رفت و آمد نمي كرد. براي آخرين امتحان عازم دانشگاه شدم كه ناگهان در بين راه اتوبوس خراب شد و سعي و تلاش راننده سودي نبخشيد، هيچ وسيله ديگري نبود، اضطراب و نااميدي وجودم را فرا گرفته بود... يك باره جرقه اي در مغزم زد كه ما وقتي در ايران بوديم در سختي‌ها به امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ متوسل مي‌شديم. دلم شكست و اشكم جاري شد با خود گفتم: يا بقية الله اگر امروز به دادم برسي من قول مي‌دهم تا آخر عمر هرگز نماز اول وقت را فراموش نكنم.

پس از چند دقيقه اي آقائي آمد با راننده حرف زد دستي به ماشين زد و گفت ماشين را روشن كن و همين كه راننده استارت زد ماشين روشن شد من از شدت خوشحالي و عجله اي كه داشتم اصلاً متوجه آن آقا نشدم همين كه ماشين خواست حركت كند آن آقا آمد مرا به اسم صدا زد و گفت: عهدي كه با ما بستي يادت نرود!2

 


1. مير مهر، پور سيد آقايي، ص 73.

2. مير مهر، پور سيد آقائي، ص 344.


فائده هفتم: حفظ علوم و اسرار الهي

تمام علوم و حقايقي كه همراه حضرت آدم علیه السلام به زمين آورده شد و هر آن چه كه تمام انبياء علیهم السلام از طريق وحي دريافت نموده اند پيوسته از حجتي به حجت ديگر به ارث مي‌رسيد و حجت هر زمان حافظ اين علوم بود و هم اكنون حافظ همه اين علوم و اسرار امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ مي‌باشد.

نكته حائز اهميت اين كه در عصر ظهور با توجه به اين كه بشر به حد اعلاي رشد فكري و عقلي خود نائل مي‌گردد زمينه عرضه اين علوم فراهم مي‌گردد و بشريت در پرتو آن به بالاترين درجات خواهد رسيد.

براي آگاهي بيشتر مراجعه كنيد به:

كافي، ج 1، كتاب الحجة، باب ان الائمه علیهم السلام ورثه العلم.

نهج البلاغه، فيض الاسلام، حكمت 139.

فائده هشتم: تهذيب نفوس

توجه به اين مطلب اساسي كه امام شاهد اعمال ماست1 و از طرفي پيوسته اعمال ما به محضر حضرت عرضه مي‌گردد2 مي‌تواند در روي آوردن ما به فضائل و خودداري از رذائل نقش خوبي ايفا كند بويژه اين كه دعاي خير حضرت پيوسته شامل حال كساني كه مي‌خواهند در اين راه قدم بردارند خواهد بود.

اين توجه ارزشمند و حركت در مسير تهذيب نفس و بهره مندي از دعاي خير حضرت مي‌تواند مقدّمه اي باشد براي قابليت و لياقت هدايت باطني حضرت.

وقتي از يكي از سالكان سير الي الله و مهذبان و مقربان درگاه الهي سؤال مي‌شود چه كنيم در نماز حضور قلب داشته باشيم اين عارف روشن ضمير مي‌گويد:3

(قبل از نماز توسل به حضرت بقية الله ـ روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه ـ داشته باشيد گر چه با يك سلام باشد).

 


1. كافي، ج 1، ص 190، باب في ان الائمه علیهم السلام شهداء الله عزوجلّ علي خلقه.

فائده نهم: وجود حجت خدا اتمام حجتي است بر مردم

از آن جايي كه مشيت الهي بر اين قرار گرفته است كه استقرار عدالت جهاني به كمك مؤمنين و بندگان صالح و شايسته او انجام گيرد در طول تاريخ كم نبوده اند كساني كه ادعاي وجود ياران مورد نياز براي تحقق اين امر را داشته اند حضور پيش از دو ميليون زائر در جمكران قضاياي مسجد سهله، شهر حلّه يا شيعيان بحرين شاهد اين مدّعاست حال اگر اين حجت وجود نداشت و هر وقت زمينه پذيرش عمومي فراهم مي‌گرديد، فرستاده مي‌شد; منتظران; اين حجت را بر خدا داشتند كه اگر خداوند زودتر حجتش را آفريده بود و در اختيار ما قرار مي‌داد ظلم و ستم تا اين حدّ تداوم نمي يافت.1

امّا اكنون كه زمين لحظه اي از حجت خالي نبود و نخواهد بود و از طرفي خداوند متعال فياض مطلق است و وعده قطعي و حتمي ظهور او را داده است خداوند متعال اين حجت را بر ما دارد كه اگر شما آماده بوديد و بندگان صالح مورد نظر براي تحقق اين كار فراهم بود من حجتم را براي نجات بشريت و ريشه كن نمودن ظلم مي‌فرستادم آن چه كه هست ادعاي آمادگي است و نقص از ناحيه مردم است.

وجود امام زمان علیه السلام و آمادگي او براي قيام كه لقب (قائم) بيانگر همين نكته مي‌باشد ـ اين پيام را براي منتظران دارد كه در راه فراهم نمودن زمينه ظهور بيشتر بكوشيد و تلاش كنيد.

(اللهم ارزقنا الاجتهاد في طاعته واجتناب معصيته وامنن علينا برضاه وهب لنا رأفته ورحمته ودعائه وخيره)

 


واسطه فيض

و در يك جمله حيات مادي و معنوي بشريت بلكه نظام هستي به يمن وجود امام و حجت خدا كه واسطه فيض است مي‌باشد.

يكي از مهم ترين مسائل معرفت و شناخت، اعم از ديني، فلسفي و عرفاني، مساله فيض و وساطت در فيض است كه از دير زمان مطرح بوده و در معارف ديني تحت عنوان (اول ما خلق الله) يا (نخستين مخلوق) از آن ياد شده است.

آن گاه كه خداوند متعال اراده نمود خلقتي داشته باشد گرچه در ناحيه خالق هيچ نقص و عجزي وجود نداشت اما در ناحيه مخلوق نيازمند به واسطه بود چرا كه اولاً: بايد بين علت و معلول سنخيت وجود داشته باشد و ثانياً مشيت خداوند بر اين تعلق گرفته كه نظام هستي، نظام اسباب و مسبّبات باشد امام صادق علیه السلام مي‌فرمايد:

خداوند متعال امتناع نموده از اين كه امور را عملي سازد مگر بوسيله اسباب، پس براي هر چيزي سببي قرار داد و براي هر سببي فتح و گشايشي قرار داد و براي هر گشايشي كليدي و براي هر كليدي نشانه اي و براي هر نشانه اي در ناطقي قرار داد هر كس اين وسيله و باب ناطق را بشناسد خدا را شناخته و هر كس آن را انكار كند خدا را انكار كرده است و آن رسول اللّه صلی الله علیه و آله و ما (=ائمه علیهم السلام) هستيم.1

لذا براي فيض وجود و ساير فيوضات نياز به واسطه اي بود كه از طرفي بتواند با عالم ماده مرتبط باشد و در قالب انسان مادي تجلي يابد و از طرف ديگر نزديك ترين و مقرب ترين موجود در عالم هستي به خالق متعال باشد به همين جهت است كه در روايات متعددي از ناحيه حضرت رسول صلی الله علیه و آله اين چنين آمده است كه اولين چيزي كه توسط آفريدگار هستي خلق شد و به عبارت ديگر نخستين مخلوق، انوار طيبه معصومين علیهم السلام بود و به واسطه آنان فيض جود و وجود به ساير موجودات افاضه شد.2

 

 

قرآن کریم

قرآن كريم، چشمه زلال ناب ترين معارف الهي و ماندگارترين حكمت‌ها و دانش‌هاي مورد نياز بشر است. كتابي است سراسر راستي و درستي كه خبرهاي گذشته و آينده جهان را بيان كرده است و هيچ حقيقتي را فروگذار نكرده است. البته روشن است كه حجم بسيار گسترده حقايق عالم در ژرفاي آيات الهي نهفته است و تنها آن‌ها كه به عمق معاني آن دست يابند به آن واقعيات پي خواهند برد و آنان اهل قرآن و مفسران حقيقي آن يعني پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله وسلم) و خاندان پاك او هستند.

 

قيام و انقلاب آخرين سفير الهي از بزرگترين حقايق جهان است كه در آيات فراواني از قرآن كريم به آن اشاره شده و روايات بسياري در تفسير آن آيات نقل گرديده است كه به چند نمونه اشاره مي‌كنيم:

 

در سوره انبياء آيه 105 آمده است:

 

Gوَ لَقَدْ كَتَبْنا فِي الزَّبُورِ مِنْ بَعْدِ الذِّكْرَ أَنَّ الاَْرْضَ يرِثُها عِبادِي الصّالِحُونَF؛

 

«همانا در زبور پس از ذكر ] تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ما به ارث خواهند برد.»

 

امام باقر(عليه السلام) فرمود:

 

«مقصود از بندگان شايسته‌اي كه زمين را به ارث مي‌برند، امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و ياران او هستند.» ( 1 )

 

همچنين در بخشي از آيه 86 از سوره هود آمده است:

 

G... بَقِيةُ اللّهِ خَيرٌ لَكُمْ اِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَF؛

 

«بقية الله براي شما بهتر است اگر مؤمن باشيد.»

 

امام باقر(عليه السلام) فرمود:

 

«وقتي امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ظهور كند بر ديوار كعبه تكيه زند و اولين سخني كه بر زبان جاري كند اين آيه است. سپس مي‌فرمايد: «اَنَا بَقِيةُ اللّهِ في اَرْضِهِ وَ خَليفَتُهُ وَ حُجَّتُهُ عَلَيكُمْ» من «بقية الله» در زمين و جانشين او و حجّت او بر شما هستم. پس هر كسي بخواهد بر او سلام كند گويد: «اَلسَّلامُ عَلَيكَ يا بَقِيةَ اللّهِ في اَرْضِهِ». ( 1 )

 

و در سوره حديد آيه 17 فرموده است:

 

Gاِعْلَمُوا اَنَّ اللّهَ يحْيي الاَْرْضَ بَعْدَ مَوْتِها قَدْ بَينّا لَكُمُ الاْياتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَF؛

 

«بدانيد خداوند زمين را پس از مرگ آن زنده مي‌كند. ما آيات خود را براي شما بيان كرديم، باشد كه بينديشيد.»

 

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

 

مراد اين است كه خداوند زمين را به واسطه عدالت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در دوران ظهورش زنده خواهد كرد پس از آن كه به سبب ستم سردمداران گمراهي مرده باشد. ( 1 )

 

و نيز در سوره قصص آيه 5 مي‌فرمايد:

 

Gوَ نُريدُ اَنْ نَمُنَّ عَلَي الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الاَْرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ اَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثينَF؛

 

«و ما اراده مي‌كنيم بر مستضعفان زمين، منّت نهيم و آنان را پيشوايان مردم و وارثان زمين قرار دهيم.»

 

امام علي(عليه السلام) فرمود:

 

«مقصود از مستضعفان خاندان پيامبرند. خداوند پس از تلاش و رنجشان، «مهدي» اين دودمان را برمي انگيزد و آنان را به اوج شكوه و عزت و اقتدار مي‌رساند و دشمنانشان را به سختي ذليل مي‌سازد.» ( 1 )

 

از نمونه‌هاي بالا روشن مي‌شود كه براي برداشت حقايق از قرآن، تنها نبايد به ظاهر آيات بسنده كرد؛ بلكه بسياري از واقعيت‌هاي عالم در درون آيات قرآن نهفته است[i كه اهل‌بيت(عليهم السلام) به عنوان مفسران واقعي قرآن، بيان كنندة آن هستند. بنابراين اگرچه آياتي از قرآن، در ظاهر مربوط به يك رويداد در زمان و مكان خاصي است ولي مانع از آن نيست كه در زمان‌هاي بعد و براي آيندگان، مصداق پيدا كند و دربارة آنان نيز جاري گردد و همين رمز جاودانگي قرآن براي همه نسل‌هاست.

 

بر اين اساس، با اينكه آيه 5 سوره قصص دربارة قوم بني اسرائيل نازل شده و جريان پيروزي آنها بر فرعونيان را بيان مي‌كند ولي در روايات متعدّد اين آيه بر قيام امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و روزگار ظهور او منطبق گرديده است و دقت در متن آيه هم نشان مي‌دهد كه حاكميت مستضعفان بر مستكبران، يك سنّت و اراده الهي است كه اختصاص به زمان و مكان و افراد خاصّي ندارد

موضوع امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از موضوعاتي است كه روايات بسياري درباره آن در اختيار ماست به گونه‌اي كه درباره مراحل مختلف زندگي آن حضرت همچون ولادت، دوران كودكي، غيبت صغري و كبري، علائم ظهور و روزگار ظهور و حكومت جهاني، به طور جداگانه احاديثي از پيشوايان ديني موجود است. چنانكه درباره خصوصيات ظاهري و اخلاقي آن بزرگوار، ويژگي‌هاي دوران غيبت او و فضيلت و پاداش منتظران ظهورش مجموعه ارزشمندي از روايات داريم و جالب اينكه بسياري از اين روايات هم در كتاب‌هاي شيعه و هم در آثار اهل سنّت نقل شده است. برخي از اين احاديث «متواتر» ( 2 ) است.

گفتني است كه يكي از ويژگي‌هاي قابل توجه امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) آن است كه همه معصومان(عليهم السلام) درباره آن حضرت سخنان نغزي ايراد فرموده‌اند كه مجموعه‌اي از معارف آگاهي بخش را فراهم كرده است و از اهميت فوق العاده قيام و انقلاب آن پرچمدار عدالت حكايت مي‌كند. مناسب است در اينجا از هر يك از آن پيشوايان بزرگ روايتي را نقل كنيم:

پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمود:

خوشا به حال آن كه مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را ببيند و خوشا حال آن كه او را دوست بدارد و خوشا حال كسي كه امامت او را باور داشته باشد. ( 2 )

امام علي(عليه السلام) فرمود:

«منتظر فرج ]آل محمد(صلي الله عليه و آله وسلم)‌ باشيد و از رحمت خدا نااميد نگرديد به راستي كه محبوبترين كارها نزد خداوند بزرگ، انتظار فرج است.» ( 2 )

در لوح فاطمه زهرا(عليها السلام) ( 2 ) آمده است:

«... سپس به خاطر رحمت بر جهانيان سلسله اوصياء را به وجود فرزند امام حسن‌عسكري(عليه السلام) تكميل خواهم كرد؛ كسي كه كمال موسي و شكوه عيسي و صبر ايوب را داراست...». ( 2 )

امام حسن مجتبي(عليه السلام) در ضمن روايتي، پس از بيان برخي از مشكلات زمان بعد از رسول‌خدا(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمود:

«خداوند در آخر الزمان مردي را برمي انگيزد... و او را به وسيله فرشتگان خود پشتيباني مي‌كند و يارانش را حفظ مي‌كند... و او را بر تمامي ساكنان زمين چيره مي‌سازد... او زمين را از عدالت و روشنايي و دليل آشكار پر مي‌سازد... خوشا حال آن كه روزگار او را ببيند و سخن او را بشنود.» ( 2 )

امام حسين(عليه السلام) فرمود:

«... خداوند به وسيله او امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) زمين را زنده مي‌كند پس از آن كه مرده باشد و به وسيله او آئين حق را بر تمامي دين‌ها پيروز گرداند هر چند مشركان را خوش نيايد. براي او غيبتي است كه گروهي در آن از دين باز مي‌گردند و گروهي ديگر بر دين استوار مي‌مانند... همانا آن كه در غيبت او بر اذيت‌ها و تكذيب‌ها شكيبايي كند؛ مانند كسي است كه پيش روي رسول خدا(صلي الله عليه و آله وسلم) با شمشير جهاد كرده باشد.» ( 2 )

امام سجاد(عليه السلام) فرمود:

«كسي كه در دوران غيبت قائم ما بر دوستي ما ثابت قدم باشد خداوند پاداش هزار شهيد از شهداي بدر و احد به او عنايت فرمايد.» ( 2 )

امام باقر(عليه السلام) فرمود:

«زماني بر مردم مي‌آيد كه امامشان غايب شود پس خوشا حال آن‌ها كه در آن زمان بر امر ولايت ما ثابت بمانند...» ( 2 )

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«براي قائم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) دو غيبت است يكي از آنها كوتاه مدت و ديگري بلند مدت است.»[i][i

امام كاظم(عليه السلام) فرمود:

«امام ]مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از ديدگان مردم پنهان مي‌شود ولي ياد او از دل‌هاي مؤمنان فراموش نمي‌شود.» ( 3 )

امام رضا(عليه السلام) فرمود:

«وقتي امام مهدي قيام كند زمين به نور وجود او روشن گردد و آن بزرگوار، ترازوي عدالت را در ميان مردم قرار دهد؛ پس كسي به ديگري ستم نخواهد كرد.» ( 3 )

امام جواد(عليه السلام) فرمود:

«قائم ما آن كسي است كه مردم بايد در زمان غيبت، انتظار ظهور او را داشته باشند و چون قيام كرد به فرمان او گردن نهند.» ( 3 )

امام هادي(عليه السلام) فرمود:

«امام پس از من فرزندم حسن و پس از او فرزندش «قائم» است آن كه زمين را پر از عدل و داد كند چنان كه پر از ستم و جور شده باشد.» ( 3 )

امام حسن عسكري(عليه السلام) فرمود:

«سپاس خداي را كه مرا از دنيا نبرد تا آن كه جانشين مرا به من نشان داد. او از نظر آفرينش و اخلاق، شبيه ترين مردم به رسول خداست...».

.

 

 



دلبران

 

گفته آيد در حديث ديگران

 

موضوع امام مهدي (عجل الله تعالي فرجه الشريف) و قيام و انقلاب جهاني او نه تنها در كتاب‌هاي شيعه بلكه در فرهنگ اعتقادي ساير فرقه‌هاي اسلامي نيز بيان گرديده و درباره آن به طور گسترده گفتگو شده است. آنان نيز به وجود و ظهور مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) كه از دودمان پاك پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و از فرزندان حضرت فاطمه زهرا(عليها السلام)( 1 ) است معتقدند براي آشكار شدن ميزانِ باور اهل سنّت به مهدي موعود(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بايد به آثار دانشمندان بزرگ ايشان مراجعه كرد. بسياري از مفسّران سنّي در كتاب‌هاي تفسيري خود تصريح كرده‌اند كه بعضي از آيات قرآن به ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در آخرالزّمان اشاره دارد مانند فخر رازي( 2 ) و قرطبي( 3 ).

 

همچنين اكثر محدثان ايشان، احاديث مربوط به امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را در كتاب‌هاي خود آورده‌اند كه در ميان آنها، معتبرترين كتاب‌هاي اهل سنّت وجود دارد مانند «صحاح ستّه»( 4 ) و مُسند احمدبن حنبل پيشواي مذهب حنبلي.

 

بعضي ديگر از دانشمندان اهل سنّت در گذشته و حال، كتاب هايي مستقل در موضوع امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نوشته‌اند مثل ابونعيم اصفهاني در مجموعه الأربعين (چهل حديث) و سيوطي در كتاب «العرف الوردي في اخبار المهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف).

 

نكته قابل توجه اينكه، بعضي از علماي اهل سنّت در مقام دفاع از عقيده مهدويت و ردّ منكران اين عقيده، كتاب و مقاله نوشته‌اند و با بيانات علمي و شواهد روائي، جريان امام مهدي را از امور قطعي و غيرقابل انكار دانسته‌اند همچون «محمد صديق مغربي» كه در ردّ گفتار «ابن خلدون» كتابي نگاشته و به سختي از او انتقاد كرده است.( 5 )

 

اينها نمونه هايي از موضع اهل سنّت در برابر مسئله مهدويت است.

 

در پايان اين بخش از ميان صدها روايت، تنها دو روايت نقل مي‌كنيم كه در كتاب‌هاي مشهور و مورد اعتماد اهل سنّت آمده است:

 

پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمود:

 

«اگر از ]عمر دنيا تنها يك روز مانده باشد حتماً خداوند آن روز را طولاني كند تا آنكه مردي از خاندان مرا در آن برانگيزد كه هم نام من است.»( 6 )

 

و نيز آن حضرت فرمود:

 

«مردي از خاندان من قيام مي‌كند كه در نام و سيرت شبيه من است. او جهان را[ پر از عدل و داد خواهد كرد همانگونه كه از ظلم و ستم لبريز گشته باشد.»( 7 )

 

گفتني است كه اعتقاد به ظهور مصلح و منجي كه در پايان دنيا ظهور كرده و جهان را پر از عدل و داد خواهد كرد يك اعتقاد جهاني و همگاني است و پيروان راستين همه اديان آسماني بر اساس تعاليم كتاب‌هاي ديني خود منتظر قيام آن موعود بزرگ هستند. در كتاب‌هاي مقدّس زبور، تورات، انجيل و نيز كتاب‌هاي هندوها و زرتشتيان و برهمائيان به ظهور منجي بزرگ جهان اشاره شده است. البته هر ملتي براي او لقبي مخصوص گفته‌اند. زرتشتيان او را به نام «سوشيانس» يعني نجات دهنده جهان و مسيحيان به نام «مسيح موعود» و يهود به نام «سرور ميكائيلي» مي‌شناسند.

 

بخشي از عبارات «جاماسب نامه» از كتاب‌هاي مقدّس زرتشت چنين است:

 

«پيغمبر عرب، آخر پيغمبران باشد كه در ميان كوه‌هاي مكه پيدا شود... و با بندگان خود چيز خورد و به روش بندگان نشيند... و دين او اشرف اديان باشد و كتاب او باطل كند همه كتاب‌ها را... و از فرزندان دختر پيغمبر كه خورشيد جهان و شاه زمان نام دارد، كسي پادشاه شود در دنيا به حكم يزدان، كه جانشين آخر آن پيغمبر باشد... و دولت او تا به قيامت متصل باشد...».( 8 )

 

 

 

-----------------------------------------------------

 

1. المستدرك على الصحيحين، ج 4، ص 557.

 

2. التفسير الكبير، ج 16، ص 40.

 

3. تفسير القراطبى، ج 8، ص 121.

 

4. يعنى صحيحهاى شش گانه. صحاح ستّه، عنوان عمومى شش مجموعه بزرگ، از كتب حديث است كه در نزد اهل سنّت، موثق ترين كتابهاى حديث هستند و عبارتند از: «صحيح بخارى، صحيح مسلم، سنن ابوداود، سنن ابن ماجه، سُنن نسائى، جامع ترمذى». اهل سنت، احاديث نقل شده در اين كتابها را، «صحيح» دانسته و سخن پيامبر اكرم9 مى دانند و پس از قرآن كريم، آنها را معتبرترين كتاب مى خوانند.

 

5. «ابن خلدون» جامعه شناس بزرگ اهل سنّت است و به پاره اى از روايات امام مهدى(عليه السلام)اشكال كرده و آنها را ضعيف شمرده است و با وجود اينكه بعضى از روايات مربوط به حضرت مهدى(عليه السلام) را صحيح دانسته در مسئله مهدويت تشكيك كرده است. «محمّد صديق مغربى» در كتابى با عنوان «ابراز الوهم المكنون من كلام ابن خلدون» سخنان او را رد كرده است.

 

همچنين «عبدالمحسن بن حمد العباد» در مقاله اى تحت عنوان «الردّ على من كذب بالاحاديث الصحيحه الواردة فى المهدى» به شبهات ابن خلدون پاسخ گفته است.

 

6. سنن ابوداود، ج 2، ح 4282، ص 106.

 

7. معجم كبير، ج 10، ح 10229، ص 83.

 

8. اديان و مهدويت، ص 21.

 

 

 

 

  

 

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

 

Copyright © Mahdiviat IT Center.

غيبت

پس از اينكه با شخصيت منجي بزرگ عالم و تحقّق بخش آرمان آدم(عليه السلام) تا خاتم(صلي الله عليه و آله وسلم) و آخرين ذخيره الهي حضرت حجة بن الحسن(عجل الله تعالي فرجه الشريف) آشنا شديم، اكنون درباره غيبت آن يگانه دوران كه بخش مهمّي از زندگي آن حضرت است سخن مي‌گوييم.

مفهوم غيبت

اولين نكته قابل طرح آن است كه غيبت به معني «پوشيده بودن از ديدگان» است نه حاضر نبودن. بنابراين در اين بخش، سخن از دوره‌اي است كه امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از چشمان مردمان غايب است و آنها او را نمي‌بينند و اين در حالي است كه آن بزرگوار در بين مردم حضور دارد و در كنار ايشان زندگي مي‌كند. اين حقيقت در روايات امامان معصوم به عبارات گوناگون بيان گرديده است.

امام علي(عليه السلام) فرمود:

«سوگند به خداي علي، حجّت خدا در ميان مردم هست و در راهها (كوچه و بازار) گام برمي دارد؛ به خانه‌هاي آنها سر مي‌زند؛ در شرق و غرب زمين رفت و آمد مي‌كند؛ گفتار مردم را مي‌شنود و برايشان سلام مي‌كند؛ مي‌بيند و ديده نمي‌شود تا وقت ]  معين و وعده الهي .»( 1 )

البته نوع ديگري از غيبت نيز براي آن حضرت بيان شده است.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«در صاحب اين امر سنت‌هايي از انبياء وجود دارد... اما سنّت او از يوسف(عليه السلام)، پنهان بودن است. خداوند بين او و مردم حجابي قرار مي‌دهد به گونه اي كه[ مردم او را مي‌بينند ولي نمي‌شناسند.»( 2 )

بنابراين درباره حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) غيبت به دو گونه روي مي‌دهد: آن بزرگوار در مواردي از ديدگان پنهان است و در مواردي ديگر ديده مي‌شود ولي شناخته نمي‌گردد اما در هر حال در ميان مردم حضور دارد.

 

-----------------

پيشينه غيبت

غيبت و نهان زيستي، پديده‌اي نيست كه براي اولين بار و تنها درباره آخرين حجّت پروردگار روي داده باشد بلكه از روايات فراوان استفاده مي‌شود كه تعدادي از پيامبران بزرگ الهي، بخشي از زندگي خود را در پنهاني و غيبت بوده‌اند و اين امر به جهت حكمت و مصلحت خدايي بوده و نه يك خواسته شخصي و يا مصلحت خانوادگي.

بنابراين غيبت يكي از سنّت هاي( 1 ) الهي است كه در زندگي پيامبراني همچون ادريس، نوح، صالح، ابراهيم، يوسف، موسي، شعيب، الياس، سليمان، دانيال و عيسي(عليهم السلام) جريان يافته است و هر يك از آن سفيران الهي به تناسب شرايط سالهايي را در غيبت بسر برده‌اند.( 2 )

به همين دليل است كه در روايات از غيبت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به عنوان يكي از سنت‌هاي پيامبران ياد شده است و يكي از دلايل غيبت آن حضرت، اجرا شدن سنّت انبياء(عليهم السلام) در زندگي حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) شمرده شده است.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«به راستي كه براي ]امامِ قائم از ما غيبتي است كه مدت آن طولاني خواهد بود. راوي گويد: دليل اين غيبت چيست‌اي فرزند رسول خدا(صلي الله عليه و آله وسلم)؟»

حضرت مي‌فرمايد:

«خداوند مي‌خواهد سنت‌هاي انبياء در غيبت هايشان درباره آن حضرت روي دهد.» ( 3 )

از سخن فوق اين نكته نيز آشكار مي‌شود كه سخن از غيبت امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) سال‌ها پيش از ولادت آن بزرگوار، مطرح بوده است و پيشوايان اسلامي از پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله وسلم) تا امام عسكري(عليه السلام) از غيبت آن حضرت و بعضي از خصوصيات آن و آنچه در زمان غيبت اتّفاق خواهد افتاد، خبر داده‌اند و نيز وظايفي را براي مردم مؤمن در آن زمان بيان داشته‌اند. ( 4 )

پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) فرموده‌اند:

«مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از فرزندان من است... براي او غيبتي است و حيرتي پريشاني تا آنگاه كه مردمان از دين‌هاي خود گمراه شوند پس در آن زمان مي‌آيد مانند شهاب ثاقب ستاره‌اي روشن و تابان[؛ پس زمين را از عدل و داد پر مي‌كند همانگونه كه از ظلم و ستم آكنده باشد.» ( 5 )

فلسفه غيبت

به راستي چرا امام و حجّت خدا در پس پرده غيبت قرار گرفته است و كدام علت سبب گرديد تا مردم از بركات ظهور او محروم گردند؟

درباره اين موضوع سخنان فراواني گفته شده و روايات فراواني نيز در دست است ولي پيش از پاسخ گفتن به سؤال فوق لازم است به نكته‌اي اساسي اشاره كنيم:

ما ايمان داريم كه خداوند عالم هيچ كار كوچك و بزرگي را جز بر اساسِ حكمت و مصلحت انجام نمي‌دهد خواه اين مصلحت‌ها را بشناسيم يا خير. و نيز همه رويدادهاي خرد و كلانِ جهان با تدبير پروردگار و به اراده او انجام مي‌پذيرد كه يكي از مهمترين آنها، حادثه غيبت امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است. بنابراين غيبت آن سرور نيز مطابق حكمت و مصلحت است اگرچه ما فلسفه آن را ندانيم.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«بي‌ترديد براي صاحب الامر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) غيبتي است كه هر اهل باطلي در آن به شك مي‌افتد.»

راوي از علت غيبت سؤال كرد. حضرت فرمود:

«غيبت به سبب امري است كه اجازه نداريم آن را براي شما بيان كنيم... غيبت، سرّي از اسرار الهي است ولي چون مي‌دانيم كه خداوند بزرگ حكيم است مي‌پذيريم كه همه كارهاي او ]براساسِ [حِكمت است و اگرچه علّت آن كارها براي ما معلوم نباشد.» ( 1 )

البتّه چه بسا انساني كه همه افعال خداوند را حكيمانه مي‌داند و در برابر آنها سر تسليم فرود مي‌آورد، به دنبال دانستن راز و رمز بعضي از رويدادهاي عالم باشد تا به سبب علم به فلسفه يك پديده، آرامش نفس و اطمينان قلبي بيشتري يابد. بنابراين به بحث و بررسي پيرامون حكمت‌ها و آثار غيبت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مي‌پردازيم و به روايات مربوط به آن اشاره مي‌كنيم:

 

تأديب مردم

وقتي امّت نسبت به پيامبر و امام قدر نشناسند و وظايف خود را در برابر او انجام ندهند بلكه اوامر او را نافرماني كنند، رواست كه خداوند، پيشواي ايشان را از آنها جدا كند تا به خود آيند و در روزگار غيبت او، ارزش و بركت وجود او را دريابند و در اين صورت، غيبت امام به مصلحت امت است گرچه آنها ندانند و درك نكنند.

امام باقر (عليه السلام) فرمود:

«وقتي خداوند همراهي و همنشيني ما را براي قومي خوش ندارد ما را از ميان آنها برگيرد.» ( 1 )

استقلال و نبودن تحت پيمان ديگران

آنها كه به دنبال ايجاد يك تحوّل و انقلاب هستند به ناچار در ابتداي قيام با بعضي از مخالفان، عهد و پيماني مي‌بندند تا بتوانند اهداف خود را دنبال كنند، ولي مهدي موعود(عجل الله تعالي فرجه الشريف) آن مصلح بزرگي است كه در راه برپايي انقلاب و حكومت عدل جهاني با هيچ قدرت ستمگري سازش نخواهد كرد زيرا كه مطابق روايات فراوان او مأمور به مبارزه قاطع و آشكار با همه ظالمان است. به همين جهت تا آماده شدن شرايط انقلاب، در غيبت مي‌رود تا مجبور نباشد كه با دشمنان خدا عهد و پيماني ببندد.

در روايتي از امام رضا(عليه السلام) علت غيبت اينگونه بيان گرديده است:

«براي اينكه آن زمان كه با شمشير قيام مي‌كند، كسي بر عهده او ]امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) [ بيعتي نداشته باشد.» ( 2 )

 

امتحان كردن مردم يكي از سنّت‌هاي خداوند است. او بندگان خود را به اسباب گوناگون مي‌آزمايد تا ميزان استواريشان در مسير حق روشن شود. البتّه نتيجه امتحان براي خداوند معلوم است ولي در كوره آزمايشها اين بندگان هستند كه ساخته مي‌شوند و به جوهر وجود خود پي مي‌برند.

امام كاظم(عليه السلام) فرمود:

«هنگامي كه پنجمين فرزندم غايب شد، مواظب دين خود باشيد تا كسي شما را از آن بيرون نكند براي صاحب اين امر (= امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) غيبتي خواهد بود كه گروهي از پيروان او از اعتقاد خود دست بر مي‌دارند و اين غيبت، آزموني است كه خداوند با آن بندگانش را امتحان مي‌كند.» ( 1 )

 

---------------------------------------

حفظ جان امام

يكي از عواملي كه سبب كناره گيري پيامبران از قوم خود مي‌شد، حفظ جان خويش بود. آنها براي اينكه بتوانند در فرصتي ديگر رسالت خود را به انجام رسانند در شرايطي كه مورد تهديد قرار مي‌گرفتند مخفي مي‌شدند همانگونه كه پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) از مكّه بيرون رفت و در غار پنهان شد. البته همه اينها به دستور و اراده خداوند است.

درباره حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و علت غيبت او نيز در روايات متعدد چنين امري بيان شده است.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«امام منتظر، پيش از قيام خود، مدتي از چشم‌ها غايب خواهد شد. از علّت آن سؤال شد. حضرت فرمود: برجانِ خويش بيمناك است.» ( 1 )

هر چند شهادت آرزوي مردان خداست ولي شهادتي مطلوب است كه در ميدان انجام وظيفه الهي و به صلاح جامعه و دين خدا باشد. امّا آنگاه كه كشته شدن فرد به معني به هدر رفتن و از دست رفتن اهداف باشد، ترس از قتل، امري عقلي و پسنديده است. كشته شدن امام دوازدهم كه آخرين ذخيره الهي است به معني فرو ريختن كعبه آمال و آرزوي تمام انبياء و اولياء(عليهم السلام) و تحقق نيافتن وعده پروردگار در تشكيل حكومت عدل جهاني است.

گفتني است كه در روايات نكته‌هاي ديگري نيز درباره علّت غيبت امام دوازدهم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بيان گرديده است كه براي رعايت اختصار از ذكر آنها خودداري مي‌شود ولي آنچه مهم است اينكه همانگونه كه پيش از اين گذشت؛ «غيبت»، سرّي از اسرار الهي است و علت اصلي و اساسي آن پس از ظهور آشكار خواهد شد و آنچه بيان شد عواملي است كه در غيبت امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) تأثير گذار بوده است.

انواع غيبت

با توجه به مطالب گذشته، غيبت امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) امري لازم و ضروري بود ولي از آنجا كه همه حركت‌ها و اقدام‌هاي پيشوايان بزرگ ما، در راستاي تقويت پايه‌هاي ايمان و اعتقاد مردم بود و بيم آن بود كه غيبت آخرين حجّت الهي، آسيب‌هاي جدّي و غير قابل جبران به ديانت مسلمين وارد آورد، دوران غيبت با روندي حساب شده و برنامه ريزي دقيق آغاز گرديده و ادامه پيدا كرد.

سال‌ها پيش از ولادت امام دوازدهم، سخن از غيبت آن بزرگوار و ضرورت آن بر سر زبان‌ها افتاد و نقل محافل ائمه معصومين(عليهم السلام) و اصحاب ايشان شد. همچنين روش ارتباط امام هادي و امام عسكري(عليهما السلام) با شيعيان در قالبي جديد و به شكل محدودتري انجام گرفت و پيروان مكتب اهل‌بيت(عليهم السلام) رفته رفته آموختند كه در بسياري از نيازهاي مادي و معنوي، مجبور به شرفيابي به محضر امام حاضر نيستند بلكه مي‌توانند با مراجعه به كساني كه از سوي امامان به عنوان وكيل و فرد مورد اعتماد معرفي شده اند، به وظايف خود عمل كنند. با شهادتِ امام حسن عسكري(عليه السلام) و آغاز دوره غيبت حضرت حجة بن الحسن(عجل الله تعالي فرجه الشريف) باز هم رابطه امام و امت به كلّي قطع نشد بلكه مردم به وسيله نائبان خاص امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) با مولا و مقتداي خويش در ارتباط بودند و در همين دوره بود كه شيعيان به رفت و آمد و ارتباط گسترده‌تر با عالمان ديني، خو گرفتند و دانستند كه در شرايط غيبت امام نيز راه شناخت وظايف ديني به روي آن‌ها بسته نيست. در اين بستر مناسب بود كه غيبت طولاني حضرت بقية اللّه(عجل الله تعالي فرجه الشريف) اتفاق افتاد و ارتباطي كه بين امام و شيعيان در زمان‌هاي گذشته معمول و رايج بود، قطع گرديد.

اينك درباره ويژگي‌هاي دو دوره كوتاه و بلند غيبت، مطالبي را خواهيم آورد.

غيبت كوتاه مدّت

با شهادت امام حسن عسكري(عليه السلام) در سال 260 هجري قمري، دوران امامت امام دوازدهم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) آغاز شد و از همين زمان، غيبت كوتاه مدّت آن گرامي كه به «غيبت صغري» معروف است شروع شد و تا سال 329 هجري قمري ـ نزديك به 70 سال ـ ادامه يافت.

مهم ترين ويژگي دوره غيبت صغري آن است كه مردم از طريق نايبان خاصّ با امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در ارتباط بودند و به وسيله آنها پيام‌هاي آن حضرت را دريافت مي‌كردند و پاسخ سؤالات خود را مي‌گرفتند. ( 1 )

گاهي نيز به واسطه نائبان امام، توفيق شرفيابي به حضور امام خويش را مي‌يافتند.

نائبان خاصّ امام(عجل الله تعالي فرجه الشريف) كه همگي از علما و بزرگان شيعه و برگزيدگان امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بودند، چهار تن هستند كه به ترتيب زمان نيابت خود عبارتند از:

1. عثمان بن سعيد عَمري؛ وي از آغاز غيبتِ امام، عهده دار نيابت آن حضرت شد و در سال 267 هجري قمري در گذشت. او وكيل امام هادي و امام عسكري(عليهما السلام) نيز بوده است.

2. محمد بن عثمان عمري؛ او فرزند نايب اوّل است كه پس از درگذشت پدر به مقام نيابت رسيد و در سال 305 هجري قمري وفات كرد.

3. حسين بن روح نوبختي؛ او پس از 21 سال نيابت، در سال 326 هجري قمري بدرود حيات گفت.

4. علي بن محمد سمري؛ وي در سال 329 هجري قمري از دنيا رفت و با مرگ او دوران غيبت صغري پايان گرفت.

نائبان خاص همگي توسط امام عسكري(عليه السلام) و امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) انتخاب گرديده و به مردم معرفي مي‌شدند. شيخ طوسي در كتاب الغيبه خود روايت كرده است كه روزي چهل نفر از شيعيان به همراه عثمان بن سعيد (نائب اول) به حضور امام عسكري(عليه السلام) رسيدند. امام(عليه السلام)، فرزند خود را به آنها نشان داد و فرمود:

پس از من، اين (كودك) امام شماست. از او اطاعت كنيد... بدانيد كه پس از امروز او را نخواهيد ديد تا عمر او به كمال برسد. پس (در غيبت او) آنچه عثمان ]بن سعيد [مي گويد بپذيريد و از او فرمان بريد كه او جانشين امام شماست و كارها به دست اوست. ( 2 )

در روايتي ديگر امام عسكري(عليه السلام) به نيابت محمدبن عثمان (نائب دوم) از امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نيز تصريح فرموده است.

شيخ طوسي مي‌نويسد:

«عثمان بن سعيد» به دستور حضرت عسكري(عليه السلام)، اموالي را كه جمعي از شيعيان يمن آورده بودند، تحويل گرفت. گروهي كه شاهد ماجرا بودند به امام گفتند، به خدا قسم عثمان از بهترين شيعيان شماست ولي با اين كار، جايگاه او نزد شما، براي ما روشن‌تر شد.

امام عسكري(عليه السلام) فرمود: بله، گواه باشيد كه عثمان بن سعيد عمري وكيل من است و پسرش «محمد» نيز وكيل پسرم «مهدي» خواهد بود. ( 3 )

اينها مربوط به دوران قبل از غيبت امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بود و در طول غيبت صغري نيز هر يك از نائبان، پيش از مرگ خود، نائب بعدي را كه از سوي امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) انتخاب شده بود به مردم معرفي مي‌كردند.

اين مردان بزرگ به سبب برخورداري از صفات و ويژگي‌هايي، براي نيابت خاص ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) شايستگي يافتند. امانتداري، پاكدامني، عدالت در گفتار و رفتار، راز داري و پنهان كاري و پوشاندنِ اسرار اهل‌بيت(عليهم السلام) در شرايط ويژه دوره امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از خصوصيات مهم آنها بود. ايشان مورد اعتماد و اطمينان امام(عليه السلام) و پرورش يافتگان مكتب خاندان پاك پيامبر بودند. بعضي از آنان از سنّ يازده سالگي تحت تربيت امامان(عليهم السلام) قرار گرفتند و علم را در كنار ايماني قوي در وجود خويش به كمال رسانيدند. نام نيك آنها بر سر زبان‌ها بود و صبر و بردباري و تحمل مشكلات و مقاومت در برابر سختي‌ها چنان با وجودشان عجين شده بود كه در سخت ترين شرايط نيز از امام خود اطاعت كامل داشتند و در كنار همه اين صفات زيبا، از توان مديريت و رهبري شيعيان برخوردار بودند و با فهم و آگاهي كامل و درك حسّاسيت زمان و بهره گيري از امكانات موجود، جامعه شيعه را در صراط مستقيم الهي هدايت كردند و آنان را از گذرگاه غيبت صغري به سلامت عبور دادند.

مطالعه دقيق دوره غيبت صغري و نقش مهم نوّاب اربعه در ايجاد ارتباط بين امت و امام به خوبي اهميت اين دوره از حيات امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را نشان مي‌دهد. وجود اين ارتباط‌ها و نيز راه يافتن برخي از شيعيان به محضر امام خويش در طول دوران غيبت صغري تأثير فراواني در اثبات ولادت امام دوازدهم و آخرين حجّت پروردگار داشت و اين دستاورد مهم درست در زماني بود كه دشمنان مي‌كوشيدند تا شيعيان را نسبت به تولّد فرزندي براي امام عسكري(عليه السلام) دچار شك و ترديد نمايند. به علاوه اين دوره، زمينه و بستر مناسبي براي شروع غيبت كبري بود كه در آن دوران مردم از داشتن هر گونه ارتباط با امام خود توسط افرادي معين، محروم مي‌شدند ولي با آرامش خاطر و اطمينان به وجود و حضور امام و بهره مندي از بركات او، به روزگار غيبت كامل حضرت، پا نهادند.

 

-------------------------------------------

1. متن نامه‌ها ـ كه به توقيعات مشهور است ـ در كتاب هاى علماى شيعه موجود است (براى نمونه بحارالانوار، ج 53 باب 31، ص 150 - 197).

2. الغيبة طوسى، فصل 6، ح 319، ص 357.

3. همان، فصل 6، ح 317، ص 355.

 

 

بخش خوانده نشده بعدی : غيبت بلند مدّت

غيبت بلند مدّت

در آخرين روزهاي عمر نائب چهارم در نامه‌اي از امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خطاب به او چنين آمده بود:

«بسم الله الرحمن الرحيم اي علي بن محمد سمري، خداوند در مصيبت وفات تو، به برادران ديني ات، پاداش بزرگ كرامت فرمايد؛ چرا كه تو تا شش روز ديگر به سراي باقي خواهي رفت. از اين رو به كارهايت رسيدگي كن و درباره جانشين پس از خود به كسي وصيت مكن! زيرا كه دوره غيبت كامل ]و طولاني فرا رسيده است و از اين پس ظهوري براي من نخواهد بود مگر پس از فرمان الهي و آن پس از گذشت مدتي دراز خواهد بود كه دلها را سختي و قساوت فراگيرد و زمين از ظلم و ستم پر گردد...» ( 1 )

بنابراين با وفات آخرين نائب خاص امام دوازدهم در سال 329 هجري قمري، دوره غيبت طولاني كه به «غيبت كبري» معروف است، آغاز شد و اين دوران همچنان ادامه دارد تا روزي كه به خواست خداوند ابرهاي غيبت، كنار رود و جهان از پرتو مستقيم خورشيد فروزان ولايت، بهره مند گردد.

همانگونه كه گذشت در دوره غيبت صغري، شيعيان به وسيله نائبان خاص با امام خود رابطه داشتند و با تكاليف الهي خود آشنا مي‌شدند ولي در دوران غيبت كبري اين نوع ارتباط قطع گرديده و مردم مؤمن براي شناخت وظايف ديني خود تنها به نائبان عام آن حضرت كه همان عالمان ديني وارسته و مراجع بزرگ تقليد هستند مراجعه مي‌كنند و اين جريان، مسير روشني است كه امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خود در نامه‌اي به يكي از چهره‌هاي مورد اعتماد شيعه، ترسيم فرمود. در فرازي از اين نامه كه توسّط دومين نائب خاص امام ابلاغ شد چنين آمده است:

«وَاَمَّا الْحَوادِثُ الْواقِعَةِ فَارْجِعُوا فيها اِلي رُواةِ حَديثِنا فَاِنَّهُم حُجَّتي عَلَيكُم وَأَنَا حُجَّةُ اللّهِ عَلَيهم... ( 2 ) و اما در مورد رويدادهايي كه در آينده رخ خواهد داد و براي شناخت وظيفه الهي خود در شرايط گوناگون به راويان حديث ما =  فقها رجوع كنيد. زيرا آنها حجّت من بر شما هستند و من حجّت خدا بر آنان هستم...»

اين راهكار جديد براي پاسخ گويي به پرسشهاي ديني و مهم‌تر از آن شناخت وظيفه فردي و اجتماعي شيعيان در دوره غيبت كامل امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) گوياي اين واقعيت است كه نظام مترقّي امامت و رهبري در فرهنگ شيعه، نظامي پويا و زنده است كه در شرايط مختلف، امر هدايت و رهبري مردم را به استوارترين روش، انجام داده است و در هيچ دوره‌اي پيروان مكتب را بدون يك سرچشمه هدايتگر رها نكرده است بلكه سررشته امور آنها را در زواياي مختلف زندگي فردي و جمعي به دست با كفايت عالمان دين شناس و پرهيزگار كه امانتدار دين و دنياي مردم هستند، سپرده است تا كشتي جامعه اسلامي را در درياي پر تلاطم و طوفاني جهان و سياست‌هاي سياست‌بازان استعمار از افتادن در گرداب حوادث حفظ كرده و مرزهاي اعتقادي شيعيان را پاسداري كنند.

امام هادي(عليه السلام) در بيان نقش علماي ديني در زمان غيبت فرمود:

«اگر نبودند علمايي كه پس از غيبت امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مردم را به سوي آن حضرت بخوانند و آنها را به سوي امامشان هدايت كنند و با حجت‌ها و دليل‌هاي محكم الهي از دين او كه دين خداست حمايت كنند و اگر نبودند آن عالمان هوشيار كه بندگان خدا را از دام‌هاي شيطان و شيطان صفتان و از دشمني هاي دشمنان اهل‌بيت(عليهم السلام) نجات مي‌دهند، هيچ كس نمي‌ماند مگر اينكه از دين خدا بيرون مي‌رفت!! ولي ايشان هستند كه سررشته دل‌ها و افكار و عقايد شيعيان را با استواري در دست دارند آنچنان كه كشتي بان، سكّان كِشتي را به دست مي‌گيرد. آن عالمان، برترين بندگان نزد خداوند متعال هستند.» ( 3 )

نكته‌اي كه قابل توجه است شرايط و خصوصياتي است كه رهبري جامعه بايد دارا باشد. زيرا كه سپردن اختيار امور مردم در دين و دنيا به فرد يا افرادي كه عهده دار اين مسئوليت بزرگ مي‌شوند بايد همراه با دقت نظر و تشخيص صحيح و دقيق باشد. به همين جهت پيشوايان معصوم(عليهم السلام)، ويژگيهاي فوق العاده‌اي را براي مرجع ديني و بالاتر از آن، مقام ولايت امر مسلمين كه به «ولي فقيه» معروف است، بيان كرده‌اند.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«از ميان فقها و عالمان دين آنكس كه در برابر هر گناهِ كوچك يا بزرگ خود نگهدار بوده و نگهبان دين و آيين و اعتقادات خود و مردم باشد و با خواسته‌ها و تمايلاتِ شخصي خود مخالفت كرده و از دستورات مولا و امام عصر[ خود اطاعت كند، بر مردم است كه از او پيروي كنند. و بعضي از فقهاي شيعه چنين هستند نه همه آنان.» ( 4 )

 

-----------------------------------------

1. الغيبة طوسى، فصل 6، ح 365، ص 395.

2. كمال الدين، ج 2، باب 45، ح 3، ص 236.

3. احتجاج، ج 1، ح 11، ص 15.

4. احتجاج، ج 2، ص 511.

 

               

فوائد امام غايب

صدها سال است كه جامعه بشري از فيض ظهور حجّت خدا محروم گرديده و امت اسلامي از درك محضر رهبري آسماني و پيشوايي معصوم، بي بهره مانده است. به راستي وجود او در غيبت و زندگي او در پنهاني و دور از دسترس همگان چه آثاري براي جهان و جهانيان دارد؟ آيا نمي‌شد در نزديكي‌هاي دوران ظهور متولد شود و شاهد روزگار سخت غيبت خويش از شيعيان نباشد؟

اين سؤال و مانند آن از نبود شناخت نسبت به جايگاه امام و حجّت الهي سرچشمه مي‌گيرد.

به راستي جايگاه امام در مجموعه هستي چگونه است؟ آيا همه آثار وجودي او به آشكار بودن او وابسته است؟ آيا او تنها براي رهبري و پيشوايي مردمان است يا وجود او براي همه موجودات داراي اثر و بركت است؟

امام محور هستي

از نظر شيعه و براساس تعاليم ديني، امام، واسطه فيض رساني پروردگار به همه پديده‌هاي جهان آفرينش است. او در نظام هستي محور و مدار است و بيوجود او عالم و آدم، جن و ملك و حيوان و جمادي نمي‌ماند.

از امام صادق(عليه السلام) سؤال شد آيا زمين بدون امام باقي مي‌ماند؟ حضرت فرمود:

«اگر زمين بدون امام بماند هر آينه اهل خود را فرو مي‌برد.»( 1 )

اينكه او در رساندن پيام‌هاي خدا به مردم و راهنمايي آنها به سوي كمال انساني، واسطه است و هر فيض و لطفي در اين بخش به سبب وجود او به همگان مي‌رسد، امري روشن و بديهي است. زيرا از ابتدا خداوند متعال از طريق پيامبران و سپس جانشينان آنها قافله بشري را هدايت كرده است. ولي از كلمات معصومين(عليهم السلام) استفاده مي‌شود كه وجود امامان در گستره عالم به عنوان واسطه‌اي براي رسيدن هر نعمت و فيضي از ناحيه پروردگار به هر موجود كوچك و بزرگي است. به بيان آشكارتر همه موجودات، آنچه از فيوضات و عطاياي الهي دريافت مي‌كنند از كانال امام مي‌گيرند. هم اصل وجودشان به واسطه امام است و هم نعمت‌ها و بهره‌هاي ديگري كه در طول حيات خود دارا هستند.

در فرازي از زيارت جامعه كبيره كه يك دوره امام شناسي است اينگونه آمده است:

«بِكُمْ فَتَحَ اللّهُ وَبِكُمْ يخْتِمْ وَبِكُمْ ينَزِّلُ الغَيثَ وَبِكُمْ يمسِكُ السَّماءَ اَنْ تَقَعَ عَلَي الاَرضِ اِلاّ بِاِذنِهِ( 2 )؛

]اي امامان بزرگ خداوند به سبب شما عالم را آغاز كرد و به سبب شما نيز آن را پايان مي‌دهد و به سبب وجود شما باران را فرو مي‌فرستد و به بركت وجود [شما آسمان را نگهداشته است از اينكه بر زمين فرود آيد، جز به اراده او».

بنابراين آثار وجودي امام تنها به ظهور و آشكاري او خلاصه نمي‌شود بلكه وجود او در عالم ـ حتّي در غيبت و نهان زيستي ـ سرچشمه حيات همه موجودات و مخلوقات الهي است و خدا خود اينگونه خواسته است كه او كه موجود برتر و كاملتر است واسطه دريافت و رساندن فيوضات و داده‌هاي الهي به ساير پديده‌ها باشد و در اين عرصه فرقي بين غيبت و ظهور او نيست. آري همگان از آثار وجود امام بهره مي‌گيرند و غيبت امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در اين جهت خللي ايجاد نمي‌كند. جالب اينكه وقتي از امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) درباره نحوه بهره مندي از آن حضرت در دوره غيبت، سؤال مي‌شود مي‌فرمايد:

«وَاَمّا وَجهُ الاِنتِفاعِ بي في غَيبَتي فَكَا الاِنتِفاع بِالشَّمسِ اِذا غَيبَتْها عَنِ الاَبصارِ السَّحابُ( 3 )؛

بهره‌مندي از من در روزگار غيبتم، مانند سود بردن از خورشيد است آن گاه كه به وسيله ابرها از چشم‌ها پوشيده است.»

تشبيه امام به آفتاب و تشبيه غيبت او به قرار گرفتن خورشيد در پسِ ابر، نكته‌هاي فراواني دارد كه به برخي از آن‌ها اشاره مي‌شود:

خورشيد در منظومه شمسي مركزيت دارد و كرات و سيارات به دور او حركت مي‌كنند چنان كه وجود گرامي امام عصر مركز نظام هستي است.

بِبَقائِهِ بَقِيتِ الدُّنيا وَبِيمْنِهِ رُزِقَ الْوَري وَبِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الاَْرضُ وَالسَّماء( 4 )؛

به سبب بودن او دنيا باقي است و به بركت وجود او، عالم روزي مي‌خورند و به خاطر وجود او زمين و آسمان، استوار مانده است.

آفتاب، لحظه‌اي از نورافشاني دريغ نمي‌كند و هر كس به اندازه ارتباطي كه با خورشيد دارد از نور آن بهره مي‌گيرد. چنان كه وجود ولي عصر واسطه دريافتِ همه نعمت‌هاي مادي و معنوي است كه از ناحيه پروردگارِ جهان به بندگان مي‌رسد ولي هر كس به اندازه رابطه خود با آن منبع كمالات، بهره مند مي‌گردد.

اگر اين آفتابِ پشت ابر هم نباشد، شدت سرما و تاريكي، زمين را غير قابل سكونت خواهد كرد. چنانكه اگر عالم از وجود امام ـ گرچه در پشت پرده غيبت ـ محروم بماند سختي‌ها و نابساماني‌ها و هجوم انواع بلاها ادامه زندگي را غير ممكن مي‌سازد.

آن حضرت در نامه‌اي به شيخ مفيد خطاب به شيعيان خود مي‌فرمايد:

«اِنّا غَيرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ وَلا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ وَ لَوْلا ذلِكَ لنَزَلَ بِكُمُ اللاّواءَ وَاصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداء5؛

ما هرگز شما را به حال خود رها نكرده ايم و هرگز شما را از ياد نبرده ايم و اگر نبود (عنايات پيوسته ما) حتماً سختي‌ها و بلاهاي فراواني به شما مي‌رسيد و دشمنان شما را نابود مي‌كردند.»

بنابراين آفتاب وجود امام بر عالم وجود مي‌تابد و به همه هستي فيض مي‌رساند و در اين ميان براي بشريت و به ويژه جامعه مسلمين و امت شيعه و معتقد به او بركات و خيرات بيشتري دارد .

 

-----------------------------


 

1. كافى، ج 1، ص 201.

2. مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره. توضيح اينكه اين زيارت از امام هادى(عليه السلام) نقل شده است و از نظر سند و عبارات، عالى است و پيوسته مورد عنايت خاص عالمان شيعه بوده است.

3. احتجاج، ج 2، ش 344، ص 542.

4. مفاتيح الجنان، دعاى عديله.

 

بخش خوانده نشده بعدی : اميد بخشي

 

فواید امام غایب حضرت مهدی (عج)

فوائد امام غايب

صدها سال است كه جامعه بشري از فيض ظهور حجّت خدا محروم گرديده و امت اسلامي از درك محضر رهبري آسماني و پيشوايي معصوم، بي بهره مانده است. به راستي وجود او در غيبت و زندگي او در پنهاني و دور از دسترس همگان چه آثاري براي جهان و جهانيان دارد؟ آيا نمي‌شد در نزديكي‌هاي دوران ظهور متولد شود و شاهد روزگار سخت غيبت خويش از شيعيان نباشد؟

اين سؤال و مانند آن از نبود شناخت نسبت به جايگاه امام و حجّت الهي سرچشمه مي‌گيرد.

به راستي جايگاه امام در مجموعه هستي چگونه است؟ آيا همه آثار وجودي او به آشكار بودن او وابسته است؟ آيا او تنها براي رهبري و پيشوايي مردمان است يا وجود او براي همه موجودات داراي اثر و بركت است؟

امام محور هستي

از نظر شيعه و براساس تعاليم ديني، امام، واسطه فيض رساني پروردگار به همه پديده‌هاي جهان آفرينش است. او در نظام هستي محور و مدار است و بيوجود او عالم و آدم، جن و ملك و حيوان و جمادي نمي‌ماند.

از امام صادق(عليه السلام) سؤال شد آيا زمين بدون امام باقي مي‌ماند؟ حضرت فرمود:

«اگر زمين بدون امام بماند هر آينه اهل خود را فرو مي‌برد.»( 1 )

اينكه او در رساندن پيام‌هاي خدا به مردم و راهنمايي آنها به سوي كمال انساني، واسطه است و هر فيض و لطفي در اين بخش به سبب وجود او به همگان مي‌رسد، امري روشن و بديهي است. زيرا از ابتدا خداوند متعال از طريق پيامبران و سپس جانشينان آنها قافله بشري را هدايت كرده است. ولي از كلمات معصومين(عليهم السلام) استفاده مي‌شود كه وجود امامان در گستره عالم به عنوان واسطه‌اي براي رسيدن هر نعمت و فيضي از ناحيه پروردگار به هر موجود كوچك و بزرگي است. به بيان آشكارتر همه موجودات، آنچه از فيوضات و عطاياي الهي دريافت مي‌كنند از كانال امام مي‌گيرند. هم اصل وجودشان به واسطه امام است و هم نعمت‌ها و بهره‌هاي ديگري كه در طول حيات خود دارا هستند.

در فرازي از زيارت جامعه كبيره كه يك دوره امام شناسي است اينگونه آمده است:

«بِكُمْ فَتَحَ اللّهُ وَبِكُمْ يخْتِمْ وَبِكُمْ ينَزِّلُ الغَيثَ وَبِكُمْ يمسِكُ السَّماءَ اَنْ تَقَعَ عَلَي الاَرضِ اِلاّ بِاِذنِهِ( 2 )؛

]اي امامان بزرگ خداوند به سبب شما عالم را آغاز كرد و به سبب شما نيز آن را پايان مي‌دهد و به سبب وجود شما باران را فرو مي‌فرستد و به بركت وجود [شما آسمان را نگهداشته است از اينكه بر زمين فرود آيد، جز به اراده او».

بنابراين آثار وجودي امام تنها به ظهور و آشكاري او خلاصه نمي‌شود بلكه وجود او در عالم ـ حتّي در غيبت و نهان زيستي ـ سرچشمه حيات همه موجودات و مخلوقات الهي است و خدا خود اينگونه خواسته است كه او كه موجود برتر و كاملتر است واسطه دريافت و رساندن فيوضات و داده‌هاي الهي به ساير پديده‌ها باشد و در اين عرصه فرقي بين غيبت و ظهور او نيست. آري همگان از آثار وجود امام بهره مي‌گيرند و غيبت امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در اين جهت خللي ايجاد نمي‌كند. جالب اينكه وقتي از امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) درباره نحوه بهره مندي از آن حضرت در دوره غيبت، سؤال مي‌شود مي‌فرمايد:

«وَاَمّا وَجهُ الاِنتِفاعِ بي في غَيبَتي فَكَا الاِنتِفاع بِالشَّمسِ اِذا غَيبَتْها عَنِ الاَبصارِ السَّحابُ( 3 )؛

بهره‌مندي از من در روزگار غيبتم، مانند سود بردن از خورشيد است آن گاه كه به وسيله ابرها از چشم‌ها پوشيده است.»

تشبيه امام به آفتاب و تشبيه غيبت او به قرار گرفتن خورشيد در پسِ ابر، نكته‌هاي فراواني دارد كه به برخي از آن‌ها اشاره مي‌شود:

خورشيد در منظومه شمسي مركزيت دارد و كرات و سيارات به دور او حركت مي‌كنند چنان كه وجود گرامي امام عصر مركز نظام هستي است.

بِبَقائِهِ بَقِيتِ الدُّنيا وَبِيمْنِهِ رُزِقَ الْوَري وَبِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الاَْرضُ وَالسَّماء( 4 )؛

به سبب بودن او دنيا باقي است و به بركت وجود او، عالم روزي مي‌خورند و به خاطر وجود او زمين و آسمان، استوار مانده است.

آفتاب، لحظه‌اي از نورافشاني دريغ نمي‌كند و هر كس به اندازه ارتباطي كه با خورشيد دارد از نور آن بهره مي‌گيرد. چنان كه وجود ولي عصر واسطه دريافتِ همه نعمت‌هاي مادي و معنوي است كه از ناحيه پروردگارِ جهان به بندگان مي‌رسد ولي هر كس به اندازه رابطه خود با آن منبع كمالات، بهره مند مي‌گردد.

اگر اين آفتابِ پشت ابر هم نباشد، شدت سرما و تاريكي، زمين را غير قابل سكونت خواهد كرد. چنانكه اگر عالم از وجود امام ـ گرچه در پشت پرده غيبت ـ محروم بماند سختي‌ها و نابساماني‌ها و هجوم انواع بلاها ادامه زندگي را غير ممكن مي‌سازد.

آن حضرت در نامه‌اي به شيخ مفيد خطاب به شيعيان خود مي‌فرمايد:

«اِنّا غَيرُ مُهْمِلينَ لِمُراعاتِكُمْ وَلا ناسينَ لِذِكْرِكُمْ وَ لَوْلا ذلِكَ لنَزَلَ بِكُمُ اللاّواءَ وَاصْطَلَمَكُمُ الاَْعْداء5؛

ما هرگز شما را به حال خود رها نكرده ايم و هرگز شما را از ياد نبرده ايم و اگر نبود (عنايات پيوسته ما) حتماً سختي‌ها و بلاهاي فراواني به شما مي‌رسيد و دشمنان شما را نابود مي‌كردند.»

بنابراين آفتاب وجود امام بر عالم وجود مي‌تابد و به همه هستي فيض مي‌رساند و در اين ميان براي بشريت و به ويژه جامعه مسلمين و امت شيعه و معتقد به او بركات و خيرات بيشتري دارد .

 

-----------------------------


 

1. كافى، ج 1، ص 201.

2. مفاتيح الجنان، زيارت جامعه كبيره. توضيح اينكه اين زيارت از امام هادى(عليه السلام) نقل شده است و از نظر سند و عبارات، عالى است و پيوسته مورد عنايت خاص عالمان شيعه بوده است.

3. احتجاج، ج 2، ش 344، ص 542.

4. مفاتيح الجنان، دعاى عديله.

 

بخش خوانده نشده بعدی : اميد بخشي

اميد بخشي

از سرمايه‌هاي مهم زندگي، اميد است. اميد مايه حيات و نشاط و پويايي است. اميد عامل حركت و اقدام است. وجود امام در عالم، موجب اميد به آينده‌اي روشن و سراسر شور و اشتياق است. شيعه، پيوسته و در طول تاريخ هزار و چهارصدساله، به انواع بلاها و سختي‌ها گرفتار شده است و آن چه به عنوان نيروئي بزرگ و پشتوانه‌اي استوار، او را به ايستادگي و تسليم نشدن و حركت و تلاش، واداشته است؛ اميد به آينده سبز مؤمنين و دين باوران بوده است. آينده‌اي كه خيالي و افسانه‌اي نيست؛ آينده‌اي كه نزديك است و مي‌تواند نزديك‌تر باشد. زيرا آن كه بايد رهبري قيام را به عهده گيرد زنده است و هر لحظه پا به ركاب؛ و اين من و تو و مائيم كه بايد آماده باشيم.

بخش خوانده نشده بعدی : پايداري مكتب

پايداري مكتب

 هر جامعه‌اي براي حفظ تشكيلات خود و ادامه راه تا رسيدن به مقصد مورد نظر، نياز به وجود رهبري آگاه دارد تا اجتماع، تحت نظر و فرماندهي او در مسير صحيح، حركت كند. وجود رهبر، پشتوانه بزرگي براي افراد است تا در يك سازماندهي منظّم، دستاوردهاي قبلي را حفظ كنند و به تقويت برنامه‌هاي آينده، همّت گمارند. رهبر زنده و فعّال، گرچه در ميان جمعيت و افراد خود نباشد از ترسيم خطوط اصلي و ارائه راهكارهاي كلّي، كوتاهي نمي‌كند و به واسطه‌هاي گوناگون، نسبت به راههاي انحرافي، هشدار مي‌دهد.

امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) گرچه در غيبت است ولي وجود او عامل جدّي براي حفظ مكتب شيعه است. او با آگاهي كامل از توطئه‌هاي دشمنان، به شيوه‌هاي مختلف، مرزهاي فكري شيعيان را پاسداري مي‌كند و آن گاه كه دشمن فريبكار با وسيله‌ها و ابزارهاي گوناگون، اصول مكتب و اعتقادات مردم را نشانه مي‌گيرد، با هدايت و ارشاد عالمان و برگزيدگان، راههاي نفود او را مي‌بندد.

براي نمونه، عنايت حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به شيعيان بحرين را از زبان علاّمه مجلسي( 1 ) مي‌شنويم:

در روزگار گذشته، فرمانروايي ناصبي بر بحرين حكومت مي‌كرد، كه وزيرش در دشمني با شيعيان آن جا، گوي سبقت را از او ربوده بود. روزي وزير بر فرمانروا وارد شد و اناري را به دست او داد، كه به صورت طبيعي اين واژه‌ها بر پوست آن نقش بسته بود: «لا اله الا الله، محمّد رسول الله و ابوبكر و عمر و عثمان و علي خلفاء رسول الله». فرمانروا از ديدن آن بسيار در شگفت شد و به وزير گفت: اين، نشانه‌اي آشكار و دليلي نيرومند بر بطلان مذهب تشيع است. نظر تو درباره ي شيعيان بحرين چيست؟ وزير پاسخ داد: به باور من، بايد آنان را حاضر كنيم و اين نشانه را به ايشان ارايه دهيم. اگر آن را پذيرفتند كه از مذهب خود دست مي‌كشند وگرنه آنان را ميان گزينش سه چيز مخير مي‌كنيم؛ پاسخي قانع كننده بياورند يا جزيه( 2 ) بدهند و يا اين كه مردان شان را مي‌كشيم زنان و فرزندان شان را اسير مي‌كنيم و اموال شان را به غنيمت مي‌بريم.

فرمانروا، رأي او را پذيرفت و دانشمندان شيعه را نزد خود فراخواند. آن گاه انار را به ايشان نشان داد و گفت: اگر در اين باره دليلي روشن نياوريد، شما را مي‌كشم و زنان و فرزندان تان را اسير مي‌كنم يا اين كه بايد جزيه بدهيد. دانشمندان شيعه، سه روز از او مهلت خواستند. آنان پس از گفت‌وگوي فراوان به اين نتيجه رسيدند كه از ميان خود، ده نفر از صالحان و پرهيزگاران بحرين را برگزينند. آن گاه از ميان اين ده نفر نيز سه نفر را برگزيدند و به يكي از آن سه نفر گفتند: تو امشب به سوي صحرا برو و به امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) استغاثه كن و از او، راه رهايي از اين مصيبت را بپرس؛ زيرا او، امام و صاحب ماست.

آن مرد چنين كرد، ولي موفّق به زيارت حضرت نشد. شب دوم نيز نفر دوم را فرستادند. او نيز پاسخي دريافت نكرد. شب آخر، نفر سوم را كه محمّد بن عيسي نام داشت فرستادند. او به صحرا رفت و با گريه و زاري از حضرت، درخواست كمك كرد. چون آخر شب شد، شنيد مردي خطاب به او مي‌گويد: ‌اي محمّد بن عيسي! چرا تو را به اين حال مي‌بينم و چرا به سوي بيابان بيرون آمده اي؟ محمّد بن عيسي از آن مرد خواست كه او را به حال خود واگذارد. او فرمود: ‌اي محمّد بن عيسي! منم صاحب الزمان. حاجت خود را بازگو! محمدبن عيسي گفت: اگر تو صاحب الزماني، داستان مرا مي‌داني و به گفتن من نياز نيست. فرمود: راست مي‌گويي. تو به دليل آن مصيبتي كه بر شما وارد شده است، به اين جا آمده اي. عرض كرد: آري، شما مي‌دانيد چه بر ما رسيده است و شما امام و پناه ما هستيد. پس آن حضرت فرمود: ‌اي محمدبن عيسي! در خانه ي آن وزير ـ لعنة الله عليه ـ درخت اناري است. هنگامي كه درخت تازه انار آورده بود، او از گِل، قالبي به شكل انار ساخت. آن را نصف كرد و در ميان آن، اين جملات را نوشت. سپس قالب را بر روي انار كه كوچك بود، گذاشت و آن را بست. چون انار در ميان آن قالب بزرگ شد، آن واژه‌ها بر روي آن نقش بست! فردا نزد فرمانروا مي‌روي و به او مي‌گويي كه من پاسخ تو را در خانه ي وزير مي‌دهم. چون به خانه ي وزير رفتيد، پيش از وزير به فلان اتاق برو! كيسه ي سفيدي خواهي يافت كه قالب گِلي در آن است. آن را به فرمانروا نشان ده. نشانه ي ديگر اين كه به فرمانروا بگو: كه معجزه ي ديگر ما اين است كه چون انار را دو نيم كنيد، جز دود و خاكستر چيزي در آن نيست!

محمدبن عيسي از اين سخنان بسيار شادمان شد و به نزد شيعيان بازگشت. روز ديگر، آنان پيش فرمانروا رفتند و هر آن چه امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرموده بود، آشكار گشت.

فرمانرواي بحرين با ديدن اين معجزه به تشيع گرويد و دستور داد وزير حيله گر را به قتل رساندند.( 3 )

 

-------------------------------------

1. او از علماي بزرگ شيعه‌ي عصر صفوي است كه آثار فراواني از خود بجا گذاشته، معروفترين آنها كتاب بحارالانوار است كه مجموعه‌اي گران‌سنگ از كلمات اهل بيت(عليهم السلام) است كه در 110 جلد تنظيم شده است. وي در سال 1111 ق وفات يافت و در مسجد جامع اصفهان دفن شد.

2. پولى كه غير مسلمانانى كه در پناه حكومت اسلامى زندگى مى كنند، در برابر تأمين امنيّت و برخوردارى از امكانات به دولت اسلامى مى پردازند.

3. بحارالانوار، ج 52، ص 178.

 

 

بخش خوانده نشده بعدی : خودسازي

خودسازي

قرآن كريم مي‌فرمايد:

وَ قُلْ اِعْمَلُوا فَسَيرَي اللّهُ عَمَلَكُمْ وَ رَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ( 1 )

]اي پيامبر به مردم بگو عمل كنيد ولي بدانيد[ كه خداوند و پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) و مؤمنان، كارهاي شما را مي‌بينند.

در روايات آمده است كه مراد از «مؤمنون» در اين آيه شريفه، امامان معصوم(عليهم السلام) هستند.( 2 ) بنابراين، اعمال مردم به نظر امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مي‌رسد. و آن بزرگوار از پس پرده غيبت، شاهد و ناظر كارها است. اين حقيقت اثر تربيتي بزرگي دارد و شيعيان را به اصلاح كارهاي خود وامي دارد و از اين كه در برابر حجّت خدا و امام خوبي‌ها به زشتي‌ها و گناهان آلوده شوند باز مي‌دارد. البته به هر اندازه توجه انسان به آن معدن صفا و پاكي، بيشتر باشد، آئينه دل و جانش، صفاي بيشتري مي‌يابد و اين روشني و زلالي در گفتار و رفتار او آشكارتر مي‌گردد.

 

---------------------------------

 

 

1. سوره توبه، آيه 105.

2. كافى، ج 1، باب عرض الاعمال، ص 171.

 

پناهگاه علمي و فكري

پيشوايان معصوم(عليهم السلام)، معلّمان و مربّيان اصلي جامعه هستند و مردم، همواره از سرچشمه زلال معارف ناب آن بزرگواران بهره‌ها برده‌اند. در زمان غيبت نيز، اگرچه دسترسي مستقيم و استفاده همه جانبه از محضر امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ممكن نيست ولي آن معدن علوم الهي به راههاي مختلف، گره از مشكلاتِ علمي و فكري شيعيان باز مي‌كند. در دوره غيبت صغري، بسياري از سؤالات مردم و علما، از طريقِ نامه‌هاي امام كه به توقيعات مشهور است پاسخ داده مي‌شد.( 1 )

امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در جواب نامه اسحاق بن يعقوب و سؤال‌هاي او، نوشته است:

«خداوند تو را هدايت كند و ثابت قدم بدارد؛ اما اينكه درباره منكران از خاندان و عموزادگان ما سئوال كردي، بدان كه بين خدا و هيچ كس خويشاوندي نيست و كسي كه مرا انكار كند از من نيست و عاقبت او همانند سرانجام پسر نوح است... و اما اموال تان را تا پاكيزه نكنيد قبول نمي‌كنيم...

و اما اموالي كه براي ما فرستادي از آن رو مي‌پذيريم كه پاكيزه و طاهر است... و كسي كه اموال ما را حلال شمرده و آن را بخورد همانا آتش خورده است... و چگونگي استفاده از من، مانند بهره مندي از خورشيدِ پشت ابر است و من امان مردم روي زمين هستم همانطوري كه ستارگان امان اهل آسمانها هستند. و از اموري كه سودي برايتان ندارد پرسش نكنيد و خود را در آموختن آنچه از شما نخواسته‌اند به زحمت نيفكنيد و براي تعجيل فرج بسيار دعا كنيد كه همان، فرج شماست، سلام بر تو‌اي اسحاق بن يعقوب و سلام بر هر كسي كه پيرو هدايت است.»( 2 )

پس از غيبت صغري هم بارها علماي شيعه، مشكلات علمي و فكري خود را با امام خويش مطرح كرده و پاسخ آن را دريافت نموده‌اند.

مير علاّم يكي از شاگردان مقدس اردبيلي( 3 ) چنين مي‌گويد:

نيمه شبي در نجف اشرف در صحن مطهر حضرت علي(عليه السلام) بودم ناگاه شخصي را ديدم كه به سمت حرم مي‌رود، به سوي او رفتم چون نزديك شدم؛ ديدم كه شيخ و استادم ملا احمد مقدّس اردبيلي(قدس سره) است. خود را از او پنهان كردم.

نزديك حرم مطهر شد در حالي كه در بسته بود؛ ناگاه ديدم در گشوده شد و داخل حرم گرديد! و پس از مدتي كوتاه از حرم خارج شد، و به سمت كوفه متوجه گرديد.

به دنبال او روانه شدم به طوري كه مرا نمي‌ديد تا آن كه داخل مسجد كوفه گرديد و در نزد محرابي كه اميرالمؤمنين(عليه السلام) را در آن ضربت زده‌اند قرار گرفت و مدّتي در آنجا درنگ كرد. سپس برگشت و از مسجد بيرون رفت و به سمت نجف متوجه گرديد من همچنان دنبال او بودم تا آنكه به مسجد حنانه رسيد؛ ناگاه بدون اختيار سرفه ام گرفت چون صداي مرا شنيد برگشت نگاهي به من كرد و مرا شناخت. فرمود: مير علام هستي؟ گفتم: آري! گفت: اينجا چه مي‌كني؟ گفتم: از آن زمان كه داخل حرم حضرت علي(عليه السلام) شدي تا حال با شما هستم. شما را به حق اين قبر قسم مي‌دهم كه سرّ اين واقعه را كه امشب از شما مشاهده كردم به من خبر دهيد!

فرمود: به شرط آن كه تا من زنده هستم آن را به كسي نگويي! چون به او اطمينان دادم فرمود: گاهي كه برخي مسائل بر من مشكل مي‌شود براي حل آن به اميرالمؤمنين(عليه السلام) متوسل مي‌شوم. امشب نيز مسئله‌اي براي من مشكل شد و در آن فكر مي‌كردم؛ ناگاه به دلم افتاد كه باز به خدمت آن حضرت روم و سؤال كنم.

چون به حرم مطهر رسيدم چنان كه ديدي درِ بسته بر روي من گشوده شد. پس داخل شده به خدا ناليدم كه جواب آن را از آن حضرت دريابم ناگاه از قبر مطهر ندايي شنيدم كه فرمود: به مسجد كوفه برو و از قائم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) سؤال كن زيرا كه او امام زمان توست. پس به نزد محراب ]مسجد كوفه [آمدم و از آن بزرگوار سؤال كرده جواب شنيدم و اكنون به منزل خود مي‌روم.( 4 )

 

----------------------------------------

1. ر.ك: كمال الدين، ج 2، باب 45، صص 235 - 286.

2. همان، ح 4، ص 237.

3 . او از علماي بزرگ شيعه در قرن دهم هجري بود كه در تقوا و فضايل اخلاقي نمونه و مثال زدني است و بنابر نقل علامه مجلسي، بارها محضر امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مشرف گرديده و از وي آثار ارزشمندي هم بجاي مانند حدائق‌الشيعه و... مزار او در حرم اميرالمؤمنين علي(عليه السلام) مي‌باشد.

4. بحارالانوار، ج 52، ص 174.

 

 

بخش خوانده نشده بعدی : هدايت باطني و نفوذ روحاني

هدايت باطني و نفوذ روحاني

امام و حجّت خدا وظيفه رهبري و هدايت مردم را به عهده دارد و در تلاش است افرادي را كه آماده دريافت نور هدايت او هستند، راهنمايي كند. براي انجام اين مأموريت الهي، گاهي آشكارا و بي پرده، با انسان‌ها ارتباط برقرار مي‌كند و با گفتار و كردار زندگي ساز خود، راه سعادت و بهروزي آن‌ها را نشان مي‌دهد و زماني ديگر با استفاده از قدرت ولايت خود كه نيروي غيبي و الهي است در درون قلب‌ها اثر مي‌گذارد و با توجهي ويژه و عنايتي خاص، دل‌هاي آماده را، مايل به خوبي‌ها و زيبايي‌ها مي‌كند و راه رشد و كمال آن‌ها را هموار مي‌سازد. در اين بخش، نيازي به حضور ظاهري امام و ارتباط مستقيم با او نيست بلكه هدايت‌ها از راه‌هاي دروني و ارتباطات قلبي انجام مي‌گيرد. امام علي(عليه السلام) در بيان اين بخش از فعاليت‌هاي امام مي‌فرمايد:

خداوندا، جز اين نيست كه بايد حجّتي از سوي تو در زمين باشد تا خلق را به سوي آئين تو رهنمون گردد... و اگر وجود ظاهري او از مردم پنهان باشد ولي بي شك تعاليم و آداب او در دلهاي مؤمنين پراكنده است و آن‌ها براساس آن عمل مي‌كنند.(  1)

امام غايب از طريق همين هدايت‌ها به كار نيروسازي براي قيام و انقلاب جهاني، همّت مي‌گمارد. و آن‌ها كه شايستگي‌هاي لازم را دارا باشند تحت تربيت ويژه امام، براي حضور در ركابِ آن حضرت آماده مي‌شوند و اين يكي از برنامه‌هاي امام غايب است كه به بركت وجود او انجام مي‌شود.

 

------------------------------------

1. اثبات الهداة، ج 3، ح 112، ص 463.

ايمني از بلاها

بدون ترديد، امنيّت از اصلي ترين سرمايه‌هاي زندگي است. پديد آمدن حوادث گوناگون در عالم، همواره زندگي و حيات طبيعي موجودات را در معرض نابودي قرار داده است و كنترل آفت‌ها و بلاها اگرچه با فراهم آوردن وسائل مادّي ممكن است ولي عوامل معنوي نيز در آن تأثير فراواني دارد. در روايات پيشوايان ما، وجود امام و حجّت الهي، در مجموعه جهان آفرينش، به عنوان عامل امنيّت زمين و اهل آن شمرده شده است.

امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خود فرموده است:

وَ اِنِّي لاََمانٌ لاَِهْلِ الاَْرْضِ...؛

من موجب ايمني (از بلاها) براي ساكنان زمين هستم.( 1 )

وجود امام، مانع از آن است كه مردم به سبب انواع گناهان و مفاسدي كه انجام مي‌دهند به عذاب‌هاي سخت الهي گرفتار آيند و طومار حيات زمين و اهل آن در هم پيچيده شود.

قرآن كريم در اين باره، خطاب به پيامبر اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) مي‌فرمايد:

وَ ما كانَ اللّهُ لِيعَذِّبَهُمْ وَ اَنْتَ فِيهِم...

«(اي رسول ما) تا زماني كه تو در ميان ايشان (مسلمانان) هستي، خداوند هرگز آن‌ها را به عذاب (عمومي) گرفتار نخواهد كرد.»( 2 )

حضرت ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) كه مظهر رحمت و مهر پروردگار است نيز به عنايت خاص خود بلاهاي بزرگ را به ويژه از جامعه شيعيان و فرد فرد آن‌ها دور مي‌كند؛ گرچه در بسياري از موارد، شيعيان به لطف و كرامت او توجه نداشته باشند و دست ياري‌گر او را در بالاي سر خود نشناسند!

آن گرامي در مقام معرفي خود فرموده است:

«أَنَا خاتِمُ الاَْوْصِياءِ وَ بِي يدْفَعُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ الْبَلاءَ مِنْ اَهْلي وَ شِيعَتِي؛

من آخرين جانشين پيامبر خدا(صلي الله عليه و آله وسلم) هستم و خداي تعالي به ]سبب وجود[ من بلاها را از خاندان و شيعيانم دور مي‌كند.»( 3 )

در جريان شكل گيري انقلاب شكوهمند اسلامي ايران و سال‌هاي پرالتهاب دفاع مقدّس، بارها لطف و محبت آن امام بزرگوار بر سر ملت و مملكت سايه افكند و نظام اسلامي و ملت مسلمان و مهدوي را از گردنه توطئه‌هاي سنگين دشمن، عبور داد! شكسته شدن حكومت نظامي شاه در 21 بهمن 1357 به فرمانِ امام خميني  قدس الله سره، حادثه سقوط هلي كوپترهاي نظامي آمريكا در سال 1359 در صحراي طبس، كشف كودتاي نافرجام نوژه در 21 تيرماه 1361 و ناكامي دشمنان در جنگ هشت ساله و دهها نمونه ديگر شواهد گويايي است.

 

-------------------------------------

1. كمال الدين، ج 2، باب 45، ح 4، ص 239.

2. سوره انفال، آيه 33.

3. كمال الدين، ج 2، باب 43، ح 12، ص 171.

 

 

بخش خوانده نشده بعدی : باران رحمت


باران رحمت

موعود بزرگ جهانيان و قبله آمال مسلمانان و محبوب دل‌هاي شيعيان، همواره بر حال مردم نظر دارد و غيبت آن خورشيد مهرباني، مانع از آن نيست كه پرتو زندگي بخش و نشاط آفرين خود را بر جان‌هاي مشتاق بتاباند و آن‌ها را بر خوان كرم و بزرگواري خويش، مهمان كند. آن ماه منير دوستي و مهرورزي، پيوسته غمخوار شيعيان و دستگير مددجويان آستان حضرتش بوده است. گاهي بر بالين بيماران حاضر گرديده و دست شفابخش خويش را مرهم زخم‌هاي آن‌ها قرار داده است و زماني ديگر، به گم شدگان در بيابان‌ها عنايت فرموده و واماندگان در وادي تنهايي و بي كسي را يار و ياور و راهنما گشته است و در لحظه‌هاي سرد نااميدي، دل‌هاي منتظر را گرمي اميد، بخشيده است. او كه باران رحمت الهي است، در همه حال، بر كوير تفتيده جان‌ها باريده و با دعاي خود براي شيعيان، سبزي و خرّمي را براي آن‌ها به ارمغان آورده است. آن سجاده نشين آستان حضرت دوست، دست‌هاي خواهش را گشوده و براي من و تو اين چنين خواسته است:

«يا نُورَالنُّورِ يا مُدَبِّرَ الاُْمُورِ يا باعِثَ مَنْ فِي القُبُورِ صَلِّ عَلي مُحَمَّد وَآلِ مُحَمَّد وَاجْعَلْ لي وَلِشيعَتي مِنَ الضّيقِ فَرَجاً وَمِنَ الْهَمِّ مَخْرجاً وَاَوْسِعْ لَنَا المَنْهَجَ وَاطلق لَنا مِنْ عِنْدِكَ ما يفَرِّجُ وَافْعَلْ بِنا ما اَنْتَ اَهْلُهُ يا كَريم( 1 )؛

اي روشنايي نور،‌اي تدبير كننده كارها،‌اي زنده كننده مردگان، بر محمد و خاندان او درود فرست و براي من و شيعيانم در تنگناها گشايشي قرار ده و از غم و اندوه راه چاره‌اي باز كن و راه ]هدايت[ را بر ما وسعت بخش و راهي كه در آن گشايش ما است به روي ما بگشا و آنچنان كه تو شايسته آن هستي با ما رفتار كن‌اي كريم.»

آنچه گفته شد بيانگر آن است كه از آثار وجود امام ـ گرچه در غيبت به سر برد ـ امكان ارتباط و اتصال به اوست و آن‌ها كه لياقت و شايستگي داشته‌اند لذت همنشيني و همنوايي آن يار بي همتا را چشيده‌اند.

 

-----------------------------------

1. منتخب الاثر، فصل 10، باب 7، ش 6، ص 658.

بخش خوانده نشده بعدی : خلاصة درس

امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) محور هستي، و واسطه همه فيوضات الهي به ديگران است
اعتقاد به ظهور و آمدن حضرت(عجل الله تعالي فرجه الشريف) روح اميد و نشاط و پويائي را در جامعه مي‌دمد.

امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نسبت به جريان امور مسلمين اشراف دارد و از مكتب شيعه پاسداري مي‌كند.

با توجه به اشراف حضرت بر كارها و عرض اعمال مردم به حضور حضرت، اين اعتقاد اثر تربيتي جدي در اصلاح و خودسازي مردم دارد

امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) پناهگاه علمي و فكري شيعيان و حق طلبان است در موارد زيادي بزرگان شيعه پاسخ‌هاي علمي خود را از طريق حضرت دريافت نموده اند و نيز هدايت باطني، ايمني از بلاها و نزول باران رحمت از بركات وجودي آن حضرت است.

 

بخش خوانده نشده بعدی : معرفي منابع جهت مطالعه

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ديدار يار

از سختي‌ها و تلخي‌ها دوره غيبت، دوري شيعيان از مولاي خود و محروم ماندن از ديدار جمال آن يوسف بي همتاست. با شروع روزگار غيبت، منتظران ظهور، پيوسته در حسرت تماشاي آن سرو بلند فضيلت سوخته‌اند و آه فراق از دل كشيده اند! البته در دوران غيبت صغري، شيعيان به وسيله نائبان خاص با امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) ارتباط داشتند و بعضي از آنها به فيض حضور آن بزرگوار رسيدند چنان كه در اين باره روايات فراواني وجود دارد ولي در دوره غيبت كبري كه روزگار غيبت كامل امام است، رابطه ياد شده قطع گرديد و امكان شرفيابي به محضر آن حضرت به شكل معمول و از طريق افرادي خاص، منتفي شد.

با اين حال بسياري از علما معتقدند كه در اين زمان نيز، ملاقات با آن ماه منير امكان دارد و بارها اتّفاق افتاده است. حكايت شرفيابي بزرگاني چون علامه بحرالعلوم، مقدس اردبيلي، سيدبن‌طاووس و مانند آنها معروف و مشهور است و در كتاب‌هاي بزرگان علما نقل گرديده است.( 1 )

امّا لازم است كه درباره بحث ملاقات با امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به نكات زير توجه شود:

نكته اول اينكه، ملاقات با امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) گاهي در حالت اضطرارو درماندگي افراد روي مي‌دهد و گاهي در حالت عادي و به دور از اضطرار. به بيان روشن‌تر گاهي ملاقات‌ها براي دستگيري امام(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از اشخاصي است كه در وضعيتي گرفتار شده‌اند و احساس تنهايي و بي كسي به آنها دست داده است مثل جريان ملاقات بسياري از افراد كه در مكان‌هاي مختلف مانند سفر خانه خدا، راه را گم كرده‌اند و امام(عجل الله تعالي فرجه الشريف) و يا يكي از اصحاب آن حضرت، آنها را از سرگرداني نجات داده است و اكثر ملاقات‌ها از همين قبيل است.

ولي در مواردي ملاقات‌ها در غير حالت اضطرار بوده است و ملاقات كننده به جهت مقام معنوي ويژه‌اي كه داشته به حضور امام(عجل الله تعالي فرجه الشريف) شرفياب شده است.

با توجه به نكته فوق بايد توجه داشت كه ادّعاي ملاقات و ديدار آن حضرت از هر كسي پذيرفته نيست.

نكته دوم اينكه، در طول مدت غيبت كبري و به ويژه در زمان ما، افرادي با ادّعاي ملاقات امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در پي جمع كردن مردم و كسب نام و ناني براي خود بوده‌اند و از اين راه بسياري را به گمراهي و انحراف در عقيده و عمل كشانيده اند؛ با توصيه خواندن بعضي دعاها و انجام برخي اعمال كه بسياري از آنها هيچ اصل و اساسي ندارد و با دعوت از مشتاقان ديدار، براي شركت در جلسه هايي كه محتواي قابل قبولي ندارد، وعده ديدار حجّت خدا را مي‌دهند و بدينگونه امر ملاقات با آن امام غايب را كاري سهل و در دسترسِ همگان جلوه مي‌دهند در حالي كه بدون ترديد آن حضرت بر طبق اراده پروردگار در غيبت كامل قرار گرفته است و جز براي افرادي انگشت شمار كه تنها راه نجات آنها عنايت مستقيم آن مظهر لطف الهي است رخ نمي‌نمايد.

و نكته سوم اينكه جريان ملاقات تنها در صورتي ممكن است كه امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مصلحت را در وقوع آن ببيند. بنابراين هرگاه با وجود همه شور و اشتياق يك عاشق و تلاش او براي شرفيابي به محضر امام، ملاقاتي دست ندهد نبايد گرفتار يأس و نااميدي گردد و اين را نشانه نبود لطف و عنايت امام بداند همانگونه كه آن كس كه به فيض ملاقات با آن بزرگوار نائل شد، اين ديدار نشانه آن نيست كه در تقوا و فضيلت به كمال رسيده است.

جان سخن اينكه اگر چه ديدن جمال نوراني امام عصر و سخن گفتن با آن محبوب دلها سعادتي بزرگ است امّا امامان ما و به ويژه حضرت ولي عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از شيعيان نخواسته‌اند كه در پي ديدار امام زمان خود باشند و براي رسيدن به اين مقصود، چلّه نشيني كرده و يا بيابان گردي پيشه كنند؛ بلكه در كلمات پيشوايان معصوم(عليهم السلام) سفارش فراوان شده است كه شيعيان پيوسته به ياد آن حضرت بوده و براي فرج او دعا كنند و در جلب رضاي او در گفتار و كردار بكوشند و در راستاي اهداف بزرگ او قدم بر دارند تا هر چه زودتر زمينه ظهور آن اميد بشريت فراهم گردد و عالم از فيض مستقيم او بهره مند شود.

امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) خود مي‌فرمايد:

«اَكْثِرُوا الدُّعاء بِتَعْجيلِ الْفَرَجِ فَاِنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم( 2 )؛

براي تعجيل فرج، بسيار دعا كنيد كه همان فرج شماست».

در اينجا مناسب است جريان شيرين ملاقات مرحوم حاج علي بغدادي را كه از خوبان روزگار خويش بوده است نقل كنيم ولي به جهت رعايت اختصار به بيان نكات مهم آن اكتفا مي‌كنيم:

آن مرد شايسته و با تقوا، هميشه از بغداد به كاظمين مي‌رفت و دو امام بزرگوار حضرت جواد و حضرت كاظم(عليهما السلام) را زيارت مي‌كرد. او مي‌گويد: مقداري خُمس و حقوق مالي برعهده ام بود. به همين جهت به نجف اشرف رفتم و بيست تومان از آن را به عالم فقيه و پارسا شيخ انصاري و بيست تومان آن را هم به عالم فقيه شيخ محمد حسين كاظمي و بيست تومان هم به آيت الله شيخ محمد حسن شروقي دادم و تصميم گرفتم كه بيست تومان ديگر بدهي خود را پس از بازگشت به بغداد به آية الله آل ياسين بپردازم. روز پنج شنبه به بغداد بازگشتم. نخست به سوي كاظمين رفتم و دو امام بزرگوار را زيارت كردم. پس از آن به منزل آية الله آل ياسين رفتم و بخشي از باقي مانده بدهي شرعي خود را به او تقديم كردم و از او اجازه گرفتم كه باقي مانده آن را به تدريج به او يا كسي كه او را مستحق بدانم بپردازم. ايشان اصرار كرد كه نزد او بمانم اما به خاطر كارهاي ضروري، عذر خواهي كرده و خداحافظي كردم و به سوي بغداد حركت كردم. وقتي يك سوم راه را رفته بودم با سيد بزرگوار و با وقاري روبرو شدم. او عمامه‌اي سبز بر سر داشت و بر گونه اش خالي مشكي آشكار بود و براي زيارت به سوي كاظمين مي‌رفت. نزديك من آمد و سلام كرد و به گرمي با من دست داد و مرا در آغوش كشيد و به سينه چسبانيد و به من خوش آمد گفت و فرمود: خير است، كجا مي‌روي؟

گفتم: زيارت كرده و اينك عازم بغداد هستم. گفت، شب جمعه است برگرد به كاظمين (و امشب را در آنجا بمان) ! گفتم: نمي‌توانم! گفت، مي‌تواني، برگرد تا گواهي دهم كه از دوستان جدّم اميرالمؤمنين(عليه السلام) و از دوستانِ ما هستي و شيخ نيز گواهي مي‌دهد. خداوند مي‌فرمايد: «وَاسْتَشْهِدُوا شَهيدَين»( 3 ) ] = دو نفر را شاهد بگيريد.

حاج علي بغدادي مي‌گويد: من پيش از اين از آية الله آل ياسين خواسته بودم كه براي من سندي بنويسد و در آن گواهي كند كه من از شيعيان و دوستداران اهل‌بيت پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) هستم تا آن نامه را در كفن خويش قرار دهم. از سيد پرسيدم: از كجا مرا شناختي و چگونه اين گواهي را مي‌دهي؟! فرمود: چگونه انسان كسي را كه حق او را به طور كامل مي‌دهد نمي‌شناسد؟! گفتم: كدام حقّ؟! فرمود: همان حقوقي كه به وكيل من دادي. گفتم: وكيل شما كيست؟ فرمود: شيخ محمد حسن! گفتم: آيا او وكيل شماست؟ فرمود: آري.

از گفتار او شگفت زده شدم. فكر كردم ميان من و او، دوستي ديرينه‌اي است كه من فراموش كرده ام زيرا در برخورد اول مرا به نام صدا زد! و گمان كردم از من توقع دارد كه مبلغي از آن خمس كه بر عهده دارم بدان جهت كه از نسل پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) است به او تقديم كنم. بنابراين گفتم: از حقوق شما فرزندان پيامبر مقداري نزد من هست و اجازه گرفته ام كه آن را مصرف كنم. تبسم كرد و گفت: آري! مقداري از حقوق ما را به وكلاي ما در نجف پرداختي. پرسيدم: آيا اين كارم پذيرفته درگاه خداست؟ فرمود: آري!

به خود آمدم كه چگونه اين سيد، بزرگترين علماي عصر را، وكيل خود مي‌خواند. اما بار ديگر دچار غفلت شدم و موضوع را فراموش كردم!

گفتم: سرورم! آيا درست است كه مي‌گويند: هر كس در شب جمعه امام حسين(عليه السلام) را زيارت كند   از عذاب خدا   [در امان خواهد بود. گفت: آري! و در همان حال ديدگانش پر از اشك شد و گريست. چيزي نگذشت كه ديدم در حرم مطهر كاظمين(عليه السلام) هستيم بي آنكه از خيابان‌ها و راههايي كه به حرم مي‌رسد، عبور كرده باشيم. كنار در ورودي ايستاديم. گفت: زيارت بخوان! گفتم: سرورم من نمي‌توانم خوب بخوانم. گفت: آيا من بخوانم تا با من زيارت كني؟ گفتم: آري!

او شروع كرد و بر پيامبر و يك يك امامان(عليهم السلام) سلام گفت و پس از نام مبارك امام‌عسكري(عليه السلام) رو به من كرد و گفت: آيا امام زمانت را مي‌شناسي؟ گفتم: چگونه نمي‌شناسم؟! فرمود: پس بر او سلام كن! گفتم، «اَلسَّلامُ عَلَيكَ يا حُجَّةَ اللّه يا صاحِبَ الزَّمان يابْنَ الْحَسن!» تبسم كرد و فرمود: «عَلَيكَ السَّلام وَ رَحْمَةُ اللّهِ وَبَرَكاتُهُ».

پس وارد حرم شديم و ضريح را بوسيديم. فرمود: زيارت بخوان. گفتم: سرورم، نمي‌توانم خوب بخوانم. فرمود: آيا برايت بخوانم؟ گفتم: آري! او زيارت مشهور به «امين اللّه» را خواند و آنگاه فرمود: آيا جدّم حسين(عليه السلام) را زيارت مي‌كني؟ گفتم: آري امشب شب جمعه و شب زيارتي امام حسين(عليه السلام) است. او زيارت مشهور امام حسين(عليه السلام) را خواند. هنگام نماز مغرب شد به من فرمود تا نماز را به جماعت بخوانم. پس از نماز آن بزرگوار از نظرم ناپديد شد و هر چه جستجو كردم او را نديدم!!

تازه به خود آمدم و به ياد آوردم كه سيد مرا با نام و نشان صدا زد. خواست كه به كاظمين برگردم و با اينكه نمي‌خواستم بازگشتم. فقهاي بزرگ را وكيل خود خواند و سرانجام نيز به صورت ناگهاني پنهان شد. پس از اين انديشه دريافتم كه آن حضرت امام عصر(عليه السلام) بوده است و دريغا كه دير او را شناختم.( 4 )

---------------------------------------------


 

1. ر.ك: جنّة المأوى و النّجم الثاقب، محدث نورى.

2. كمال الدين، ج 2، باب 45، ح 4، ص 239.

3. سوره بقره، آيه 282.

4. بحارالانوار، ج 53، ص 315 و النجم الثاقب، داستان 31.

 

بخش خوانده نشده بعدی : طول عمر

طول عمر

از مباحث مربوط به زندگي امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) طول عمر آن بزرگوار است. براي بعضي اين سؤال مطرح است كه چگونه ممكن است انساني، عمري چنين طولاني داشته باشد؟!( 1 )

سرچشمه اين سؤال و علت طرح آن اين است كه آنچه در جهان امروز، معمول و متداول است عمرهاي محدودي است كه حداكثر بين 80 تا 100 سال طول مي‌كشد( 2 ) و بعضي با ديدن و شنيدن اينگونه عمرها، نمي‌توانند يك عمر طولاني را باور كنند يا آن را دور مي‌شمارند. وگرنه عمر طولاني از نظر عقل و دانش بشري امري غير ممكن نيست و دانشمندان با مطالعه اجزاء بدن به اين حقيقت رسيده‌اند كه ممكن است انسان، سال‌هاي بسيار طولاني زنده بماند و حتي گرفتار پيري و فرسودگي هم نشود.

برنارد شاو مي‌گويد:

«از اصول علمي مورد پذيرش همه دانشمندان بيولوژيست، اين است كه براي عمر بشر نمي‌توان حدي تعيين كرد و حتي ديرزيستي نيز مسئله مرزناپذيري است.»( 3 )

پروفسور «اتينگر» مي‌نويسد:

«به نظر من با پيشرفت تكنيك‌ها و كاري كه ما شروع كرده ايم بشر قرن بيست و يكم خواهد توانست هزاران سال عمر كند.»( 4 )

بنابراين تلاش دانشمندان براي دست يافتن به راههاي غلبه بر پيري و رسيدن به دراز عمري نشانگر امكان چنين پديده‌اي است چنانكه در اين مسير گام‌هاي موفقيت آميزي برداشته شده است و هم اكنون در گوشه و كنار جهان كم نيستند افرادي كه بر اثر شرايط مناسب آب و هوايي و تغذيه مناسب و فعّاليت مناسب بدني و فكري و عوامل ديگر، عمري نزديك به صدوپنجاه سال و گاهي بيشتر از آن دارند مهم‌تر اينكه عمر طولاني در گذشته تاريخ انسان‌ها بارها تجربه شده است و در كتاب‌هاي آسماني و تاريخي، انسان‌هاي زيادي با نام و نشان و شرح حال ياد شده‌اند كه مدت عمر آن‌ها بسيار درازتر از عمر بشر امروز بوده است.

در اين زمينه كتاب‌ها و مقالات متعدّدي نوشته شده است كه براي نمونه چند مورد را بيان مي‌كنيم:

1. در قرآن آيه‌اي هست كه نه تنها از عمر طولاني بلكه از امكان عمر جاويدان خبر مي‌دهد و آن آيه درباره حضرت يونس(عليه السلام) است كه مي‌فرمايد:

«اگر او (يونس(عليه السلام)) در شكم ماهي تسبيح نمي‌گفت، تا روز رستاخيز در شكم ماهي مي‌ماند.» ( 5 )

بنابراين از نظر قرآن عمري بسيار طولاني (از عصر يونس(عليه السلام) تا روز رستاخيز) كه در اصطلاح زيست شناسان عمر جاويدان ناميده مي‌شود براي انسان و ماهي امكان پذير است.( 6 )

2. قرآن كريم در مورد حضرت نوح(عليه السلام) مي فرمايد:

«به راستي ما نوح را به سوي قومش فرستاديم، پس /950 سال در ميان آنها درنگ نمود.»( 7 )

آنچه در آيه شريفه آمده است مدت پيامبري آن حضرت است و براساس برخي روايات، مدت عمر آن بزرگوار /2450 سال بوده است!( 8 )

جالب اينكه در روايتي از امام سجاد(عليه السلام) نقل شده است كه فرمود:

«در امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) سنّت و شيوه‌اي از زندگي حضرت نوح(عليه السلام) است و آن طول عمر است.» ( 9 )

3. و نيز درباره حضرت عيسي(عليه السلام) مي فرمايد:

«... و هرگز او را نكشتند و به دار نياويختند بلكه امر به آنها مشتبه شد... به يقين او را نكشتند بلكه خداوند او را به سوي خود بالا برد كه خداوند توانا و فرزانه است.» (10)

همه مسلمانان به استناد قرآن و احاديث فراوان معتقدند كه عيسي(عليه السلام) زنده است و در آسمان هاست و به هنگام ظهور حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرود آمده و او را ياري خواهد كرد.

امام باقر(عليه السلام) فرمود:

«در صاحب اين امر (مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) چهار سنّت از چهارتن از پيامبران است... و از عيسي(عليه السلام) سنتي دارد و آن اينكه: (درباره مهدي نيز) مي‌گويند: او مرده است در حالي كه او زنده مي‌باشد.» ( 11 )

علاوه بر قرآن در تورات و انجيل نيز سخن از عمرهاي طولاني مطرح گرديده است.

در تورات آمده است كه:

«... تمام ايام آدم كه زيست نهصد و سي سال بود كه مُرد... جمله ي ايام «انوش» نهصد و پنج سال بود كه مُرد... و تمامي ايام «قينان» نهصد و ده سال بود كه مُرد... پس جمله ي ايام «متوشالح» نهصد و شصت و نه سال بود كه مُرد...». (12)

بنابراين تورات صريحاً به وجود افرادي با داشتن عمرهاي طولاني (بيش از نهصد سال) اعتراف مي‌كند.

در انجيل نيز عباراتي موجود است كه نشانگر آن است كه عيسي(عليه السلام) پس از به دار كشيده شدن زنده گرديده و به آسمان بالا رفته است. (13) و در روزگاري فرود خواهد آمد و مسلّم است كه عمر آن بزرگوار از دو هزار سال بيشتر است.

با اين بيان روشن مي‌شود كه پيروان دو آئين يهود و مسيحيت بايد به علت اعتقاد به كتاب مقدس به عمرهاي طولاني نيز معتقد باشند.

گذشته از اينكه طول عمر از نظر علمي و عقلي پذيرفتني است و در گذشته تاريخ، موارد بسيار دارد، در مقياس قدرت بي نهايت خداوند نيز قابل اثبات است. به اعتقاد همه پيروان اديان آسماني تمام ذرات عالم در اختيار خداوند است و تأثير همه سبب‌ها و علّت‌ها به اراده او بستگي دارد و اگر او نخواهد سبب‌ها از تأثير باز مي‌ماند و نيز بدون سبب و علّت طبيعي، ايجاد مي‌كند و مي‌آفريند.

او خدايي است كه از دل كوه، شتري بيرون مي‌آورد و آتش سوزنده را بر ابراهيم(عليه السلام) سرد و سلامت مي‌سازد و دريا را براي موسي و پيروانش خشك مي‌كند و آنها را از ميان دو ديوار آبي عبور مي‌دهد! ( 14 )آيا از اينكه به عصاره انبياء و اولياء و آخرين ذخيره الهي و نهايت آمال و آرزوي همه نيكان و تحقق بخش وعده بزرگ قرآن عمري طولاني بدهد، ناتوان خواهد بود؟!

امام حسن مجتبي(عليه السلام) فرمود:

«... خداوند عمر او را (مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در دوران غيبتش طولاني مي‌گرداند، سپس به قدرت خدايي اش او را در سيماي جواني زير چهل سال آشكار مي‌سازد تا مردمان دريابند كه خداوند بر هر كاري تواناست.» (15  )

بنابراين جريان طول عمر امام دوازدهم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از ابعاد مختلف عقلي و علمي و تاريخي امري ممكن و پذيرفتني است و پيش از همه اينها از جلوه‌هاي اراده خداوند بزرگ و تواناست.

 

 

 

 

---------------------------------------------------

1. اكنون در سال 1425 هجرى قمرى هستيم و با توجه به اينكه تولد امام مهدى در سال 255 هجرى قمرى واقع شده است، پيشواى ما هم اكنون 1170 سال دارد.

2. البته هم اكنون عمرهاى بالاى صد سال هم يافت مى شود كه به نسبت بسيار كم است.

3. راز طول عمر امام زمان(عجل الله تعالي فرجه الشريف) على اكبر مهدى پور، ص 13.

4. مجله دانشمند، سال 6، ش 6، ص 147.

5. سوره الصافات، آيه 144.

6. خوشبختانه كشف ماهى /400 ميليون ساله در سواحل ماداگاسكار امكان چنين عمرى را براى ماهى، عينى كرد (كيهان، ش 6413 - 22/8/43).

7. سوره عنكبوت، آيه 14.

8. كمال الدين، ج 2، باب 46، ح 3، ص 309.

9. كمال الدين، ج 1، باب 21، ح 4، ص 591.

10. سوره نساء، آيه 157.

11. بحارالانوار، ج 51، ص 217.

12. تورات (ترجمه ى فاضل خانى)، سفر پيدايش باب پنجم، آيات 5 - 32.

13. عهد جديد، كتاب اعمال رسولان، باب اول، آيات 1 - 12.

14. اينها حقايقى است كه در قرآن كريم آمده است: سوره انبياء، آيه 69 و سوره شعراء، آيه  63.

15. بحارالانوار، ج 51، ص 109.

 

 

 

بخش خوانده نشده بعدی : خلاصة درس

ملاقات با امام عصر(عجل الله تعالي فرجه الشريف) در زمان غيبت كبري گاهي در حالت اضطرار و گاهي در حالت عادي ممكن است رخ دهد.

شرط تحقق ملاقات و تشرف به محضر حضرت، اذن آن حضرت و وجود مصلحت است نه علاقه و اشتياق تنها.
گرچه ديدن جمال حضرت بسيار محبوب و مطلوب است ولي آنچه وظيفه شيعيان در عصر غيبت است عمل به تكليف است.

موضوع طول عمر و دير زيستي هم از نظر علمي توجيه پذير است، هم نمونه‌هاي تاريخي دارد و هم شواهد قرآني و روائي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شرایط و علایم ظهور حضرت مهدی(عج)

 

 

 

 

 


جهان در آستانه ظهور

در بخش‌هاي گذشته درباره غيبت امام دوازدهم و فلسفه آن سخن گفتيم. آن آخرين حجّت پروردگار غايب شد تا پس از فراهم شدن زمينه‌ها ظاهر شود و جهان را از پرتو هدايت‌هاي مستقيم خود بهره مند سازد. بشريت مي‌توانست در دوران غيبت، به گونه‌اي عمل كند كه هر چه زودتر شرايط حضور امام را آماده سازد ولي به خاطر پيروي از شيطان و هواي نفس و دور ماندن از تربيت صحيح قرآني و نپذيرفتن ولايت و راهبري معصوم(عليه السلام) به بيراهه رفت و هر روز بناي ستمي را در دنيا قرار داد و ظلم و تباهي را گسترده كرد. با انتخاب اين مسير، به سرانجام بسيار بدي رسيد. جهاني پر از ظلم و جور، فساد و تباهي، روزگاري تهي از امنيّت اخلاقي و رواني، حياتي به دور از معنويت و پاكي و اجتماعي پر از تجاوزها و پايمال كردن حقوق زيردستان، محصول عملكرد انسان‌هاي دوران غيبت شد. واقعيتي كه در كلام معصومين از قرن‌ها قبل، پيش بيني شده و تصوير سياه آن، ترسيم گشته بود.

امام صادق(عليه السلام) به يكي از ياران خود فرمود:

«هنگامي كه ببيني ظلم و ستم فراگير شده، قرآن فراموش گشته و از روي هوا و هوس تفسير گرديده، اهل باطل بر اهل حق پيشي گرفته، افراد با ايمان سكوت اختيار كرده، پيوند خويشاوندي بريده شده، چاپلوسي فراوان گشته، راههاي خير بدون رهرو و راههاي شر مورد توجه قرار گرفته، حلال، حرام شده و حرام مجاز شمرده شده. سرمايه‌هاي عظيم در راه خشم خدا (و فساد و ابتذال) صرف گرديده، رشوه خواري در ميان كاركنان دولت رايج شده، سرگرمي‌هاي ناسالم چنان رواج پيدا كرده كه هيچ كس جرأت جلوگيري آن را ندارد، شنيدن حقايق قرآن بر مردم گران آيد اما شنيدن باطل سهل و آسان باشد، براي غير خدا به حج خانه خدا بشتابند، مردم سنگدل شوند (و عواطف بميرد)، اگر كسي اقدام به امر به معروف و نهي از منكر كند به او توصيه مي‌كنند كه اين كار وظيفه تو نيست، هر سال فساد و بدعتي نو پيدا شود. (هرگاه ديدي اوضاع مردم اينگونه شده) مراقب خويش باش و از خدا نجات و رهايي از اين وضع ناهنجار را بخواه (كه فرج نزديك است).»( 1 )

البته اين تصوير سياه از دوران پيش از ظهور، چهره غالب آن دوره است چرا كه در همين روزگار هستند دين باوران حقيقي كه بر عهد خود با خداوند استوار مي‌مانند و مرزهاي اعتقاد خود را پاس مي‌دارند و در فساد محيط حل نمي‌شوند و سرنوشت خود را به فرجام زشت ديگران پيوند نمي‌زنند. و اينها از بهترين بندگان خدا و شيعيان امامان نور هستند كه در روايات فراوان مورد تمجيد و ستايش قرار گرفته‌اند. اينان هم خود پاك زيستند و هم ديگران را به پاكي دعوت مي‌كنند چون نيك مي‌دانند كه مي‌توان از راه ترويج خوبي‌ها و ساختن محيطي معطّر به عطر ايمان، ظهور امام خوبي‌ها را پيش انداخت و مقدمات قيام و حكومت او را فراهم كرد زيرا كه زماني قيام عليه بدي‌ها ممكن است كه مصلح موعود ياوراني داشته باشد. و اين تفكر نقطه مقابل ايدة باطلي است كه معتقدند جهت تعجيل ظهور بايد فساد را رواج داد! به راستي آيا پذيرفته است كه اهل ايمان در برابر زشتي‌ها و بدي‌ها سكوت كنند تا فساد فراگير شود و از اين راه زمينه ظهور فراهم گردد؟ آيا ترويج خوبي‌ها و فضيلت‌ها نمي‌تواند ظهور امام خوبان را نزديك كند؟

فريضه امر به معروف و نهي از منكر از تكاليف قطعي هر مسلمان است كه در هيچ زمان و مكاني قابل چشم پوشي نيست پس چگونه است كه به خاطر تعجيل ظهور بتوان مروّج ظلم و تباهي شد؟!

چنانكه پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمود:

«در پايان اين امت (مسلمان) قومي خواهند بود كه مانند مسلمانان صدر اسلام اجر خواهند داشت آنها امر به معروف و نهي از منكر مي‌كنند و با اهل فتنه (و فساد) مي‌جنگند.» ( 2 )

گذشته از اين آنچه در روايات فراوان به آن تصريح شده است، پر شدن جهان از ظلم و ستم است و اين به معني ظالم شدن همه انسان‌ها نيست بلكه همچنان راه خدا، رهروان خود را خواهد داشت و عطر فضيلت‌ها در محيط‌هاي گوناگون به مشام خواهد رسيد.

بنابراين، جهانِ پيش از ظهور اگرچه دوران تلخي است ولي به دوره شيرين ظهور پايان مي‌گيرد و اگر چه روزگار فساد و ستمگري است امّا پاك بودن و ديگران را به خوبي‌ها دعوت كردن از وظايف حتمي منتظران است و در تعجيل فرج آل محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) تأثير مستقيم دارد.

اين بخش را با سخني از امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به پايان مي‌بريم كه فرمودند:

«ما را از شيعيان باز نمي‌دارد مگر آنچه از كردارهاي آنان كه به ما مي‌رسد و ما را ناخوشايند است و از آنان روا نمي‌دانيم.» ( 3 )

------------------------------------------

1. كافى، ج 7، ص 28.

2. معجم احاديث الامام المهدى، ج 1، ص 49.

3. احتجاج، ج 2، ش 360، ص 602.

 

 

بخش خوانده نشده بعدی : زمينه‌هاي ظهور و علائم آن


Copyright ©

زمينه‌هاي ظهور و علائم آن

ظهور امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) شرايط و نشانه هايي دارد كه از آنها به عنوان زمينه‌هاي ظهور و علائم آن ياد مي‌شود تفاوت اين دو آن است كه زمينه‌ها در تحقق ظهور تأثير واقعي دارند به گونه‌اي كه با فراهم شدن آنها ظهور امام اتفاق مي‌افتد و بدون آنها ظهور نخواهد بود. ولي علائم در وقوع ظهور نقشي ندارند بلكه تنها نشانه هايي هستند كه به وسيله آنها مي‌توان به اصل ظهور و يا نزديك شدن آن پي برد.

با توجه به تفاوت ياد شده به خوبي مي‌توان دريافت كه زمينه‌ها و شرايط نسبت به علائم و نشانه‌ها از اهميت بيشتري برخوردارند بنابراين لازم است كه بيش از آنكه به دنبال علائم باشيم به زمينه‌ها توجه كنيم و در حد توان خود در تحقق آنها بكوشيم. به همين جهت ما ابتدا زمينه‌ها و شرايط ظهور را توضيح مي‌دهيم و در پايان به اختصار برخي از علائم ظهور را بر مي‌شمريم.

زمينه‌هاي ظهور

هر پديده‌اي در جهان با فراهم آمدن شرائط و زمينه‌هاي آن به وجود مي‌آيد و بدون تحقق زمينه‌ها امكان وجود براي هيچ موجودي نخواهد بود. هر زميني قابليت پرورش دانه را ندارد و هر آب و هوايي مناسب با رشد هر گياه و نباتي نيست. وقتي كشاورز مي‌تواند انتظار برداشت خوب از زمين داشته باشد كه شرايط لازم براي به دست آمدن محصول را تهيه كرده باشد.

بر اين اساس هر انقلاب و رويداد اجتماعي نيز به زمينه‌ها و شرايط آن بستگي دارد؛ همانگونه كه انقلاب اسلامي ايران نيز با فراهم آمدن مقدمات آن به پيروزي رسيد. قيام و انقلاب جهاني امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) كه بزرگترين حركت جهاني است نيز پيرو همين اصل است و بدون تحقق زمينه‌ها و شرايط آن به وقوع نخواهد پيوست.

مقصود از اين سخن آن است كه تصور نشود امر قيام و حكومت امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از روابط حاكم بر جهان آفرينش مستثني است و حركت اصلاحي آن بزرگوار از راه معجزه و بدون اسباب و عوامل عادي به سرانجام مي‌رسد. بلكه بر اساس تعاليم قرآن و پيشوايان معصوم(عليهم السلام)، سنّت الهي بر اين قرار گرفته كه امور عالم از مجراي طبيعي و علل و اسباب عادي انجام گيرد.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«خداوند امتناع دارد از اينكه امور را جز از راه اسباب (آن) فراهم آورد.» ( 1 )

و در روايتي از امام باقر(عليه السلام) نقل شده است كه شخصي به ايشان عرض كرد:

«مي گويند زماني كه امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) قيام كند همه امور بر وفق مراد او خواهد بود.

حضرت فرمود: هرگز چنين نيست. قسم به آنكس كه جانم در دست اوست اگر بنا بود براي كسي كارها خود به خود درست شود همانا براي رسول خدا(صلي الله عليه و آله وسلم) چنين مي‌شد.» ( 2 )

البته سخن فوق بدين معني نيست كه در قيام بزرگ مهدوي، امدادهاي غيبي و آسماني وجود نخواهد داشت بلكه مقصود آن است كه در كنار امدادهاي الهي، زمينه‌ها و عوامل و شرايط عادي نيز بايد فراهم شود.

با اين مقدمه ابتدا بايد زمينه‌هاي ظهور را بشناسيم و سپس در راه تحقّق آنها گام برداريم.

مهمترين زمينه‌هاي قيام و انقلاب جهاني امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) چهار چيز است كه هر يك را جداگانه مورد بررسي قرار مي‌دهيم:

 

---------------------------------------

1. ميزان الحكمة، ج 5، ح 8166.

2. الغيبة نعمانى، باب 15، ح 2.

 

 

بخش خوانده نشده بعدی : الف. طرح و برنامه


C

الف. طرح و برنامه

روشن است كه هر قيام و حركت اصلاحي به دو برنامه نياز دارد:

1. برنامه‌اي جامع براي مبارزه با ناهنجاري‌هاي موجود از طريق سازماندهي نيروها.

2. قانوني كامل و متناسب با همه نيازهاي جامعه كه ضامن تمام حقوق فردي و اجتماعي در يك نظام عادلانه حكومتي باشد و حركت رو به رشد اجتماع را براي رسيدن به وضعيت آرماني، ترسيم كند.

تعاليم قرآن كريم و سنّت معصومين(عليهم السلام) كه همان اسلام ناب است به عنوان بهترين قانون و برنامه در اختيار امام عصر(عليه السلام) است و آن حضرت بر اساس اين منشور جاويد الهي عمل خواهد كرد( 1) كتابي كه آيات آن توسط خداوند بزرگ كه آگاه به تمام زواياي حيات آدمي و نيازهاي مادي و معنوي اوست نازل گشته است. بنابراين انقلاب جهاني او از نظر برنامه و قانون حكومتي، داراي پشتوانه‌اي بي نظير است و با هيچ حركت و جنبش اصلاحي ديگري قابل مقايسه نيست. شاهد اين ادّعا آن است كه جهان امروز پس از تجربه قوانين بشري به ضعف و سستي آنها اقرار و اعتراف كرده است و به تدريج آماده پذيرش قوانين آسماني مي‌گردد.

«آلوين تافلر»، مشاور سياستمداران آمريكا براي حل اين بحران و اصلاح جامعه جهاني، نظريه «موج سوم»( 2 ) را ارائه كرده است؛ ولي در عين حال اعترافات شگفت آوري در اين زمينه دارد:

فهرست مشكلاتي كه جامعه ما (غرب) با آن مواجه است، تمامي ندارد. با ديدن فروپاشي پياپي نهادهاي تمدن صنعتي در حال نزاع به درون غرقاب بي كفايتي و فساد؛ بوي انحطاط اخلاقي آن نيز مشام را مي‌آزارد. در نتيجه موج ناخشنودي و فشار براي تغييرات، فضا را انباشته است. در پاسخ به اين فشارها، هزاران طرح ارائه مي‌شود كه همگي ادعا دارند اساسي و بنيادي يا حتي انقلابي اند؛ اما بارها و بارها، مقررات و قوانين، طرح‌ها و دستورالعمل‌هاي جديد ـ كه همگي به منظور حل مشكلات ما تهيه و تدوين شده‌اند ـ كمانه مي‌كنند و بر وخامت مشكلات ما مي‌افزايند و اين احساس عجز و يأس را دامن مي‌زنند كه هيچ فايده‌اي ندارد و مؤثّر نيست. اين احساس براي هر نظام دموكراسي خطرناك است و نياز شديد به وجود مرد سوار بر اسب سفيد ضرب المثل‌ها را هر چه بيشتر دامن مي‌زند. ( 3 )

-----------------------------------

1. امام باقر(عليه السلام) در توصيف امام مهدى(عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود: «يَعمَلُ بِكتابِ الله، لايَرى مُنكراً الاّ اَنكَرَهُ؛ يعني او بر اساس كتاب خدا (قرآن) عمل خواهد كرد و هيچ بدي را نمى بيند مگر اينكه آن را انكار مى كند.» بحارالانوار، ج 51، ص 141.

2. ايشان معتقد است تا به حال دو انقلاب كشاورزى و صنعتى تحول عظيمى در جهان ايجاد كرده و موج سوم كه انقلاب الكترونيكى و فراصنعتى است در راه است.

3. به سوى تمدن جديد، تافلر، محمدرضا جعفرى.

 

بخش خوانده نشده بعدی : ب: رهبري

ب: رهبري

در همه قيام ها، نياز به رهبر از ابتدايي ترين ضرورت‌هاي قيام شمرده مي‌شود و هر چه قيام وسيع‌تر و داراي اهداف بلندتري باشد، نياز به رهبري توانا و متناسب با آن اهداف بيشتر احساس مي‌شود.

در مسير مبارزه جهاني با ظلم و ستم و حاكميت عدالت و مساوات در كره زمين وجود رهبري آگاه و توانا و دلسوز كه از مديريتي صحيح و قاطع برخوردار باشد ركن اصلي و اساسي انقلاب است. حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) كه عصاره انبياء و اولياء است به عنوان رهبر قيام بزرگ زنده و حاضر است او تنها رهبري است كه به دليل ارتباط با عالم غيب، به همه هستي و روابط موجود در آن آگاهي كامل دارد و داناترين انسانهاي زمان خويش است.

پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله وسلم) فرمود:

«آگاه باشيد كه مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) وارث تمام علوم است و بر تمام دانش‌ها احاطه دارد.» ( 1 )

او يگانه رهبري است كه از همه قيد و بندها آزاد بوده و تنها دل در گرو رضايت آفريدگار عالم دارد.

بنابراين قيام و حكومت جهاني از نظر رهبر و پيشوا نيز در بهترين شرايط قرار دارد.

 

---------------------------------

1. النجم الثاقب، ص 193.

بخش خوانده نشده بعدی : ج. ياران


ج. ياران

يكي ديگر از زمينه‌ها و شرايط لازم براي تحقق ظهور، وجود ياوراني شايسته و لايق براي پشتيباني از قيام و انجام كارهاي حكومت جهاني است بديهي است وقتي انقلابي جهاني به وسيله رهبري آسماني روي مي‌دهد ياوراني متناسب با آن مي‌خواهد و اينگونه نيست كه هر كس ادّعاي ياوري كند بتواند در آن ميدان، حضور يابد.

در اين باره به جريان زير توجه كنيد:

«يكي از شيعيان امام صادق(عليه السلام) به نام سهل بن حسن خراساني به آن حضرت مي‌گويد:

چه چيز شما را بازداشته است از اينكه حق مسلّم خود (حكومت) را به دست بگيريد در حالي كه صدهزار شيعه ي پا در ركاب و شمشير زن در اختيار شماست؟ امام دستور مي‌دهند تا تنور آتشي فراهم شود و چون شعله‌هاي آتش بالا مي‌گيرد به سهل مي‌فرمايند: ‌اي خراساني برخيز و در تنور بنشين سهل كه گمان كرده است امام از او خشمگين شده، شروع به عذر خواهي مي‌كند و مي‌گويد: آقا مرا ببخشيد و به آتش شكنجه ام نكنيد!! امام مي‌فرمايد: از تو گذشتم.

در اين حال هارون مكّي از شيعيان راستين حضرت وارد مي‌شود و سلام مي‌كند. امام صادق(عليه السلام) به او پاسخ مي‌دهد و بدون هيچ مقدمه‌اي به او مي‌فرمايد: در درون تنور بنشين!

هارون مكّي بي درنگ و بدون هيچ پرسشي، اين كار را انجام مي‌دهد! امام صادق(عليه السلام) در همان حال با مرد خراساني گفتگو مي‌كند و درباره خراسان خبرهايي مي‌دهد چنانكه گويي خود شاهد آن بوده است و پس از مدّتي به سهل مي‌فرمايد: برخيز‌ اي خراساني و داخل تنور را نگاه كن! سهل برخاسته و داخل تنور را نگاه مي‌كند و هارون را مي‌بيند كه در ميان شعله‌هاي آتش چهار زانو نشسته است!

آنگاه امام(عليه السلام) از او مي‌پرسد: در خراسان، چند نفر مثل هارون مي‌شناسي؟! خراساني مي‌گويد: به خدا قسم، يك نفر هم اينگونه سراغ ندارم حضرت مي‌فرمايد: آگاه باش! ما در زماني كه پنج نفر ياور و پشتيبان پيدا نكنيم قيام نمي‌كنيم. ما بهتر مي‌دانيم كه كدام زمان، زمان قيام است!» ( 1 )

بنابراين جا دارد صفات و ويژگي‌هاي ياوران امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) را در آئينه روايات پيشوايان ديني مرور كنيم تا بدين وسيله جايگاه خود را شناخته و در پي رفع كمبودهاي خود باشيم.

 1. معرفت و اطاعت

ياران مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) از شناخت عميق نسبت به خداوند و امام خود برخوردارند و با آگاهي كامل در ميدانِ حق حضور يافته‌اند.

امام علي(عليه السلام) درباره آنها فرموده است: 

«مرداني كه خدا را چنان كه شايسته است شناخته‌اند.» ( 2 )

شناخت و اعتقاد آنان نسبت به امام نيز در ژرفاي وجودشان ريشه دوانيده و سراسر وجودشان را فرا گرفته است اين شناختي فراتر از دانستن نام و نشان و نسب امام است. معرفت به حق ولايت امام و جايگاه بلند او در مجموعه هستي است و اين همان معرفتي است كه آنها را سرشار از محبّت او كرده و مطيع و گوش به فرمان او قرار داده است؛ زيرا كه مي‌دانند سخن امام سخن خدا و اطاعت از او اطاعت از خداست.

پيامبر(صلي الله عليه و آله وسلم) در توصيف آنها فرموده است:

«آنها در اطاعت از امام خويش مي‌كوشند.» ( 3 )

2. عبادت و صلابت

ياوران مهدي در عبادت از پيشواي خود الگو گرفته‌اند و روزها و شب‌ها را با ذكر شيرين حق سپري مي‌كنند امام صادق(عليه السلام) درباره آنها فرمود:

«شب‌ها را با عبادت به صبح مي‌رسانند و روزها را با روزه به پايان مي‌برند( 4 ) و در سخني ديگر فرمود: بر فراز اسب ها، خدا را تسبيح مي‌گويند.» ( 5 )

و همين ذكر خداست كه از آنان مرداني آهنين ساخته است كه هيچ چيز صلابت و استواري آنها را در هم نمي‌شكند امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«آنان مرداني هستند كه گويا دل هايشان پاره‌هاي آهن است.» ( 6 )

3. جان نثاري و شهادت طلبي

معرفت عميق ياران، نسبت به امام مهدي، دل‌هاي آن‌ها را مملوّ از عشق به امام مي‌كند بنابراين در ميدان رزم او را چون نگيني در ميان مي‌گيرند و جان خود را سپر بلاي او مي‌كنند.

امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«(ياران مهدي) در ميدان رزم در اطراف او مي‌چرخند و با جان خود از او محافظت مي‌كنند.» ( 7 )

و نيز فرمود:

«آنها آرزو مي‌كنند كه در راه خدا به شهادت برسند.» ( 8 )

4. شجاعت و دليري

ياران مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مانند مولايشان افرادي شجاع و مرداني پولادين هستند امام علي(عليه السلام) در وصف آنها فرمود: «همه آنها شيراني هستند كه از بيشه‌ها بيرون شده‌اند و اگر اراده كنند كوهها را از جا مي‌كنند.» ( 9 )

5. صبر و بردباري

بديهي است كه مبارزه عليه ظلم جهاني و برقراري حكومت عدل جهاني با رنج و مشقت‌هاي فراوان همراه است و ياوران امام در راه تحقق آرمان‌هاي جهاني امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مشكلات و ناگواريها را به جان مي‌خرند ولي از سر اخلاص و تواضع، عمل خود را ناچيز مي‌شمارند.

امام علي(عليه السلام) فرمود:

«آنها گروهي هستند كه به خاطر صبر و بردباري در راه خدا، بر خداوند منّت نمي‌گذارند. و از اين كه جان خويش را تقديم آستان حضرت حق مي‌كنند، به خود نمي‌بالند و آن را بزرگ نمي‌شمارند.» ( 10 )

6. اتّحاد و همدلي

امام علي(عليه السلام) در توصيف همدلي و اتحاد ياران امام چنين فرمود:

«ايشان يكدل و هماهنگ هستند.» ( 11 )

اين يكدلي به سبب آن است كه خودخواهي‌ها و خواسته‌هاي شخصي در وجود آنان نيست آنها با اعتقادي صحيح در زير يك پرچم و براي يك هدف، قيام مي‌كنند و اين خود يكي از عوامل پيروزي آنها بر جبهه مقابل مي‌باشد.

7. زهد و پارسايي

امام علي(عليه السلام) در وصف ياران مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) فرمود:

«او از يارانش بيعت مي‌گيرد كه طلا و نقره‌اي نيندوزند و گندم و جوي ذخيره نكنند.» ( 12 )

آنان اهداف بلندي دارند و براي آرماني بزرگ برخاسته‌اند و مادّيات دنيا نبايد آنها را از اهداف و آرمان‌ها باز دارد. بنابراين آنها كه با ديدن زرق و برق دنيا، چشمهايشان خيره مي‌شود و دل هايشان مي‌لرزد در ميان ياوران ويژه امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) جايي ندارند.

آنچه گذشت بخشي از ويژگي‌هاي ياران امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بود و به جهت برخورداري از اين خصوصيات، در روايات از آنان به بزرگي ياد شده است و پيشوايان معصوم(عليهم السلام) زبان به ستايش و بزرگداشت آنان گشوده‌اند.

پيامبر اكرم(صلي الله عليه و آله وسلم) در وصف آنان فرموده است:

«اوُلئِكَ هُمْ خِيار الاُْمّةِ؛

آنان بهترين امت (من) هستند.» ( 13 )

و در سخني ديگر امام علي(عليه السلام) فرموده است:

«فَبِاَبي وَاُمّي مِنْ عِدّة قَليلَة اَسْمائُهُمْ فِي الاَْرضِ مَجْهُولَةٌ( 14 )؛

پدر و مادرم فداي گروه اندكي باد كه در زمين ناشناخته‌اند.»

البتّه ياوران مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بر طبق لياقت و شايستگي‌ها در رده‌هاي مختلف قرار مي‌گيرند و در روايات آمده است كه آن حضرت علاوه بر 313 نفر يار ويژه كه كادر اصلي قيام را تشكيل مي‌دهند، از لشكري 10 هزار نفري نيز برخوردار است و به علاوه خيل عظيم مؤمنان منتظر به ياري او خواهند شتافت.

 

---------------------------------

1. سفينة البحار، ج 8، ص 681.

آمادگي عمومي

در مقاطع مختلف تاريخ امامان معصوم(عليه السلام)، اين حقيقت مشاهده مي‌شود كه مردم آمادگي لازم براي استفاده بهتر از حضور امام را نداشتند. آنان در زمان‌هاي گوناگون فيض محضر معصوم را قدر ندانستند و از زمزم جاري هدايتهاي او آنچنان كه بايسته بود بهره نبردند. خداوند متعال آخرين حجّت حق را پنهان كرد تا هر زمان كه آمادگي عمومي براي پذيرش او فراهم شد ظاهر شود و همگان را از سرچشمه معارف الهي سيراب سازد.

بنابراين وجود آمادگي از شرايط بسيار مهمّ براي ظهور مصلح موعود است و به وسيله آن حركت اصلاحي آن حضرت به نتيجه مطلوب خواهد رسيد.

در قرآن كريم آمده است گروهي از بني اسرائيل كه از ظلم و ستم جالوت به ستوه آمده بودند از پيامبر زمان خود خواستند كه براي آنها فرماندهي را برگزيند تا تحت فرمان او به نبرد با جالوت بپردازند.

خواستن فرمانده براي جنگ، نوعي آمادگي را در آنها نشان مي‌داد اگر چه تعداد فراواني در بين راه سست شدند و عدّه كمي تا پايان مبارزه ماندند. ( 1 )

پس امر ظهور زماني است كه همه از عمق جان خواهان عدالت اجتماعي، امنيّت اخلاقي و رواني و رشد و شكوفايي معنوي باشند؛ وقتي مردم از بي عدالتي‌ها و تبعيض‌ها خسته شوند و ببينند كه آشكارا حقوق ضعيفان به وسيله صاحبان قدرت و ثروت پايمال مي‌گردد و امكانات مادي در انحصار عده‌اي معدود است عطش عدالت خواهي به اوج مي‌رسد.

زماني كه فساد اخلاقي در انواع مختلف رواج پيدا كند و افراد در انجام كارهاي ضد اخلاقي بر يكديگر سبقت بگيرند بلكه به اعمال زشت خود افتخار كنند و يا چنان از اصول الهي و انساني فاصله بگيرند كه بعضي از اعمال منافي عفّت را قانوني كرده و در نتيجه نظام خانواده را سست كنند و فرزندان بي سرپرست را به دامن اجتماع بريزند، اشتياق به ظهور پيشوايي كه حاكميت او، امنيّت و سلامتي اخلاقي و رواني را به بشريت هديه خواهد كرد، فراوان مي‌شود. و آنگاه كه مردم همه لذّت‌هاي مادي را تجربه كنند ولي از زندگي و حيات خود راضي نباشند و در پي جهاني برخوردار از معنويت باشند، تشنه آبشارِ لطف امام(عجل الله تعالي فرجه الشريف) مي‌شوند.

بديهي است كه شوق درك حضور امام، زماني به اوج مي‌رسد كه بشريت با تجربه كردن دولت‌ها و نظام‌هاي مختلف بشري به اين حقيقت برسد كه تنها نجات دهنده عالم از فساد و تباهي، خليفه و جانشين خدا در زمين حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است و يگانه برنامه‌اي كه حيات پاك و طيبه را براي انسان‌ها به ارمغان مي‌آورد قوانين الهي است. بنابراين با همه وجود نياز به امام را درك مي‌كنند و به دنبال اين درك، براي فراهم شدن زمينه‌هاي ظهور او تلاش مي‌كنند و موانع را از سر راه او مي‌بردارند. و در اين زمان است كه فرج و گشايش فرا مي‌رسد.

پيامبر گرامي اسلام(صلي الله عليه و آله وسلم) در توصيف آخر‌الزمان و دوران پيش از ظهور فرمود:

«]زماني مي‌رسد كه انسان مؤمن هيچ پناهگاهي نمي‌يابد كه از شرّ ظلم و تباهي به آن پناه برد پس در آن زمان [ خداوند عزوجل مردي از خاندان مرا بر مي‌انگيزد.» ( 2 )

 

-------------------------------------------

1. ر.ك: سوره بقره، آيات 246-251.

2. عقدالدرر، ص 73.

 

علائم ظهور

قيام و انقلاب جهاني امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) نشانه هايي دارد. دانستن اين علائم، آثار مهمّي در پي خواهد داشت. از آنجا كه اين نشانه‌ها نويد بخش فرج مهدي آل محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) است، وقوع هر يك از آنها نور اميد را در دل‌هاي منتظران، پر فروغ‌تر خواهد كرد و براي معاندان و منحرفان مايه تذكّر و هشدار خواهد بود تا از بدي و تباهي دست بردارند همچنان كه منتظران را براي درك ظهور و كسب قابليت همراهي و حضور در كنار معصوم(عليه السلام) مهياتر خواهد كرد. علاوه بر اينكه آگاهي از اتفاقاتي كه در آينده رخ خواهد داد مي‌تواند ما را در برنامه ريزي مناسب براي مواجهه بهتر با آنها ياري دهد، همانگونه كه اين علائم معيار خوبي براي تشخيص مدّعيان دروغين مهدويت است بنابراين اگر كسي ادّعاي مهدويت كرد ولي قيام او همراه با اين علائم نبود به سادگي مي‌توان به دروغگو بودن او پي برد.

در روايات پيشوايان معصوم(عليه السلام) علائم فراواني براي ظهور ذكر شده است كه بعضي از آنها پديده‌هاي طبيعي و عادي و بعضي غير عادّي و معجزه آسا هستند.

ما از ميان اين علائم ابتدا آنهايي را كه در منابع معتبر بيشتر به صورت برجسته ذكر شده بيان مي‌كنيم و در پايان تعدادي از علائم ديگر را به اختصار برمي‌شمريم.

امام صادق(عليه السلام) در روايتي فرمود:

«]قيام[ قائم(عجل الله تعالي فرجه الشريف) پنج نشانه دارد: خروج سفياني، يماني، نداي آسماني، كشته شدن نفس زكيه و خسف بيداء.» ( 1 )

اكنون با توجه به روايات، علائم پنجگانه ياد شده را كه در روايات متعدد تكرار شده است توضيح مي‌دهيم گرچه تمام جزئيات حوادث مربوط به آنها براي ما روشن نيست.

 

------------------------------------

1. الغيبة نعمانى، باب 14، ح 9، ص 261.

بخش خوانده نشده بعدی : الف. خروج سفياني


Copyright

 

 

بخش خوانده نشده بعدی : علائم ظهور


Copyright

الف. خروج سفياني

خروج سفياني از علائمي است كه در روايات فراوان آمده و اينگونه توصيف شده است: سفياني مردي از نسل ابوسفيان است كه اندكي پيش از ظهور از سرزمين شام قيام مي‌كند. او جنايت كاري است كه از قتل و كشتار هيچ پروايي ندارد و با دشمنان خود به شكل فجيعي رفتار مي‌كند.

امام صادق(عليه السلام) دربارة او فرمود:

«اگر سفياني را ببيني پليدترين مردم را مشاهده كرده اي»( 1 )

آغاز قيام او ماه رجب است. وي پس از تصرف شام و مناطق اطراف آن به عراق حمله كرده و در آنجا به كشتار گسترده‌اي دست مي‌زند.

بر اساس بعضي از روايات از خروج تا كشته شدن او پانزده ماه به طول مي‌انجامد. ( 2 )

--------------------------------------------

1. كمال الدين، ج 2، باب 57، ح 10، ص 557.

2. الغيبة نعمانى، باب 18، ح 1، ص 310.

 

 

بخش خوانده نشده بعدی : ب. خَسْف بَيداء

 

2. منتخب الاثر، فصل 8، باب 1، ح 2، ص 611.

3. يوم الخلاص، ص 223.

4. يوم الخلاص، ص 224.

خَسْف بَيداء

خسف به معناي فرو رفتن و بيداء منطقه‌اي ميان مكه و مدينه است.

مقصود از خسف بيداء اين است كه سفياني، لشگري را براي مقابله با امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به سمت مكّه گسيل مي‌دارد. هنگامي كه لشگر او به منطقه بيداء رسيد به صورتي معجزه آسا در زمين فرو مي‌رود.

امام باقر(عليه السلام) در اين باره فرمود:

«به فرمانده سپاه سفياني خبر مي‌رسد كه مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) به سوي مكه رفته است، پس لشگري را در پي او روانه مي‌كند ولي او را نمي‌يابد... چون لشگر سفياني به سرزمين بيداء رسيد ندا دهنده‌اي از آسمان آواز مي‌دهد: «اي سرزمين بيداء آنان را نابود كن» پس آن سرزمين لشگر را در خود فرو مي‌برد.» ( 1 )

 

-------------------------------------------

1. همان، باب 14، ح 67، ص 289.

بخش خوانده نشده بعدی : ج. خروج يماني

 

5. بحارالانوار، ج 52، ص 308.

خروج يماني

قيام سرداري از سرزمين يمن يكي ديگر از علائم است كه اندكي پيش از ظهور رخ خواهد داد. وي كه مردي صالح و مؤمن است عليه بدي‌ها و انحرافات قيام مي‌كند و با تمام توان با بدي‌ها و تباهي‌ها مبارزه مي‌كند. البتّه جزئيات حركت و اقدامات او براي ما چندان روشن نيست.

امام باقر(عليه السلام) در اين باره فرمود:

«...در ميان بيرق ها]يي كه قبل از قيام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) بلند مي‌شود [پرچمي هدايت كننده‌تر از پرچم يماني وجود ندارد كه آن پرچم هدايت است چون به سوي صاحب شما (امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه

د. صيحه آسماني

يكي ديگر از علائمي كه پيش از ظهور اتفاق مي‌افتد صيحه آسماني است. اين نداي آسماني كه بر اساس بعضي از روايات نداي جبرئيل(عليه السلام) است در ماه رمضان شنيده مي‌شود( 1 ) و از آنجا كه قيام مصلح كل، انقلابي جهاني است و همگان منتظر وقوع آن هستند؛ يكي از راه‌هاي آگاهي مردم جهان از اين رويداد همين نداي آسماني خواهد بود.

امام باقر(عليه السلام) فرمود:

«قيام قائم(عليه السلام) تحقق نمي‌يابد مگر اينكه ندا دهنده‌اي از آسمان ندايي دهد كه اهل مشرق و مغرب آن را بشنوند».( 2 )

اين صيحه همچنانكه مايه شادماني مؤمنان است هشداري براي بدكاران است تا از كردار زشت خود دست كشيده و به حلقه ياوران مصلح جهاني بپيوندند.

در باره محتواي اين نداي آسماني روايات مختلفي رسيده است از جمله امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«ندا دهنده‌اي از آسمان به نام قائم(عليه السلام) و نام پدرش آواز مي‌دهد».( 3 )

----------------------------------------------

1. همان، باب14، ص 262.

2. الغيبة نعمانى، باب 18، ح 14، ص 265.

3. همان، باب 10، ح 29، ص 187.

 

 

بخش خوانده نشده بعدی : هـ. قتل نفس زكيه

الشريف) دعوت مي‌كند. ( 1 )

 

--------------------------------------

1. همان، باب14، ح 13، ص 264.

بخش خوانده نشده بعدی : د. صيحه آسماني

هـ. قتل نفس زكيه

نفس زكيه به معناي شخص به رشد و كمال رسيده و يا انسان پاك و بي گناهي است كه قتلي انجام نداده است و مقصود از قتل نفس زكيه اين است كه اندكي پيش از قيام امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) شخصيت برجسته و يا بي گناهي بدست مخالفان حضرت كشته مي‌شود.

زمان اين رخداد بر اساس بعضي از روايات 15 شب پيش از قيام امام مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است. امام صادق(عليه السلام) در اين باره فرمود:

«بين قيام قائم آل محمد(صلي الله عليه و آله وسلم) و كشته شدن نفس زكيه تنها 15 شب فاصله است.» ( 1 )

علائم فراوان ديگري نيز در روايات ذكر شده است كه بعضي از آنها عبارتند از:

خروج دجّال (موجودي حيله گر و پليد كه بسياري از انسان‌ها را گمراه مي‌كند)، خورشيد گرفتگي و ماه گرفتگي در ماه مبارك رمضان، آشكار شدن فتنه‌ها و قيام مردي از خراسان.

گفتني است توضيح و تحليل اين نشانه‌ها در كتاب‌هاي مفصّل، بيان شده است. ( 2 )

----------------------------------------------

1. كمال الدين، ج 2، باب 57، ح 2، ص 554.

2. ر.ك: بحارالانوار، ج 52، صص 181 الى 278.

 

بخش خوانده نشده بعدی : خلاصة

خلاصة درس

 

 

جهان پيش از ظهور گرچه چهره غالب آن ‌ظلم و ستم و تباهي است اما به معناي ظالم شدن همه انسانها نيست.

 

در دوره غيبت و آستانه ظهور عمل به فريضه امر به معروف و نهي از منكر تكليف اصلي مردم است تا شرايط ظهور آماده گردد.

 

مهم ترين زمينه‌هاي قيام حضرت عبارت است از: طرح و برنامه، رهبري، وجود ياران و آمادگي عمومي.

ويژگي‌هاي مهم ياران حضرت عبادت است از: معرفت و اطاعت، عبادت و صلاحت، شهات طلبي، شجاعت، صبر و بردباري، اتحاد و پارسائي.

 

براي ظهور حضرت در روايات علائمي ذكر شده است كه حتماً به وقوع مي‌پيوندد مثل: خروج سفياني، قيام يماني، خسف بيداء، صيحه‌ي آسماني و قتل نفس زكيه.