انواع فيض

براي روشن شدن بحث توجه به اين نكته لازم است كه فيض بر چند قسم است.

1. فيض وجود

آن چه كه در عالم وجود دارد از اتم تا كهكشان‌ها از ماديات تا مجردات همه و همه مخلوق خداست اما سخن در اين است كه به خاطر نقص در ناحيه قابليت قابل، فيض وجود، به واسطه انوار طيّبه معصومين علیهم السلام صورت گرفت و همچنان فيض وجود از اين طريق افاضه مي‌گردد و تداوم و استمرار مي‌يابد.

 2. فيض هدايت و معنويت

در فيض هدايت نيز، قطعاً نياز به واسطه است زيرا همه نمي توانند محل نزول وحي الهي قرار گيرند و مستقيماً هدايت شوند و پيوسته بايد بين خالق و مخلوق واسطه اي باشد تا فيض هدايت و معنويت شامل حال آنان گردد.

 

3. فيض نعم مادي

لزوم وجود حجت خدا در هر عصر و زمان كه در بخش آيات مهدويت و همين طور در بخش امام مهدي علیه السلام در سنت گذشت ناظر به همين مطلب است. يعني اگر حجت خدا در روي زمين نباشد همه اين فيض‌ها قطع خواهد شد، لذا در هر زمان حجتي از طرف خداوند كه گاهي به عنوان نبي است و گاهي به عنوان وصي اين مسؤوليت را بر عهده دارد و تمام فيض‌هاي مادي و معنوي از طريق او به مخلوقات مي‌رسد به گونه اي كه اگر اين حجت برداشته شود نظام آفرينش نابود خواهد شد.

امام سجاد علیه السلام مي‌فرمايد:

(در پرتو وجود ماست كه خداوند، آسمان را از فروپاشي نگه مي‌دارد، در پرتو وجود ماست كه خداوند زمين را از لرزش و سلب آرامش از ساكنانش حفظ مي‌كند باران به وسيله ما نازل و رحمت به وسيله ما منتشر و بركات زمين به خاطر ما خارج مي‌گردد و اگر از ما (حجت خدا) كسي روي زمين نباشد زمين اهلش را در خود فرو خواهد برد.1

وقتي جابر از رسول گرامي اسلام صلی الله علیه و آله در مورد فائده امام غائب سؤال نمود حضرت اين حقيقت را در قالب مثالي بسيار زيبا و گويا براي او بيان نمود و فرمود:

(اي و الذي بعثني بالنبوه انهم ليستضيئون بنوره و ينتفعون بولايته في غيبته كانتفاع الناس بالشمس ان سترها سحاب)2;

(بله قسم به آن خدايي كه مرا به نبوت برانگيخت همانا پيروانش در زمان غيبتش از نور او روشني مي‌گيرند و از ولايتش بهره مي‌برند همانند بهره مندي مردم از خورشيد آن گاه كه ابر آن را پوشانده باشد.

تشبيه امام و حجت خدا به خورشيد پشت ابر نكات بسيار زيادي را دربر دارد از جمله اين كه فوائد خورشيد منحصر در شعاع مستقيم آن نيست و زماني كه پشت ابر پنهان مي‌گردد مردم همچنان از فوائد سرشار خورشيد بهره مند مي‌گردند به گونه اي كه اگر لحظه اي اين خورشيد نباشد منظومه شمسي در هم مي‌ريزد. در تشبيه لطيف ديگري حضرت به آب مثال زده شده است و از او به عنوان (ماء معين) يعني آب نمايان ياد شده است.3 اين دو تشبيه بيانگر ضرورت وجودي حضرت است كه همان گونه كه حيات همه موجودات به نور خورشيد و آب بستگي دارد حيات مادي و معنوي تمام موجودات به وجود امام زمان عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ بستگي دارد و در دعاي عديله اين حقيقت به بياني زيبا به چشم مي‌خورد.

(ببقائه بَقيت الدنيا و بيُمنِه رُزِقَ الوري و بوجوده ثبتتِ الارض و السماء و به يَمْلاءُ الله الارض قسطاً و عدلا بعد ما ملئت ظلماً و جوراً)4;5

دنيا به واسطه او باقي است و مخلوقات از بركت او روزي داده مي‌شوند و زمين و آسمان به سبب او قرار و ثبات دارند و خداوند زمين را به وسيله او پر از عدل و داد مي‌كند پس از آن كه از ظلم و ستم پر شده است.

 


1. كمال الدين، ج 1، ص 238، باب 21، حديث 22 ر.ك: كافي، ج 1، ص 179، حديث 11، باب ان الارض لا تخلو من حجة و كتاب الغيبة مرحوم نعماني، باب 8.

2. منتخب الاثر، ص 144 الفصل الاول الباب الثامن، حديث 4.

3. در بحث آيات مهدويت ذيل آيه 30 ملك بحث آن گذشت.

4. مفاتيح الجنان، دعاي عديله، در زيارت جامعه كبيره فرازهاي «بكم فتح اللّه» به بعد ناظر به همين مسأله مي باشد.

5. براي مطالعه بيشتر در مورد واسطه فيض مراجعه كنيد به:

اصول كافي، كتاب الحجة، باب الاضطرار الي الحجة و باب ان الارض لا تخلو من حجة، كمال الدين، باب العلة التي من اجلها يحتاج الي الامام و باب اتصال الوصيه، خورشيد مغرب، فصل نهم، رقم 6، ص 178.


Copyright

قدمه

هدايت انسان داراي دو رتبه است.

هدايت تشريعي:

كه به صورت ارائه طريق و نشان دادن راه مي‌باشد.

(انا هدينا السَّبيل اما شاكراً و اما كفوراً) (انسان 76: 3) به حقيقت ما راه (سعادت و نجات) را به انسان نشان داديم حال خواهد هدايت پذيرد و شكر اين نعمت گويد و هر كه خواهد آن را كفران نمايد.

هدايت باطني:

(شاخه اي از هدايت تكويني) كه به صورت ايصال الي المطلوب و رساندن به خواسته و هدف مي‌باشد.

رسالت اصلي همه انبياء و اوصياء علیهم السلام هدايت تشريعي و ارشاد و راهنمائي مردم مي‌باشد اما سخن در اين است كه هدايت باطني چه جايگاهي دارد و كار كيست؟

مرحوم علامه طباطبائي(رحمه الله) در تفسير گرانسنگ الميزان ذيل آيه 124 بقره و آيه 73 سوره انبياء و 24 سوره سجده به تبيين اين مسأله پرداخته است از ديدگاه ايشان، هدايت باطني و ايصال الي المطلوب از شؤون امامت كه فوق رسالت است مي‌باشد.


مطلب

ابراهيم خليل در اواخر عمر خود در حالي كه هم نبي بود و هم رسول بعد از پشت سر گذاشتن امتحانات سنگيني مثل انداخته شدن در آتش، ذبخ فرزندش اسماعيل و سربلندي در اين ابتلاءات ، مفتخر به مقام شامخ و رفيع امامت گرديد و خداوند متعال به او فرمود: (اني جاعلك للناس اماماً) (بقره: 124) همانا من تو را براي مردم امام قرار دادم.

حضرت ابراهيم در حالي كه هم نبي بود و هم رسول اين مژده به او داده شد كه ما تو را امام قرار مي‌دهيم و اين حاكي از عظمت و بزرگي مقام امامت مي‌باشد.

نكته جالب اين كه در قرآن مجيد هر كجا متعرض امامت شده است در كنار آن هدايت به امر خدا به عنوان تفسير آمده است (آيه 73 انبياء و 24 سجده)

نتيجه اين كه امامت از ديدگاه قرآن مطلق هدايت نيست بلكه هدايتي است كه به فرمان الهي صورت مي‌گيرد و به حَسَب باطن نوعي ولايت بر مردم است كه با نفوذ و تأثير در نفوس قابل و لايق، آنان را در سلوك و پيمودن منازل و مراتب سير الي الله دستگيري و راهنمايي مي‌كند.

مقام رسالت در فيوضات ظاهري يعني شريعت الهي رابط بين مردم و خداست ولي مقام امامت در فيوضات باطني رابط بين عابد و معبود است.1

نكته مهم اين كه گاهي اين دو مقام در يك نفر جمع مي‌شود مثل رسول گرامي اسلام صلی الله علیه و آلهو حضرت ابراهيم علیه السلام و برخي ديگر از انبياء عظيم الشأن «صلوات الله عليهم اجمعين» و گاهي از نبوت جدا مي‌گردد و شخص، داراي مقام رفيع امامت است مثل ائمه طاهرين علیهم السلام.

جان كلام اين كه امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ رسالت اصليش هدايت و دستگيري باطني افراد لايق و شايسته مي‌باشد و هم اكنون قافله سالار كاروان انسانيت در سير الي الله مي‌باشد و غيبت حضرت هيچ مانعي براي إعمال اين هدايت نيست بر خلاف هدايت تشريعي كه لازمه آن ظهور و حضور امام ميان مردم مي‌باشد و ان شاءالله با ظهور حضرت، مردم از آن بهره مند خواهند شد.

 

فلسفه هدايت باطني

با وجود هدايت تشريعي و آيات نوراني قرآن و سنت حيات بخش معصومين علیهم السلام چه ضرورتي براي هدايت باطني مي‌توان در نظر گرفت؟!

در پاسخ اين سوال بايد گفت انسان‌ها در درجات و مراتب مختلفي از عقل و فهم قرار دارند بسياري از افراد (از مؤمنين) به بهشت قانع و راضيند و نسبت به درجات بالاتر، يا اطلاعي ندارند يا همت وصول به آن را ندارند اينان در پرتو هدايت تشريعي مي‌تواند به مقصود و خواسته خود نائل شوند و نيازي به هدايت باطني براي آنان نيست.

اما در طول تاريخ پيوسته انسان هايي بوده و هستند كه به بهشت قانع نيستند و با شناخت استعدادهاي عظيم بالقوه خود به بهشت و جهنم به عنوان ابزار و وسيله اي براي نيل به درجات بسيار عالي مي‌نگرند نه هدف يكي عامل تشويق و ديگري عامل تهديد و بازدارنده از آلودگي و سستي.

اينان با همّتي بلند و عزمي راسخ طالب سلوك سير الي الله و طي عالي ترين درجات رشد و تعالي هستند و خداوند حكيم شرائط و راهكارهاي لازم براي اين دسته از انسان‌هاي والا همت را فراهم نموده است از جمله ضرورت وجود يك انسان كامل كه خود در اوج معنويت و بر فراز اين قله قرار دارد تا دستگير و رهنماي چنين افراد لايق و شايسته اي باشد و در پرتو هدايتهاي باطني او درجات رشد و تعالي را يكي پس از ديگري طي كنند. با توجه به اين نكته كه در فيض هدايت نياز به واسطه است با بياني كه در بخش واسطه فيض گذشت.

فائده سوم: اميد بخشي

نقش حياتي و شگفت انگيز اميد در سعادت و موفقيت فرد و جامعه بر كسي پوشيده نيست و در يك جمله مي‌توان گفت: «بشر به اميد زنده است» رسول گرامي اسلام صلی الله علیه و آله مي‌فرمايد: «اگر اميد نبود مادري فرزند خود را شير نمي داد و كسي درختي نمي كاشت».1

قدرت و توان يك سپاه به روحيه و اميد او بستگي دارد يكي از مهمترين علتهاي شكست سپاه اسلام در جنگ احد با شايعه كشته شدن رسول خدا و همينطور شكست لشگر احزاب در جنگ خندق از دست دادن اميد و روحيه، بود.

و هم اكنون نيز دشمن براي دست يافتن بر همين هدف يعني سلب اميد از طرف مقابل قبل از جنگ نظامي، ماهها دست به جنگ شديد رواني مي‌زند.

و شيعه با اعتقاد به امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ پيوسته اميد خود را حفظ نموده و با انتظار ظهور او موجوديت خود را حفظ نموده است.

آري آن چه كه در طول تاريخ تشيع، رمز پايداري شيعه بوده است با آن همه دشمني، توطئه مكر و نيرنگ عليه اين فرقه ناجيه، چيزي جز اميد و ثمره آن انتظار نبوده و نيست.

گر چه اهل سنت نيز اعتقاد به حضرت مهدي علیه السلام دارند اما اعتقاد به مهدي موعود موجود، با اعتقاد به يك مهدي كه هر وقت خداوند بخواهد به دنيا مي‌آيد و در وقت مناسب ظهور خواهد نموده هرگز قابل مقايسه نيست و اين امر با مقايسه جوامع شيعي نشين كه داراي انتظاري زنده، نيروآفرين و تحرك بخش هستند و جوامع سني نشين كه داراي انتظاري سرد و خاموش مي‌باشند به خوبي مشهود است كه علت آن دو نكته اساسي است:

1 ـ شيعه با اعتقاد به وجود امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ و قدرت و علم بي‌نهايت او، خود را از يك پشتوانه قوي و فولادين برخوردار مي‌داند كه عنايات و توجهات او پيوسته يار و ياور آنان است لذا همانند كوهي استوار در برابر دشمن مي‌ايستد و هراسي به دل راه نمي دهد.

2 ـ با اعتقاد به نقش و تأثير مردم در زمينه سازي و تعجيل ظهور و پايان يافتن غيبت به سعي و تلاش خود براي تحقق اين امر، ادامه مي‌دهد كه نمونه بارز آن انقلاب اسلامي ايران مي‌باشد كه با همين هدف به رهبري امام راحل(قدس سره) شكل گرفت.2

 


1. مهدي تجسم اميد و نجات، عزيز الله حيدري، ص 19 به نقل از نهج الفصاحة، ص 189، كلمه 936.

2. براي آشنايي با تلاش دشمن در از بين بردن اين اميد مراجعه نماييد به كتاب تهاجم يا تفاوت فرهنگي از دكتر حسن بلخاري، ص 92 و مجله انتظار، شماره 5، ص 268.


فائده چهارم: امنيت بخشي

با اين همه گناه و معصيت، ظلم و فسادي كه در عالم وجود دارد اگر به خاطر وجود امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ نبود تاكنون بارها و بارها مردم گرفتار عذاب الهي شده و همه نابود شده بودند. اما امام، امان براي اهل زمين است و خداوند به احترام او، به مردم مهلت مي‌دهد تا شايد به خود آيند و با توبه، خود را از شقاوت ابدي رهايي بخشند.

رسول گرامي اسلام صلی الله علیه و آله به حضرت علي علیه السلام فرمودند: «... خداوند متعال به واسطه ائمه از فرزندان تو، باران بر امتم نازل مي‌كند و دعاي آنان را به اجابت مي‌رساند و بلا را از آنان برطرف مي‌كند»1

و امام محمد باقر علیه السلام مي‌فرمايند:

«نحن الذين بنا يُصرَفُ عنكم العذاب» ما كساني هستيم كه خداوند بواسطه ما عذاب را از شما برطرف مي‌گرداند.2

و در جاي ديگر فرمودند: اگر يك روز زمين از امام و حجت خدا خالي بماند «لعذَّبهم الله باشدّ العذاب» خداوند آنان را (مردم) به شديدترين عذابها مبتلا مي‌نمايد.34

 

فائده پنجم: حفظ كيان شيعه

امام زمان(عج) در توقيعي به مرحوم شيخ مفيد مي‌فرمايد:

(ما بر اخبار و احوال شما آگاهيم و هيچ چيز از شما بر ما پوشيده و مخفي نمي ماند).

(ما در رسيدگي و سرپرستي شما كوتاهي و اهمال نكرده و شما را از خاطر نبرده ايم كه اگر جز اين بود دشواريها و مصيبت‌ها بر شما فرود مي‌آمد و دشمنان شما را ريشه كن و نابود مي‌نمودند.1

در دوران جنگ جهاني اول و اشغال ايران توسط قواي انگليسي و روسي، حملات و هجوم آنان به ملت مظلوم ايران به اوج خود رسيده بود. به همين جهت مرحوم آيت الله العظمي نائيني(قدس سره)بسيار پريشان و نگران اوضاع شيعه بود.

شبي به امام عصر ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ متوسل گرديد و در حال گريه و توسل به خواب رفت، در عالم رؤيا ديوار بزرگي به شكل نقشه ايران را ديد كه در حال سقوط است و عده اي زن و بچه زير آن نشسته اند وضعيت به قدري هولناك بود كه در خواب فرياد كشيد... در اين حال ديد حضرت ولي عصر علیه السلام تشريف آوردند و انگشت مباركشان را به طرف آن ديوار گرفته و آن را سر جاي خودش قرار دادند و فرمودند:

(اين جا شيعه خانه ماست، مي‌شكند، خم مي‌شود، خطر هست، ولي ما نمي گذاريم سقوط كند نگهش مي‌داريم).2

 


فائده ششم: فريادرسي

امام فريادرس بي‌پناهان، و پناه بي‌كسان است چه بسيار درماندگان و گمشدگان كه با لطف و عنايت حضرت تجات يافتند كه ثبت و نقل آن‌ها نيازمند به دهها جلد كتاب مي‌باشد.

امروز اميرالامراء جز تو كسي نيست

بــر نالــه دل غير تو فرياد رسي نيست

در كعبه و بت خانه و دير و كليسا

جز نغمه ناقوس تو بانك جرسي نيست1

مي گويد:

در يكي از كشورهاي اروپايي براي ادامه تحصيل درس مي‌خواندم، در فاصله بين محل سكونت و دانشگاه يك اتوبوس بيشتر رفت و آمد نمي كرد. براي آخرين امتحان عازم دانشگاه شدم كه ناگهان در بين راه اتوبوس خراب شد و سعي و تلاش راننده سودي نبخشيد، هيچ وسيله ديگري نبود، اضطراب و نااميدي وجودم را فرا گرفته بود... يك باره جرقه اي در مغزم زد كه ما وقتي در ايران بوديم در سختي‌ها به امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ متوسل مي‌شديم. دلم شكست و اشكم جاري شد با خود گفتم: يا بقية الله اگر امروز به دادم برسي من قول مي‌دهم تا آخر عمر هرگز نماز اول وقت را فراموش نكنم.

پس از چند دقيقه اي آقائي آمد با راننده حرف زد دستي به ماشين زد و گفت ماشين را روشن كن و همين كه راننده استارت زد ماشين روشن شد من از شدت خوشحالي و عجله اي كه داشتم اصلاً متوجه آن آقا نشدم همين كه ماشين خواست حركت كند آن آقا آمد مرا به اسم صدا زد و گفت: عهدي كه با ما بستي يادت نرود!2

 


1. مير مهر، پور سيد آقايي، ص 73.

2. مير مهر، پور سيد آقائي، ص 344.


فائده هفتم: حفظ علوم و اسرار الهي

تمام علوم و حقايقي كه همراه حضرت آدم علیه السلام به زمين آورده شد و هر آن چه كه تمام انبياء علیهم السلام از طريق وحي دريافت نموده اند پيوسته از حجتي به حجت ديگر به ارث مي‌رسيد و حجت هر زمان حافظ اين علوم بود و هم اكنون حافظ همه اين علوم و اسرار امام زمان ـ عجل الله تعالي فرجه الشريف ـ مي‌باشد.

نكته حائز اهميت اين كه در عصر ظهور با توجه به اين كه بشر به حد اعلاي رشد فكري و عقلي خود نائل مي‌گردد زمينه عرضه اين علوم فراهم مي‌گردد و بشريت در پرتو آن به بالاترين درجات خواهد رسيد.

براي آگاهي بيشتر مراجعه كنيد به:

كافي، ج 1، كتاب الحجة، باب ان الائمه علیهم السلام ورثه العلم.

نهج البلاغه، فيض الاسلام، حكمت 139.

فائده هشتم: تهذيب نفوس

توجه به اين مطلب اساسي كه امام شاهد اعمال ماست1 و از طرفي پيوسته اعمال ما به محضر حضرت عرضه مي‌گردد2 مي‌تواند در روي آوردن ما به فضائل و خودداري از رذائل نقش خوبي ايفا كند بويژه اين كه دعاي خير حضرت پيوسته شامل حال كساني كه مي‌خواهند در اين راه قدم بردارند خواهد بود.

اين توجه ارزشمند و حركت در مسير تهذيب نفس و بهره مندي از دعاي خير حضرت مي‌تواند مقدّمه اي باشد براي قابليت و لياقت هدايت باطني حضرت.

وقتي از يكي از سالكان سير الي الله و مهذبان و مقربان درگاه الهي سؤال مي‌شود چه كنيم در نماز حضور قلب داشته باشيم اين عارف روشن ضمير مي‌گويد:3

(قبل از نماز توسل به حضرت بقية الله ـ روحي و ارواح العالمين لتراب مقدمه الفداه ـ داشته باشيد گر چه با يك سلام باشد).

 


1. كافي، ج 1، ص 190، باب في ان الائمه علیهم السلام شهداء الله عزوجلّ علي خلقه.

فائده نهم: وجود حجت خدا اتمام حجتي است بر مردم

از آن جايي كه مشيت الهي بر اين قرار گرفته است كه استقرار عدالت جهاني به كمك مؤمنين و بندگان صالح و شايسته او انجام گيرد در طول تاريخ كم نبوده اند كساني كه ادعاي وجود ياران مورد نياز براي تحقق اين امر را داشته اند حضور پيش از دو ميليون زائر در جمكران قضاياي مسجد سهله، شهر حلّه يا شيعيان بحرين شاهد اين مدّعاست حال اگر اين حجت وجود نداشت و هر وقت زمينه پذيرش عمومي فراهم مي‌گرديد، فرستاده مي‌شد; منتظران; اين حجت را بر خدا داشتند كه اگر خداوند زودتر حجتش را آفريده بود و در اختيار ما قرار مي‌داد ظلم و ستم تا اين حدّ تداوم نمي يافت.1

امّا اكنون كه زمين لحظه اي از حجت خالي نبود و نخواهد بود و از طرفي خداوند متعال فياض مطلق است و وعده قطعي و حتمي ظهور او را داده است خداوند متعال اين حجت را بر ما دارد كه اگر شما آماده بوديد و بندگان صالح مورد نظر براي تحقق اين كار فراهم بود من حجتم را براي نجات بشريت و ريشه كن نمودن ظلم مي‌فرستادم آن چه كه هست ادعاي آمادگي است و نقص از ناحيه مردم است.

وجود امام زمان علیه السلام و آمادگي او براي قيام كه لقب (قائم) بيانگر همين نكته مي‌باشد ـ اين پيام را براي منتظران دارد كه در راه فراهم نمودن زمينه ظهور بيشتر بكوشيد و تلاش كنيد.

(اللهم ارزقنا الاجتهاد في طاعته واجتناب معصيته وامنن علينا برضاه وهب لنا رأفته ورحمته ودعائه وخيره)

 


واسطه فيض

و در يك جمله حيات مادي و معنوي بشريت بلكه نظام هستي به يمن وجود امام و حجت خدا كه واسطه فيض است مي‌باشد.

يكي از مهم ترين مسائل معرفت و شناخت، اعم از ديني، فلسفي و عرفاني، مساله فيض و وساطت در فيض است كه از دير زمان مطرح بوده و در معارف ديني تحت عنوان (اول ما خلق الله) يا (نخستين مخلوق) از آن ياد شده است.

آن گاه كه خداوند متعال اراده نمود خلقتي داشته باشد گرچه در ناحيه خالق هيچ نقص و عجزي وجود نداشت اما در ناحيه مخلوق نيازمند به واسطه بود چرا كه اولاً: بايد بين علت و معلول سنخيت وجود داشته باشد و ثانياً مشيت خداوند بر اين تعلق گرفته كه نظام هستي، نظام اسباب و مسبّبات باشد امام صادق علیه السلام مي‌فرمايد:

خداوند متعال امتناع نموده از اين كه امور را عملي سازد مگر بوسيله اسباب، پس براي هر چيزي سببي قرار داد و براي هر سببي فتح و گشايشي قرار داد و براي هر گشايشي كليدي و براي هر كليدي نشانه اي و براي هر نشانه اي در ناطقي قرار داد هر كس اين وسيله و باب ناطق را بشناسد خدا را شناخته و هر كس آن را انكار كند خدا را انكار كرده است و آن رسول اللّه صلی الله علیه و آله و ما (=ائمه علیهم السلام) هستيم.1

لذا براي فيض وجود و ساير فيوضات نياز به واسطه اي بود كه از طرفي بتواند با عالم ماده مرتبط باشد و در قالب انسان مادي تجلي يابد و از طرف ديگر نزديك ترين و مقرب ترين موجود در عالم هستي به خالق متعال باشد به همين جهت است كه در روايات متعددي از ناحيه حضرت رسول صلی الله علیه و آله اين چنين آمده است كه اولين چيزي كه توسط آفريدگار هستي خلق شد و به عبارت ديگر نخستين مخلوق، انوار طيبه معصومين علیهم السلام بود و به واسطه آنان فيض جود و وجود به ساير موجودات افاضه شد.2